• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ دی ۹۵

سرمقاله
محمد عسلی
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم…
سال ۱۳۵۳ در کوی دانشگاه تهران هم اتاقی عباس عطارد اردستانی بودم. دانشجوی متدین و متعبدی بود و اهل مبارزه، کتابی به من داد و عاشقانه از آن تعریف نمود. آن کتاب را هنوز در قفسه کتابخانه‌ام به یادگار دارم. «امیرکبیر قهرمان مبارزه با استعمار» هر چند خرید و مطالعه آن ممنوع نبود اما در دست دانشجویان نشانه‌ای از تعلقات مبارزاتی بود و همانند بعضی از کتاب‌هایی که ساواک روی آن حساسیت داشت دلیلی بر رویکرد سیاسی بود.
در آن سال برای اولین بار با نام آقای اکبر هاشمی رفسنجانی آشنا شدم.
و اما بعد:
انقلاب اسلامی ایران قبل و بعد از پیروزی مدیون مجاهدت مردان و زنان از خود گذشته و جان برکفی است که سال‌ها رنج و شکنجه را برای آزادسازی ایران عزیز از استبداد داخلی و خارجی کشیدند و از پای ننشستند تا به اهداف مقدس خود رسیدند.
زنده‌یاد مرحوم هاشمی رفسنجانی یکی از ستون‌ها و پایه‌های چهارگانه انقلاب اسلامی است که از فراز و نشیب‌های بسیاری گذشت و به تاریخ پیوست.
فهم سیاسی، جرأت و شجاعت بموقع، تدین و تعبد به اسلام، هوش و ذکاوت سیاسی و اقتصادی از ویژگی‌های آن مرد بزرگ بود که برای ثبات نظام جمهوری اسلامی از آن استفاده کرد ضمن آنکه مانند هر انسان سیاسی و مبارزاتی با موانع و مشکلاتی هم مواجه بود که سطح توقعات و خواسته‌های متناقض و بعضاً متضاد را می‌باید پاسخگو باشد.
از همین جاست که رهبران و مسئولان حکومتی دوست و دشمن بسیار دارند.
در کتاب‌های روانشناسی شخصیتی خوانده‌ایم که انسان‌های باهوش شرایط را به نفع خود تغییر می‌دهند.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از این خصیصه مهم برخوردار بود. یعنی توانست هم مشاور امین و بحقی برای امام راحل باشد و هم برای مقام معظم رهبری.
از این رو است که لقب دوست و همیار و همراه به وی نسبت داده شد.
آنچه بیش از همه می‌باید به آن توجه کرد و متأسفانه مردم کمتر به آن توجه می‌کنند سنگینی مسئولیت‌های سیاسی در پست‌های کلیدی است که گاه علیرغم موفقیت‌ها و دستاوردهای بزرگ اشتباهاتی هم به همراه دارد، مثل گلابگیری می‌ماند که گلاب ناب را باید ببیند و نه ضایعات را…
انسان‌های آزاده و دارای سوابق مبارزاتی که مقید به اصول دین و متعبد باشند در قالب حزب، گروه و جناح و امثالهم نمی‌گنجند و بیشتر خود را وسیله موفقیت‌های سیاسی قرار می‌دهند که رنج بسیار دارد و مخاطرات شدیدی را در طول مدت مسئولیت متحمل می‌شوند.
میزان وقتی که برای رسیدگی به امورات مملکتی صرف می‌شود در شرایط و موقعیت‌های حساس به گونه‌ای است که خواب و خوراک فراموش می‌شود و به اندکی از آن بسنده شده است.
تفاوت شخصیت‌های سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران با شخصیت‌های سیاسی دیگر کشورها که بیشتر کارها را توسط دیگران انجام می‌دهند در همین جاهاست.
آیت‌الله فقید هاشمی رفسنجانی انسان پرکار و خستگی‌ناپذیری بود که عملکرد ایشان در امور مختلف نشانه‌های زنده‌ای از حضور و تلاش بی‌وقفه اوست.
بازتاب و انعکاس مرگ ایشان در رسانه‌های جهان نشانه‌ای از اثرگذاری وی در طول تاریخ انقلاب اسلامی است و چالش‌هایی که در این مدت با آن روبه‌رو بوده است هر چند همه انسان‌ها می‌میرند و هیچکس در مقام و منزلت خود پایدار نمی‌ماند، اما ناگفته پیداست که مرگ بعضی انسان‌های تأثیرگذار، پیام‌آور تحولات و تغییراتی است که ناشی از خلأ حضور آنهاست.
عملکرد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را می‌توان با دیدگاه‌های مختلف دوست و دشمن مورد قضاوت قرار داد، آنچه تاکنون از رسانه‌های خارجی و حتی دشمنان وی شنیده شده حکایت از آن دارد که دشمنان هم در مواردی عملکرد وی را ستوده‌اند و او را فردی بسیار تأثیرگذار برای انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می‌دانند.
محدودیت‌هایی که یک نظام دینی برای مسئولان ایجاد می‌کند و فرصت‌هایی که به لحاظ تبعیت و ولایتمداری در اختیار آنان می‌گذارد تا لازم نباشد بعضی سؤالات مطرح شود و یا پاسخی برای آنان باشد کار سیاسی و حتی اقتصادی و فرهنگی را سخت می‌کند و از عهده همه برنمی‌آید. آسیب‌پذیری بعضی از رجال دینی که به کار سیاست و مملکتداری می‌پردازند نیز مرتبط با همین محدودیت‌ها و فرصت‌هاست که قدر آن را نمی‌دانند و یا علیرغم میل باطنی و باورهایشان تن به آن می‌دهند تا رضایت عمومی فراهم شود و یا به مصلحت گرهی باز شود.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از این دسته بود که هم محدودیت‌ها را مقابل خود داشت و هم فرصت‌ها را.
اینکه برای یک ملت ولایتمداری بخواهی کار کنی که در بسیاری مواقع به لحاظ باورهای دینی مطیع و منقادند فرصت است و اینکه بخواهی از روی مین نبایدهای دینی عبور کنی مانع است چه در هدف‌گذاری و چه در اعمال روش‌ها زیرا در اسلام هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و نکته مهم‌تر آنکه علاوه بر نظارت مراجع عظام، شورای نگهبان و سایر نهادهای حکومتی مردمی که تمام عملکردهای یک مسئول را می‌خواهند با معیارهای اسلامی بسنجند و مقایسه کنند مدام نظاره‌گر و قاضی‌اند و می‌باید برای هر سیستم و عملی توجیه داشته باشی.
به عنوان مثال نمی‌توانی رئیس جمهور نظام اسلامی باشی در مسافرت‌های خارج و ملاقات با سران کشورها به فرهنگ و آداب و رسوم آنها تن دهی و در سر میز پذیرایی آنها با رسم و رسومی که دارند بنشینی، این محدودیت‌های شرعی گاه نوع ارتباطات سیاسی را با سران دیگر کشورها سخت می‌کند.
یادم هست مرحوم آیت‌الله هاشمی در یکی از مسافرت‌ها با چنین معذوریت‌هایی مواجه شد که با هوشمندی خاص خود از کنار آن بی‌مسأله عبور کرد.
ما ایرانی‌ها همیشه به جزئیات توجه داریم و کمتر به نتیجه کار دقت می‌کنیم. سهم مسئولان و رجال سیاسی ما در حفظ امنیت، اقتدار نظام و استقلال‌طلبی با محدودیت‌های بسیار شغلی، سهم والایی است اگر بتوانند از حاشیه‌ها، برچسب‌ها و پیرایه‌ها به سلامت بگذرند و انگ سوء استفاده از پست و مقام را نخورند.
نباید فراموش کرد که مهمیز قدرت چه مالی باشد و چه سیاسی و شغلی به کار بردن درست و بموقع آن کار دشواری است و از عهده بسیاری از مدعیان برنمی‌آید. زیرا آزادیخواهی، عدالت‌طلبی و نگاه منصفانه از بالا به پایین در ترازوی قدرت نمی‌گنجد و پارسنگ برمی‌دارد.
اینکه می‌گویند: ده سال اول چنان بود و بعد چنین شد نشانه‌ای از فهم و هوشمندی تجربی است و هر کس را باید در شرایط خاص دوره‌های مختلف مسئولیت‌پذیری قضاوت کرد نه آنکه در شرایط عادی.
به هر تقدیر خلأ و فقدان مردان بزرگی چون آیت‌الله هاشمی رفسنجانی را نمی‌توان به سادگی و به سرعت پر کرد. روحش شاد.
از این رو است که گفته‌اند:
تا هستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم
والسلام

Comments are closed.