سرمقاله
اسماعیل عسلی
معرفت، محبت، تأثیرپذیری
اخیراً شاهد بازتاب اظهارات قابل تأمل برخی از سخنرانان مذهبی در فضای مجازی هستیم که برای برخی به اسباب تفرج و سرگرمی تبدیل شده و به گونه ای ارزش های دینی را آماج تیرهای زهرآگین طعنه می کند. سخنانی که اغلب با منطق دین که مرجع اصلی آن قرآن است سنخیتی ندارد و نه تنها هیچ کمکی به شناخت بیشتر مردم نسبت به دین نمی کند بلکه جایگاه و نقش سازنده دین را زیر سؤال می برد و این در حالی است که برخی از این سخنرانان چه بسا تصور می کنند در حال بیان حقیقت هستند.
تاریخ گواه صادقی بر این مدعاست که اولیاء و انبیا و ائمه هرگز به دنبال نسبت دادن برخی رفتارها و سخنان شگفت انگیز به خود نبوده اند و حتی اگر عوام الناس هم تحت تأثیر برخی رویدادها تلاش می کردند از انبیاء بت بسازند و آنها را به جای خدا بنشانند با جدیت در برابر چنین جریاناتی می ایستادند کما این که حضرت محمد (ص) زمانی که متوجه میشوند برخی از مردم تلاش دارند خورشید گرفتگی را به وفات فرزندشان ابراهیم نسبت دهند فوراً مردم را در مسجد جمع می کنند و می فرمایند این دو واقعه هیچ ربطی به هم ندارند!
حال سؤالی که در پیوند با این موضوع پیش می آید این که پس ریشه ی برخی از این اظهارات را در کجا باید جستجو کرد؟
در زمان های گذشته که وسایل ارتباط جمعی به شکل کنونی وجود نداشت راه های سرگرم کردن مردم و پر کردن اوقات فراغت آنها در مراسم و آیین هایی محدود می شد که در انحصار افراد خاصی بود و غیر از مساجد، حسینیه ها و تکیه ها که افراد موجه تری با سخنرانی و نقل حکایت با محوریت ادبیات تعلیمی توجه مردم را به هنجارهای مبتنی بر آموزه های دینی جلب می کردند، عده ای نیز با پرده خوانی و نقل حکایات آمیخته به اغراق، تلاش می کردند تصویری فراانسانی از بزرگان دین ارائه کنند و رفتار و اعمالی را به آنها نسبت دهند که موجب شگفتی مردم گردد. در حالی که نمی دانستند ارائه ی چنین تصاویری از بزرگان دین موجب می گردد که مردم احساس کنند هرگز نمی توانند از آنها الگو بگیرند زیرا با چنین اعمال و رفتاری نه تنها دور از دسترس به نظر می آمدند بلکه حتی کسی نمی توانست آنها را درک کند. (ادامه…)