• print
جُستار “محمد عسلی” ۳۱ خرداد ۹۵

جُستار
محمد عسلی
پول ملی در کج راهه‏های اقتصادی
وقتی هویدا نخست وزیر معدوم شاه در تحلیل اقتصادی خود در یک برنامه تلویزیونی گفت: ما آنقدر پول داریم که نمی‏‏دانیم با آن چه کار کنیم به قول خودش خودکار بیک ظرف مدت ۱۰ سال همان قیمت ۵ ریال را داشت و نرخ دلار در بازار آزاد ۸ تومان بود. اما پیکان ۱۳ هزار تومانی را فقط عده خاصی می‏توانستند خریداری کنند.
اکثر قریب به اتفاق مسلمان‏ها پولی در بساط نداشتند و همه نان بخور و نمیری حاصل کارشان بود.
در همین شیراز خودمان فقط ۵ نفر بودند که بانک‏ها را تغذیه می‏کردند و از برگشت چک‏ها با پول نزولی جلوگیری می‏شد. رجبعلی صراف، زرشناس، عزیز دلاوران، کهن‏نیم و یک کلیمی دیگر از جمله پولدارها و نزول‏خورها بودند.
پول نزولی معروف به ده چل بود، ۱۰ تومان قرض می‏دادند ۱۴ تومان می‏گرفتند.
جمعیت ۳۰۰ هزار نفری شیراز و شهری که تقریباً یک چهلم امروز بود اینک حدود ۵/۱ میلیون نفر جمعیت دارد.
بیشتر ساکنان شهر اجاره‏نشین بودند. اکثر خانه‏ها حمام نداشتند. تلویزیون در ابتدا یک کانال سیاه و سفید بود و بعد از مدتی به سه کانال افزایش یافت و فقط در تهران با تلویزیون‏های گراندیک آلمانی برای چند ساعتی تلویزیون رنگی قابل استفاده بود. اکثریت مردم قدرت خرید اتومبیل نداشتند و بچه‏ها برای تماشای تلویزیون‏های ساخت خارج دور بعضی اتومبیل‏ها جمع می‏شدند.
و خیلی مسایل دیگر که جای بحث فراوان دارد.
آری در آن زمان که پشتوانه پول ملی ایران یعنی همین ریال دلار آ مریکا بود که از فروش نفت به دست می‏آمد، پول ملی ثبات داشت و نوسان بسیار کمی در قیمت داشت.
و اما بعد
امروز خیابان‏ها از اتومبیل‏های رنگارنگ و مدل به مدل ایرانی و خارجی آنچنان پر است که جای سوزن انداز نیست.
شهرها به گونه‏ای گسترده شده و توسعه پیدا کرده‏اند که برای ساخت و سازهای جدید به جنگل‏ها و کوه‏ها دست اندازی شده است.
نقدینگی‏های بانکی و غیربانکی آنچنان حجیم و زیاد است که چندان قابل شمارش نیست.
خانه‏ها همه دارای حمام و آشپزخانه‏اند و حداقل، یخچال و تلویزیونی در آنها یافت می‏شود.
امکانات حمل و نقل عمومی اعم از حمل و نقل زمینی – هوایی و دریایی با گذشته قابل مقایسه نیست.
جاده‏ها، اتوبان‏ها، پل‏ها و بزرگراه‏های عریض و طویلی ساخته و پرداخته شده‏اند و ۹۰ درصد روستاها از نعمت آب و برق و جاده آسفالت و بعضاً گاز برخوردارند.
با این وصف پول ملی در کمترین ارزش خود در میان ارزهای خارجی قرار دارد و جز یکی دو سه کشور افغانستان و عراق و امارات کشور دیگری حاضر نیست پول ما را به ارز تبدیل کند.
چرا؟
متأسفانه هنوز تدبیر عالمانه و خردمندانه‏ای برای تثبیت و بها دادن به پول ملی از جانب دولتمردان اندیشیده نشده است.
در دوره ریاست جمهوری گذشته ظرف چند روز نرخ دلار و سایر ارزهای خارجی در برابر پول ملی تا ۳ الی ۴ برابر افزایش داشته‏اند. برای اینکه دولت بتواند ارزهای حاصل از فروش نفت را با بهای بالاتری به دلار تبدیل کند و با آن یارانه‏های نقدی پرداخت نماید و یا اقدامات دیگری مانند پرداخت حقوق انجام دهد.
هنوز یک اقتصاددان بی‏طرف اجازه پیدا نکرده در اهمیت ارزش پول ملی مطلبی بنویسد و یا بگوید که مورد قبول مسئولین بانک مرکزی و دولتمردان و سیاست‏گذاران اقتصادی باشد.
قرار بود سه صفر از جلو رقم‏های پولی برداشته شود و اسکناس‏های جدیدی به بازار بیاید؛ اما به حرف و حدیث گذشت و خبری از آن وعده‏ها نیست. چرا؟
ما چگونه می‏توانیم با دنیای امروز تعاملات اقتصادی داشته باشیم در شرایطی که نوسان شدیدی را در ارزش و کاهش پول ملی ایجاد کرده‏ایم.
پرداخت دستمزدها و حقوق‏ها نسبت به کاهش ارزش پول محاسبه نمی‏شود و اگر یک دلار تا سقف ۴ هزار تومان قیمت‏گذاری شده یعنی ۴ برابر چندین سال قبل هیچگاه هیچ حقوق و دستمزدها ۴ برابر نشده است.
ای کاش هیچ یارانه‏ای پرداخت نمی‏شد و ما همان روند قبل از پرداخت یارانه‏ها را ادامه می‏دادیم.
به لحاظ روحی روانی و شخصیتی هم آدم غصه‏دار می‏شود، وقتی پول ملی خود را با پول دیگر کشورها مقایسه می‏کند و آن را یک ضعف شدید اقتصادی تصور می‏کند.
راستی کی قرار است وضعیت پولی کشور اصلاح شود؟
چرا اقتصاددانان و مسئولان مالی و اقتصادی کشور کاری نمی‏کنند؟
چرا باید پول ملی در کج راهه‏های اقتصادی محفلی، گرفتار چنین تزلزلی باشد؟
آیا وقت آن نرسیده که ثبات و ارزشی برای پول ملی قائل شویم؟
امید که ظریف‏اندیشان اقتصادی تدبیری بیاندیشند و کاری کنند.
همین امروز که فردا خیلی دیر است

Comments are closed.