• print
یادداشت سردبیر “اسماعیل عسلی” ۳۱ شهریور ۹۵

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دفاعی از جنس جاودانگی
به مناسبت هفته ی دفاع مقدس
جنگ های ناخواسته یا به تعبیر دیگر تحمیلی، محکی برای قرار گرفتن یک ملت در بوته ی آزمونی بزرگ است. کمتر ملتی در کره خاکی یافت می شود که خواسته یا ناخواسته به نحوی در معرض جنگ قرار نگرفته باشد و در تمامی جنگ ها نیز شاهد فداکاری و از خود گذشتگی سربازان و نیروهای نظامی و حتی غیرنظامیان بوده ایم، چرا که میهن دوستی و دفاع از مرزهای جغرافیایی با حیثیت، تاریخ و فرهنگ ملت ها گره خورده است. صرف نظر از این که کشور درگیر جنگ در موضع حق باشد یا در موضع باطل، چرا که هر کشوری تلاش می کند برای انگیزه بخشیدن به نیروهای خود دستاویزی قابل اعتنا برای جنگ دست و پا کند و شک و تردید را از ذهن و روح سربازان دور نماید. ارتش بعثی عراق بهانه هایی برای جنگ تراشیده بود همچنان که گوبلز رئیس ستاد تبلیغات جنگ آلمان به گونه ای افکار عمومی را مدیریت می کرد که کمتر آلمانی به خود حق می داد با جنگ مخالفت کند. اصولاً جنگ های گسترده و فرسایشی نیازمند آرمان هایی بزرگ و گاه دست نیافتنی هستند تا جنگجویان حد و مرزی برای فداکاری نشناسند. با هجوم ارتش بعثی به مرزهای جنوب غربی کشور در آخرین روزهای شهریور ۵۹، سرنوشت همه ی طبقات اجتماعی در ایران خواه ناخواه با نتیجه ی جنگ گره خورد و به همین دلیل در اداره ی جنگ ایفای نقش کردند، حتی کسانی که هیچگونه پیوند عقیدتی و آرمانی با مسئولین و مدیران آن زمان کشور نداشتند تحت تأثیر تلاطم های روانی و اقتصادی جنگ قرار گرفتند.
از جمله دلایل دفاع جانانه از مرزهای کشور در جریان جنگ ۸ ساله که دنیا را شگفت زده کرد، پیوند آن با سه عنصر دفاع از هویت ملی، انقلاب و هویت اسلامی بود. دفاع از هویت ملی چتر گسترده ای داشت که حتی به اقلیت های دینی نیز انگیزه می داد تا جانفشانی کنند. انقلابیون نیز هدف دشمن از حمله به ایران را به زانو در آوردن انقلاب تعبیر می کردند و طبیعی بود که همه ی انقلابیون صرف نظر از اختلاف دیدگاهی که داشتند، خود را موظف به دفاع از اصل انقلاب بدانند و دفاع از هویت اسلامی نیز برای کسانی مطرح بود که انقلاب را ایدئولوژیک و اسلامی می دانستند و برای اسلام، انقلاب و کشور دورنمای مشترکی ترسیم می کردند. طبیعتاً کسانی که با هدف دفاع همزمان از میهن و انقلاب و اسلام پا به میدان نبرد می گذاشتند انرژی و انگیزه ی بالاتری داشتند.
اگر چه در روزهای آغازین جنگ بین گروه های سیاسی برآمده از بطن انقلاب در خصوص تعیین استراتژی نظامی و دیپلماسی جنگ رقابت شگفت انگیزی وجود داشت که در شرایط عادی قابل توجیه نبود، اما پیشروی های ارتش بعثی به تدریج همگان را متقاعد کرد که ستاد تبلیغات جنگ، نیروهای ارتشی و داوطلبان مردمی و نهاد نوپای سپاه باید استراتژی و مدیریتی واحد در تمامی سطوح داشته باشند. تدریجاً با اولویت یافتن جنگ نسبت به سایر امور، مشابه چنین سیاستی در اداره ی کشور شامل اتخاذ راهکارهای اقتصادی و کوپنی شدن مایحتاج عمومی، سامان بخشی به فعالیت احزاب و گروه های سیاسی و سمت دهی به فعالیت رسانه ها نیز اعمال شد تا همه ی دغدغه ها معطوف به جنگ باشد. زمانی که از این منظر به جنگ ۸ ساله می نگریم، جنبه ی وحدت بخشی آن برجستگی خاصی پیدا می کند و فرسایشی شدن آن را از سوی تدبیر کنندگان امور قابل تحمل تر جلوه می دهد. از جمله دستاوردهای جنگ این بود که برخی از گروه های سیاسی وابسته به بیگانگان در راستای اعمال فشار به منظور سهم خواهی، شاخه های نظامی و نیروها و امکانات خود را به نزدیکی مرزها منتقل کردند که با لو رفتن ماهیت شان از تأثیرگذاری آنها بر افکار عمومی کاسته شد و متعاقب آن میل به ادغام در احزاب باقیمانده قوت گرفت و کشور برای مدتی نظام تک حزبی را تجربه کرد، هر چند بعدها از دل همین حزب، گروه های شناسنامه داری قد برافراشتند و از شرایط به وجود آمده ی پس از جنگ برای عرض اندام در عرصه های سیاسی بهره برداری کردند.
اگر نمودار مشارکت اقشار گوناگون در جنگ ۸ ساله را ترسیم کنیم، غیر از نیروهای نظامی که حضوری ثابت و تاثیری فراخور امکانات خود داشتند، سهم روستائیان، عشایر و کارگران بیش از سایر اقشار بوده است دانشگاهیان نیز اغلب در قالب گروه های جهادی، اداره ی واحدهای مهندسی و تدارکاتی و فرماندهی یگان ها را عهده دار می شدند. نقش بازاریان در تأمین مایحتاج رزمندگان شامل غذا، البسه، میوه و فرش و پتو و وسایل گرما زا یا خنک کننده برجسته تر بود. حوزه های علمیه نیز در تهیه ی بسته های فرهنگی و اعزام طلاب غالباً جوان که ضمن کار تبلیغی توانایی جنگیدن و انس گرفتن با رزمندگان را نیز داشته باشند، ایفای نقش می کردند و روحانیون جا افتاده تر معمولاً مدرس کلاس های عقیدتی در مراکز آموزشی و پادگان ها بودند و خنثی کردن تبلیغاتی که با هدف سست کردن عزم عمومی برای جنگیدن صورت می گرفت بخشی از وظایف محوری آنها بود.
بسیاری از کارخانجات صنعتی با ایجاد تغییر در ساز و کارهای خط تولیدی خود، با هدف مهندسی معکوس در راستای ساخت جنگ افزارهای سبک و نیمه سبک فعالیت می کردند که پس از اتمام جنگ با همکاری کانون های علمی در دانشگاه ها در مسیر بی نیاز کردن کشور از واردات سلاح قدم برداشتند. به هر تقدیر جنگ تحمیلی برای ما درس های تلخ و شیرینی داشت، تردیدی نیست که بحث پیرامون دیپلماسی جنگ و چند و چون آن بر عهده ی کارشناسان نظامی و سیاسی است، آن هم با دامنه و شعاعی طولانی که هرگز متوقف نخواهد شد و بخش عمده ی آن بر عهده ی آیندگان است. زیرا بر خلاف سایر پدیده ها که تحلیل و درک واقع بینانه ی آن ها بر مبنای نگاه از نزدیک صورت می گیرد، ما برای تحلیل عمیق مقاطع گوناگون جنگ و ارزیابی کم و کیف مدیریت آن، نیازمند گذشت زمان هستیم، با این وجود تردید در ارزش رشادت و فداکاری رزمندگان و ملتی که پشتیبان آنها بوده اند را برنمی تابیم و اگر هفته ای را به عنوان هفته ی دفاع مقدس گرامی می داریم، این گرامیداشت معطوف به ارزش هایی است که دستاورد عملکرد شهدا، جانبازان و ایثارگران است. جنگ ۸ ساله تابلویی را در برابر چشم جهانیان به نمایش گذاشت تا اصالت، مظلومیت و رشادت ملتی ریشه دار و چند هزار ساله را به تماشا بنشینند. بی گمان این روی سکه ی جنگ عیاری بالا و اعتباری جهانی دارد و از جنس جاودانگی است و روی دیگر آن پرده از توطئه ای حساب شده برای نابودی ثروت و فرهنگ و زیرساخت های دو کشور عراق و ایران بر می دارد و حساب و کتاب دیگری دارد که مقابله با آن عزمی منطقه ای طلب می کند و در گرو همگرایی دور از دسترس کشورهای ظاهراً اسلامی است.

Comments are closed.