• print
یادداشت – یکشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۴

پیامدهای شرایط ویژه

اسماعیل عسلی

ریشه یابی بخش قابل توجهی از چالشهای اجتماعی که تصویری متفاوت نسبت به گذشته از جامعه ایرانی ارائه میدهد ما را به این نتیجه سوق میدهد که قرار گرفتن کشور در شرایط ویژه عده ای را ناگزیر به واکنشهایی در قالب رفتارهای غیرمتعارف میکند و چه بسا از این رهگذر خسارتی به دیگران وارد کنند و یا خسارتی ببینند. محور تمامی این خسارتها سوء استفاده از شرایط موجود است. اصولا سوء استفاده زمانی رخ میدهد که زمینه ای برای آن وجود داشته باشد. گاهی سیل، قحطی و جنگ به دلیل فضای روانی خاصی که ایجاد میکنند، میتوانند به احتکار، گرانفروشی و قالب کردن اجناس بی کیفیت دامن بزنند زیرا هراس مردم از یک رویداد غیرمنتظره و افق مبهم و مه آلودی که پیش چشمشان قرار میگیرد، ریسک پذیری آنها را بالا میبرد و به کارهایی دست میزنند که در شرایط عادی تمایلی به آن ندارند اگر نگاهی تحلیلی به اخبار حوادث و رویدادهای اجتماعی داشته باشیم درمی یابیم که بسیاری از سوء استفاده های صورت گرفته تکیه گاهی جز بحران نداشته است. موج مدرک گرایی به فروش سئوالات کنکور و هزار جور کلاهبرداری دیگر منجر میشود. تمایل به خانه دار شدن با شرایط ویژه و راحت موجب افتادن هزاران نفر به دام شیادان شده است.

 شتابزدگی برای دریافت وام به از دست رفتن تمامی سرمایه های صدها خانواده انجامیده و علاقمندی به مهاجرت غیرقانونی به غرق شدن، آوارگی و شکست افراد زیادی ختم شده و چه بسا افراد مریض داری که در بحران کمبود دارو به دام شیادانی افتاده اند که داروهای تاریخ گذشته و تقلبی به آنها فروخته شده آن هم با چندین برابر قیمت… اگر پرونده های انباشته شده در محاکم قضایی را از لحاظ موضوعی بررسی کنیم متوجه میشویم که بخش اعظم تخلفات ریشه در بحرانهای اجتماعی داشته است. بحران نتیجه ی حاکمیت شرایط غیرطبیعی بر کشور است. این شرایط زاییده جنگ، حصر و تحریم اقتصادی، فرار سرمایه ها و مهاجرت نیروهای انسانی، رکود و تورم، حضور اتباع کشورهای جنگزده در ایران و تبعات ناشی از این رخدادهاست. اگر در شرایط عادی نرخ  ارز خارجی فرضا ۱۰ درصد از مردم کشور را توانا میساخت که سفر خارجی داشته باشند زمانی که نرخها افزایش پیدا میکند این ۱۰ درصد به ۵ درصد یا کمتر تقلیل مییابد و آن ۵ درصد باقی مانده در مسیر تلاش برای دست یافتن به چنین قدرتی از راه های غیرمتعارف به دام شیادان میافتند. باید بپذیریم که حاکمیت شرایط ویژه در کشور فسادآور است. کما این که در جریان توزیع کوپن ارزاق عمومی برخی از رندان رانت خوار میلیاردها تومان درآمد کسب کردند و در زمان دو نرخی شدن بنزین و انواع سوخت نیز تخلفات مشابهی را شاهد بودیم.

اساسا از آنجایی که بخشی از جمعیت جامعه از آمادگی لازم برای این که خود را با شرایط ویژه وفق بدهد برخوردار نیست، همواره کسانی پیدا میشوند که به دنبال راهی میانبر میگردند و چون حرکت در مسیرهای غیرقانونی دست کسانی که قانون را دور میزنند برای شاکی شدن از کلاهبرداران میبندد بنابراین کلاهبرداران با خیال آسوده در چنین مسیرهایی کمین میکنند و به اغفال خوش خیالها، آزمندان، افراد مستأصل، مریضدارها ، علاقمندان به تحصیل و زندگی در خارج از کشور و… مینشینند و آنها را سرکیسه میکنند. نمیتوان انکار کرد که ظرف بیش از سه دهه گذشته کشور ما اغلب در شرایط ویژه قرار داشته و ما همواره در معرض حصارهای اقتصادی و تنگناهای بین المللی بوده ایم. به طوری که گاهی ناگزیر شده ایم همان سلاحی که زمانی خرید آن را برنمیتافتیم با واسطه و چندین برابر نرخ جهانی اش از رقبای سیاسی خود خریداری کنیم. بسیاری از اختلاسها و چپاولهای میلیاردی که در سطوح بالا اتفاق افتاده و پرونده های آن در جریان است ناشی از حاکمیت شرایط ویژه است. زیرا در یک سیستم سالم و اقتصاد پویا و مدیریت و نظارت حساب شده و برنامه ریزیهای خردمندانه امکان وقوع این همه تخلف اقتصادی وجود ندارد مسلماً اگر کشور در شرایط عادی اداره شود و موضوعی که در شرایط عادی اولویت چندم به حساب میآید به عنوان اولویت اول موضوعات دیگر را تحت الشعاع قرار ندهد، رانت زمینه ی رشد پیدا نمیکند. نگاه ابزاری و باندی به قدرت نیز زاییده شرایط ویژه است و اینگونه نیست که تصور کنیم همه از شرایط ویژه زیان میکنند.

 برخی که در اقلیت هستند از شرایط ویژه نفع میبرند زیرا اولویتها را تغییر میدهند و چه بسا برخی از امور نیازمند به توجه را از تیررس نگاه همگان دور نگه میدارند. همانگونه که وقتی بهداشت یک شهر تنزل پیدا میکند موشها، سوسکها، شپشها، ککها و موجوداتی که زندگی انگلی دارند چاق و چله میشوند و انسانهایی که حق حیات دارند مریض میشوند و میمیرند در شرایطی که اقتصاد یک کشور دچار رکود و تورم و بی سر و سامانی میشود، زالوهایی پیدا میشوند که با سوء استفاده از موقعیت خود، به رانت دامن میزنند و به قیمت استیصال و درماندگی و فلاکت مردم به نان و نوایی میرسند. اینها همان سوسکها و موشها هستند، در هر موقعیتی که باشند.

از این رو به نظر میرسد که برای مقابله با بسیاری از سوء استفاده ها و تخلفات از قانون و رانتها و زیرمیزیها باید اقتصاد کشور را از شرایط بحرانی خارج کرد زیرا همانگونه که بدن تحمل فشارخون تا یک سقف معینی را دارد و فراتر از آن به بروز بیماریهای خطرناک و عوارض غیرقابل جبران میانجامد، تداوم شرایط اقتصادی بحرانی نیز به انواع فسادها دامن میزند و به تدریج بسیاری از تخلفات قبح خود را از دست میدهد و امر و نهی ها به منزله ی آب در هاون کوبیدن است. زمانی در این شهر افرادی به عنوان رباخوار انگشت نما بودند اما امروز بانکهایی با عناوین فریبنده بسیار بیشتر از آن انگشت نماها که البته مدرسه هم میساختند به رباخواری اشتغال دارند. اگر ما رتبه و جایگاه خود را در جهان از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار دهیم متوجه میشویم که هر چند در نظریه پردازی تا مرحله ی اداره ی دنیا هم پیش رفته ایم اما وضعیت ما در شاخصهایی که واقعیت جامعه را به تصویر میکشد، مطلوب نیست. زمانی ما از منتقدان پر و پا قرص وضعیت فرهنگی جوامع غربی بودیم اما پس از سه دهه قادر به ارائه ی الگویی که بخواهیم جوامع مورد انتقاد خود را به آنها توجه دهیم و بگوییم اینگونه باشید، نیستیم. در جامعه ای که هر کس میخواهد گلیم خود را از آب بیرون بکشد، تعاون مفهوم خود را از دست میدهد و کار به جایی میکشد که حتی تعاونیها که پشتوانه ایدئولوژیکی  دارند و قاعدتا باید سالمترین تشکلهای اقتصادی محسوب شوند نیز آلوده میشوند.

Comments are closed.