• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳۱تیر ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
هبوط
اگر به جنس و جوهره رفتارها در سطح اجتماع نگاهی ژرف داشته باشیم‏‏، درمی یابیم که بین آنها گونه ای خویشاوندی و سنخیت وجود دارد و همواره رگه هایی از مسئولیت گریزی‏‏، تسامح و سهل انگاری‏‏، بی تفاوتی نسبت به سرنوشت دیگران و خودخواهی در رفتارهای زیان بخش دیده می شود‏‏. بر این اساس می توان باور کرد که اختلاس ها‏‏، فیش های حقوقی نجومی‏‏، نابسامانی های اجتماعی‏‏، تخریب محیط زیست‏‏، کلاهبرداری ها‏‏، مدارک تقلبی‏‏، عناوین و القاب پر طمطراق و اسم های بدون مسما‏‏، زیر پا گذاشتن قانون کپی رایت‏‏، منازعات خیابانی و گیر و پیچ های اداری و کاغذبازی ها و‏‏… رابطه ای معنا دار با یکدیگردارند که در مجموع می توان از آنها به عنوان علائم بیماری هایی که جامعه ی ما به آنها مبتلاست یاد کرد.
فراگیری و سنخیتی که بین چنین رفتارهایی وجود دارد اجازه نمی دهد که ما از آنها به عنوان ناهنجاری یاد کنیم‏‏، چرا که ناهنجاری به رفتارهایی اطلاق می شود که همه گیر نباشد و اقلیتی انگشت شمار به آن دست بزنند و حرکتی بر خلاف مسیر رودخانه تلقی شود‏‏. اما وقتی اکثریت مردم به انگیزه ی جبران لطمه ای که از سوی دیگران به آنها وارد شده سعی می کنند از هر طریق ممکن برای جبران مافات‏‏، قانون را دور بزنند و حق خود را بگیرند‏‏، دیگر نمی توان از چنین رفتارهای فراگیر غیرقانونی به عنوان ناهنجاری یاد کرد مگر آن که بخواهیم رفتارهای رایج در جامعه خود را با هنجارهای رایج در جوامع قانونمند مقایسه کنیم
پر واضح است که اگر مبارزه با رفتارهایی از این دست‏‏، به صورت پراکنده صورت گیرد‏‏، نتیجه بخش نخواهد بود. فی المثل با قبول این که فقر اعم از فقر اقتصادی یا فرهنگی می تواند عامل بیسوادی‏‏، اعتیاد‏‏، ولنگاری‏‏، بزه کاری‏‏، طلاق‏‏، دزدی‏‏، دروغ‏‏، ریاکاری و‏‏… باشد‏‏، بسیار مضحک خواهد بود که برای مبارزه با هر کدام از موارد یاد شده بخواهیم ستادی تشکیل دهیم و دفتر و دستکی راه بیندازیم که بدون تردید با تداوم فقر که عامل بسیاری از انحرافات اجتماعی است‏‏، در همان ستاد و دفتر و دستک نیز با مواردی از انواع خلاف کاری ها مواجه خواهیم شد که برای نابودی هر کدام از آنها نیز باید ستاد مبارزه تشکیل داد و این دور تسلسل تا ابد ادامه خواهد داشت‏‏، آن هم بدون نتیجه‏‏!
با تورق روزنامه هایی که فی المثل ظرف یک دهه ی گذشته انتشار یافته اند و مرور تیترهایی که به تشکیل ستادهای مبارزه با انواع تخلفات اختصاص یافته به این باور می رسیم که ظرف این ده سال که با فراوانی تخلفات سازمان یافته‏‏، کلاهبرداری و رفتارهای ضد ارزشی نیز مواجه بوده ایم‏‏، بخشی از نیروی انسانی و بودجه دولتی صرف تشکیل ستادهای مبارزه با تخلفات گوناگون گردیده و نتیجه ای هم در بر نداشته است و تنها به دستاویزی برای جناح های سیاسی تبدیل شده تا به جای تلاش در جهت کاستن از دامنه تخلفات‏‏، در نسبت دادن آن به یکدیگر از هم سبقت بگیرند و از نارضایتی عمومی ناشی از بازتاب اخبار تخلفات اقتصادی برای تخطئه ی رقیب بهره برداری نمایند‏‏. به صدا درآوردن طبل رسوایی صاحبان فیش های حقوق نجومی که تنها مربوط به دو سه سال گذشته هم نیست در واقع حرکتی تلافی جویانه در پاسخ به افشاگری های صورت گرفته پیرامون عملکرد برخی از مسئولین دولت نهم و دهم بود و هر چه به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم چنین افشاگری هایی بیشتر می شود‏‏. کما این که در خصوص توافق هسته ای نیز با وجود این که بازیگران دایره قدرت از چپ و راست همه می دانند که این توافق بر اساس مصالح ملی و پیشگیری از جنگ و با هماهنگی مسئولین ارشد نظام صورت گرفته باز هم عده ای زنجموره راه می اندازند و ژست انقلابی گری و دفاع از منافع ملی می گیرند و بدون این که به نقش خود در ویرانگری های شگفت انگیز در حوزه سیاست خارجی اشاره داشته باشند‏‏، تلاش می کنند همه ی کاسه و کوزه ها را بر سر دولتی بشکنند که بنا دارند از رای آوردنش برای بار دوم جلوگیری کنند‏‏.بنابراین همه می دانند که دعوا بر سر مردم نیست‏‏. اگر دعوا بر سر مردم بود که پروسه ی بازگرداندن اموال غارت شده از بیت المال چنین روند کندی پیدا نمی کرد این که در سال اقتصاد مقاومتی‏‏، اقدام و عمل با کلکسیونی از افشاگری هایی مواجه هستیم که از انگیزه ی ملی برای تحمل ریاضت های ناگزیر جهت عبور از مرحله ی بازسازی اقتصادی که از ارکان اقتصاد مقاومتی است می کاهد، تأسف بار است‏‏!
جامعه ی ما بیش از مفاسد اقتصادی از دروغ و ریاکاری رنج می برد و این که می بینیم یک مدیر ظاهرالصلاح ناگهان چندین هزار میلیارد تومان را به خارج منتقل کرده و فرار می کند ریشه در رواج ریاکاری دارد‏‏. رواج ریاکاری و دروغ در میان جامعه برای یک سیستم حکومتی خصوصا در شرایط بحرانی بسیار خطرناک است زیرا نمی تواند ارزیابی واقع بینانه ای از جانبداری ها و مخالفت ها داشته باشد و در تحلیل رفتار مردم دچار لغزش می شود‏‏.
دو روز پیش که آقای فانی وزیر آموزش و پرورش در سالن اجلاس سران و در جمع فرهنگیان مشغول سخنرانی بود با ورود آقای ظریف به سالن همه ی مستمعین بدون استثناء برخاستند و با کف زدن و ابراز احساسات ورود ایشان را خوشامد گفتند‏‏. نتیجه ی این برخاستن و نشستن قطع ارتباط صاحب سخن با مستمعین بود اما چون این جمعیت در خور اعتنا که اغلب هم از نخبگان فرهنگی بودند می خواستند صلح طلبی خود را نشان بدهند و تلاش های آقای ظریف را ارج نهند حاضر شدند سخن وزیر خود را هم قطع کنند‏‏. چنین صحنه ی معنی داری برای اهل فهم یک نشانه است و آن این که مردم دنبال صلح هستند‏‏، در حالی که عده ای انگشت شمار بدون توجه به خواسته مردم دنبال جنگ و دعوا و دامن زدن به منازعات هستند که البته و بدون تردید سر در آبشخور سود و سوداهای سیاسی خودشان دارد و به مردم مربوط نیست
جوهر کلام این که برای مبارزه با انواع آسیب های اجتماعی که دامنگیر جامعه ی ماست باید با فقر و فاصله ی طبقاتی و ریاکاری و دروغ مبارزه کنیم و اجازه بدهیم مردم خودشان باشند و به تمامی سلیقه ها نیز احترام بگذاریم و تنها و تنها به منافع ملی بیاندیشیم‏‏. اگر چنین کنیم می توانیم انتظار داشته باشیم که بدون تشکیل ستاد مبارزه با این تخلف و ستاد مبارزه با آن تخلف شاهد اصلاح تدریجی رفتارهای بیمارگونه البته نه در کوتاه مدت بلکه در دراز مدت باشیم تا از هبوطی که به دنبال آن همه ایثار، فداکاری و عروج در حال رخ دادن است جلوگیری کنیم‏‏!

Comments are closed.