یادداشت سردبیر

اسماعیل عسلی

چهره‌ای دیگر از تقابل سنت و مدرنیسم

برای این که درک واقع‌بینانه‌ای از شرایط جامعه‌ای که در آن زیست می‌کنیم داشته باشیم باید با نگاهی زیرپوستی به رویدادها و حوادث پیرامونی ارزیابی جنس مناسبات اجتماعی را مد نظر قرار دهیم. کار چندان دشواری نیست چرا که حتی با دقت در محاورات روزمره نیز می‌توان به تصنعی بودن بسیاری از برخوردها پی برد. از مناسبات خانوادگی و خویشاوندی گرفته تا مناسباتی که با همسایگان، همکاران و همشهریان خود داریم. ما هر چه از مناسبات مبتنی بر ساز و کارهای سنتی فاصله می‌گیریم و به اقتضائات متناسب با مدرنیته تن می‌دهیم ناگزیر باید هزینه‌ی ناشی از تغییرات را نیز بپذیریم. این سخن به منزله‌ی تخطئه‌ی مدرنیته نیست بلکه به این معناست که یا زنگی زنگ، یا رومی روم.

تصور کنید که بر اساس مناسبات مبتنی بر ساز و کارهای زندگی سنتی، زمانی که با همسر خود مشکل پیدا می‌کردید با مراجعه به بزرگترها، ریش‌سفیدها و تحصیلکرده‌های فامیل درصدد حل آن برمی‌آمدید و آنها نیز تلاش می‌کردند در راستای اثبات جایگاهی که شما برای آنها قائل شده‌اید ایفای نقش کنند و به حل مشکل کمک نمایند. اما اکنون به مشاور و یا وکیل مراجعه می‌کنید یا به کلانتری شکایت می‌برید بدون اینکه اطلاعات درست و شفافی از زندگی خود را در اختیار آنها قرار دهید. آنها نیز به دلیل نداشتن پیش‌زمینه‌ی ذهنی از خلق و خوی شما و همسرتان صرفاً در چارچوب‌های قانونی که راه‌های برگشت‌ناپذیری را پیش پای شما می‌گذارد عمل می‌کنند. (ادامه…)