• print
یادداشت “محمد عسلی” ۲۶ آذر ۹۴

یادداشت
محمد عسلی
هدف از روزنامه‌نگاری چیست؟
آیا روزنامه‌نگاری ابزاری برای جامعه‌سازی است؟ کدام جامعه؟
آیا هدف از روزنامه‌نگاری ایجاد مردم‌سالاری است؟ کدام نوع از مردم‌سالاری؟
مردم‌سالاری دینی یا مردم‌سالاری لائیک؟
آیا برخورداری از اطلاعاتی که پایه مشترک دارد، بهترین وسیله ترقی جامعه محسوب می‌شود؟
آیا ما باید برای کسانی که می‌خواهند صدایشان شنیده شود «مردمی که ضعیف هستند» امکان شنیده شدن صدایشان را فراهم کنیم؟
آیا قدرتمندان حق ندارند صدایشان شنیده شود؟ یا آنکه آنها صدایشان بلند است و نیازی به روزنامه ندارند؟
آیا مطبوعات آزاد در تمامی کشورها و به ویژه در آمریکا نهادی مستقل محسوب می‌شوند؟
آیا هدف اصلی روزنامه‌نگاری بازگو کردن حقیقت به مردم است تا آنها اطلاعاتی را که برای حاکمیت به آن نیاز دارند، در اختیار داشته باشند؟
و اما بعد:
به نظر می‌رسد، امروز روزنامه‌نگاری ابزاری برای مدیریت افکار عمومی است ‌که با اطلاع‌رسانی دقیق، مسئولانه، شفاف و بموقع مردم را برای عکس‌العمل بموقع در برابر وقایع و رویدادها آماده می‌کند. در این میان پاسخ به سؤالات فوق می‌تواند چراغ راه باشد تا به این سؤال کلی پاسخ داده شود که: آیا مطبوعات باید در خدمت حکومت شوندگان باشد یا حکومت کنندگان؟
اگر فرض بر این باشد که حکومت کنندگان کسانی باشند که از طریق انتخابات آزاد نیامده و محصول کودتا، فریب و یا اقتدار نظامی و سرمایه‌اند، بدیهی است حکومت کنندگانی هستند که با حکومت شوندگان فاصله بسیار دارند. لذا مطبوعات در چنین کشورهایی نمی‌توانند به مفهوم واقعی آزاد باشند.
اما اگر حکومت کنندگان مولود انقلاب مردمی باشند و از پشتوانه مردمی برخوردارند بالطبع مطبوعات در خدمت مردمند که از پایین به بالا و نه از بالا به پایین پیام‌ها، اخبار، دیدگاه‌ها و خواست‌ها را منعکس می‌کنند و پاسخ آن را از بالا دریافت می‌کنند.
در شرایط فعلی که رسانه‌های تأثیرگذار جهانی اعم از مطبوعات و دیگر رسانه‌های دیداری، شنیداری و مجازی تحت تأثیر سیاست‌گذاری‌های عوام‌فریبانه و به قصد تأمین و تکثیر و افزایش منافع ابرقدرت‌ها برنامه‌ریزی شده‌اند تا جایی که می‌توانند انقلاب فیس‌بوکی راه‌اندازی کنند و محور آن را در اختیار بگیرند تا به هر سمت و سویی که می‌خواهند آن را سوق دهند، چنانکه در لیبی و مصر انجام دادند. سخن از مطبوعات مستقل کار چندان آسانی نیست.
استقلال را که به مفهوم عدم وابستگی است نمی‌توان به طور مطلق در مطبوعات جا انداخت زیرا وابستگی‌های سیاسی، اقتصادی، تدارکاتی و حمایتی، میزان و تأثیرگذاری استقلال مطبوعاتی را زیر سؤال می‌برد.
هیچ شک نباید داشت که به قول «لی بولینگر» (تنوع صداها، به افزایش احتمال آگاهی مردم از حقیقت می‌انجامد. در نتیجه، مردم بهتر می‌توانند بر خود حکومت کنند.)
نکته مهم این است که این تنوع صداها گاه تحت تأثیر مقاصد تجاوزکارانه نفوذ خارجی وحدت ملی را خدشه‌دار می‌کند بر این اساس روزنامه‌نگاران متعهد و مسئول که خود را در برابر کشور، مردم، انقلاب و نمایندگان مردم در هیأت حاکمه پاسخگو می‌دانند با رعایت موازین قانونی و اخلاقی در انعکاس وقایع و دیدگاه‌ها اقدام می‌کنند که ما به این نوع عملکرد، عملکرد آگاهانه توأم با دلسوزی و نقد منصفانه می‌گوییم.
متأسفانه آنچه امروز استقلال مطبوعات مستقل را خدشه‌دار می‌کند، رقابت نابرابر مطبوعات دولتی با بخش خصوصی است.
زیرا مطبوعات بخش خصوصی از بنیه مالی و اطلاعات کافی برخوردار نیستند و برعکس مطبوعات دولتی نه دغدغه مسایل مالی و تدارکاتی دارند و نه مشکل خبرگیری از درون دولت و دیگر قوای دست‌اندرکار.
با این وصف اگر بخواهیم پاسخی برای هر یک از سؤالات مطرح شده در مقدمه این نوشتار داشته باشیم باید به این هم توجه کنیم که اولاً روزنامه‌نگاری به عنوان یک صنعت و هنر می‌باید پذیرفته شود که کار هر کس نیست.
دوم آنکه تحولات روزنامه‌نگاری نوین و انقلابی که در استفاده ابزاری از وسایل ارتباط جمعی جدید با فناوری پرسرعت به وجود آمده نمی‌توان تعریف تفکیک‌شده جغرافیایی برای اهداف روزنامه‌نگاری در نظر گرفت.
اما می‌توان گفت که باورهای دینی و مذهبی، فرهنگ، سنت و تمدن و میزان توسعه سیاسی و اقتصادی طبعاً و قطعاً در انتظارات مردم از روزنامه‌نگاران مؤثرند. ‌زیرا اگر یک نشریه یا روزنامه غربی به نام آزادی از زنان استفاده ابزاری نماید، این عمل در باورهای دینی و فرهنگی مردم ایران پذیرفتنی نیست، پس نمی‌توان گفت که به این منظور در ایران مطبوعات آزاد نیستند. اما اگر مصلحت‌طلبی، خودسانسوری و یا اعمال فشاری که همه مسئولین نظام را خط قرمز تلقی کند روند عمومی روزنامه‌نگاری شوند، آنگاه مطبوعات از رسالت خود که در قانون اساسی و قانون مطبوعات از آن سخن رفته است دور می‌شوند و به آگهی‌نامه‌هایی تبدیل می‌گردند که در واقع ویترین تبلیغات می‌شوند، نه ابزاری برای جامعه‌سازی به حساب می‌آیند، نه مردم‌سالاری دینی یا غیردینی ایجاد می‌کنند و نه وسیله ترقی جامعه می‌شوند.
می‌توان روزنامه‌ها و دیگر مطبوعات را وسیله‌ای برای شنیدن صدای دیگرانی دانست که صدایشان شنیده نمی‌شود و این کار روزنامه‌نگاری حرفه‌ای است که شرح آن مبسوط است و به زمانی دیگر موکول می‌کنم.
بیل کوواچ بر این باور است که «مفهوم مطبوعات به عنوان دروازه‌بان که تصمیم می‌گیرد چه اطلاعاتی در اختیار مردم قرار گیرد و چه اطلاعاتی از مردم دور نگاه داشته شود دیگر تعریف دقیقی از نقش روزنامه‌نگاری به دست نمی‌دهد. زیرا فضاهای مجازی به گونه‌ای آزادانه عمل می‌کنند که انعکاس هیچ خبری از چشم مردم پنهان نمی‌ماند…»
شاید در آینده نه چندان دور دیگر مطبوعه‌ای وجود خارجی نداشته باشد تا بتوان در نقش و اهداف آن قلم زد. متأسفانه گاه می‌شود که هر آنچه قانون حق مردم دانسته از آن استفاده نمی‌شود به هر دلیل.
رسیدن به اهداف روزنامه‌نگاری با گذر از موانع بسیار و استفاده از منابع لازم میسر است که در حال حاضر ما با حرکت پلکانی به سمت آن اهداف حرکت می‌کنیم. صبر ایوب می‌طلبد و عمر نوح، اگر دست دهد.
والسلام

Comments are closed.