اضلاع کار فرهنگی
رشد و توسعه  ی فرهنگی نیازمند گذشت زمان است. غیرممکن نیست که شخصی گنجی پیدا کند و  یک شبه از خاک بلند شود و ثروتمند گردد و به دنبال آن شاهد تغییرات زیادی در میزان برخورداری  های او باشیم. اما محال است که فردی بتواند در مدت زمانی کوتاه ذهن و حافظه  ی خود را از محتوای هزاران کتاب و نوشته سرشار سازد و باور خود را نسبت به حقایق مکتوم در جهان هستی به مرحله ای از کمال برساند که با قدرت نفسانی بالا قادر به تأثیرگذاری بر دیگران باشد. لذا رشد فرهنگی و معنوی هم تدریجی است و هم پلکانی، البته در زندگی هر کسی فراز و فرودهایی وجود دارد که در جریان آن ممکن است بارقه ای از آگاهی او را به افق  های ناشناخته پیوند دهد و به عنوان نقطه عطفی از آن بهره برده و بر اساس آن به اصلاح نگرش و شخصیت خود بپردازد.
این روزها خرد و کلان از کار فرهنگی سخن می  گویند و همین که با بن بستی مواجه شدند و از توجیه و تفسیر آن بازماندند بر لزوم کار فرهنگی برای رفع آن معضل تأکید می  کنند منظورشان هم از کار فرهنگی صرفاً سخنرانی کردن، شعر خواندن، مداحی و نمایش فیلم و کار هنری است بدون آن که به سهم قانون و اجرای آن و برخورد با قانون شکنان در فرهنگ سازی اشاره داشته باشند. در حالی که همه  ی آنچه ما به عنوان رفتار از آن  یاد می  کنیم به تنهایی حاصل باور درونی ما نیست بلکه بخشی از آن به الزاماتی برمی  گردد که خود را ناگزیر به رعایت آن می  دانیم. بی گمان اگر مردم ناگزیر بودند که معادل بهای آب مصرفی خود را بپردازند در  یک بازه  ی زمانی کوتاه به الگوی مصرف نزدیک می  شدند. چگونه است که ما وقتی به برخی از شهرهای زیبای اروپایی می  رویم به خود حق نمی  دهیم که آب دهان در پیاده رو بیندازیم و قوانین آنجا را زیر پا بگذاریم زیرا باور کرده ایم که در صورت عدول از قانون به شدت با ما برخورد می  شود. باید اذعان داشت که در جامعه  ی ما به دلیل ملاحظات فردی و گروهی استثناپذیری رواج دارد و روایی استثنا اجازه  ی فرهنگ سازی نمی  دهد اینجاست که تأثیر روانی قطع کردن انگشت  یک سارق در ملأ عام و به نمایش گذاشتن چهره  ی او به دلیل دله دزدی  های متعدد، با رهاسازی سارقان صاحب امضاء و خودداری از ذکر نام آنها خنثی می  شود و جز خشم و نفرت و احساس وجود تبعیض هیچ دستاوردی ندارد و به فرهنگ سازی هم منجر نمی  شود.
فرهنگ سازی چهار ضلع دارد که عبارتند از قانون، اجرای قانون، برخورد با بی قانونی و تبلیغات و روشنگری.
اگر کسی قانون را زیر پا بگذارد و امیدوار باشد که می  تواند با توسل به پول و پارتی و افشاگری از مجازات بگریزد هرگز در برابر قانون سر خم نخواهد کرد. (ادامه…)