• print
یادداشت “محمد عسلی” ۳۰ آذر ۱۳۹۴

یادداشت
محمد عسلی
یلدا در نگاهی دیگر
یلدا یادآور بلندترین شب سال است و آجیل و هندوانه و انار و کنار هم بودن و گپ و گفت‌وگو، ولی آیا تلویزیون و گوشی‌های همراه مجال با هم بودن را می‌دهند؟
آیا در شب یلدا هم همانند شب‌های دیگر، نقل قول اینترنتی نقل محافل است یا درد دل‌های همدل‌طلبی که آدم برای لحظاتی هم شده دل از انباشت غم‌ها و غصه‌ها و دلشوره‌ها و تردیدها خالی کند و فرصتی یابد برای از خود گفتن و از دیگران شنیدن.
اینکه از مادر بشنویم خاطرات دوران کودکی و زحماتی که در طول یک عمر پرمشقت برای آموزش و پرتربیت ما متحمل شده در روزگارانی که همه چیز به سادگی امروز در دسترس نبوده.
از پدر بشنویم و از رنج‌هایی که برای سیر کردن شکم ما و نو کردن تنمان صبورانه تحمل کرده است.
یاد آوریم رنج و زحمت آموزگاران و معلمان و دبیرانی که چه بسا سال‌هاست روی در نقاب خاک دارند و جز یاد و خاطره‌ای تلخ و شیرین از آنها باقی نمانده.
و مهمتر آنکه به یاد پدران و مادرانی باشیم که یلدایشان را در دخمه‌ها و زیر سقف‌هایی می‌گذرانند که چه بسا سوز سرما و ریزش باران مجال اندیشه یلدا را از آنها گرفته باشد.
و یا کودکان دستفروشی که تمامی شب را به امید درآمدی اندک از فروش چند شاخه گل، تنهایی و سرما را در تاریکی‌های خیابان‌ها به جان می‌خرند.
راستی آیا به بیمارانی که در روی تختخواب‌های بیمارستانی کز کرده و از درد می‌نالند می‌اندیشیم.
به جانبازان شیمیایی که بیش از سی سال است چونان تکه گوشتی صبورانه به هر لحظه طعم مرگ را می‌چشند اندیشیده‌ایم که امنیت امروز ما حاصل ایثار و مجاهدت آنهاست.
آیا به خانواده شهدایی که سالیانی است بهترین لحظات عمرشان با نگاه عکسی که در قاب دلشان به هر لحظه با دست‌های مهر غبارروبی می‌شود عنایتی داریم؟
یلدای تاریک و طولانی می‌تواند به خورشیدی از مهر تبدیل شود، وقتی به یاد محرومان باشیم و هر مناسبتی را فرصتی مغتنم برای اجر و صوابی اخروی به حساب آوریم.
این سخن بدان معنی نیست که مناسبت‌های نیک را اهمیت ندهیم یا فرصت‌های شادی و شادمانی را در کنار خانواده از دست بدهیم، بل غرض آن است که شکاف طبقاتی، فاصله‌های توانایی‌ها و ناتوانایی‌ها را کاهش دهیم و احساس مهرورزی را به اقشار ناتوان جامعه تعمیم دهیم تا حب و بغض‌های کودکانه و حسادت‌های ناشی از تبعیض و فقر آنچنان بزرگ نشوند که امنیت جامعه که در واقع امنیت ماست را خدشه‌دار نمایند.
چرا که هیچ قاتل یا مجرمی، قاتل و جنایتکار به دنیا نمی‌آید. هیچ دزد و کلاهبرداری دزد و کلاهبردار زاییده نمی‌شود. روان و فطرت همه انسان‌ها در بدو تولد پاک و منزه است. شرایط و محیط و نحوه تربیت است که در انسان‌ها تغییر ایجاد می‌کند و یادگیری‌های خوب و بد را رقم می‌زند.
وقتی یک اتومبیل چند صد میلیونی در مقابل چشم جوانکی محروم پر از آجیل و میوه‌های آنچنانی و گل و شیرینی می‌شود و با ژست خاصی پدال گاز را می‌فشرد چه درکی از نیاز وجود دارد و چه احساسی می‌تواند ناتوانی‌ها را درک کند.
به رخ کشیدن‌های کودکان دبستانی در فضای نازکی احساس، بی‌ملاحظه‌گی‌هایی که در نقل خاطرات خوش می‌کنیم و برای کسانی که دلشان می‌خواهد و نمی‌توانند از اخلاق انسانی و اسلامی به دور است.
بیاییم جامعه‌نگر باشیم، بیاییم تقسیم باشیم، از دیگران منها نکنیم و دوستی‌های دیگران را به جمع دارایی‌های خود اضافه کنیم، مهرمان را به مهر دیگران گره زنیم و ضریب اطمینان محرومان باشیم.
چه اشکال دارد، آجیلمان را، شیرینی‌هایمان را، میوه‌هایمان را سهم‌بندی کنیم و سهمی هم برای محرومان کنار بگذاریم.
امتحان کنیم و پس از آن لطف خدا و آرامش دلمان را مهمان شویم.
یلدایتان روشن، ایمانتان پایدار باد.
والسلام

Comments are closed.