سرمقاله
اسماعیل عسلی
برنامه یا شعار
با اعلام اسامی نامزدهای مورد تأیید شورأی نگهبان اذهان عمومی که تا پیش از این به گزینه های گوناگونی معطوف شده بود خود را آماده می کند تا از طریق رصد رسانه ها، شخصیت ها، احزاب و گروه های سیاسی اطلاعات لازم پیرامون شعارها و برنامه های نامزدهای باقیمانده را به دست آوردند.
شاید برای برخی این پرسش مطرح باشد که چرا عامه ی مردم در مواجهه با نامزدهای انتخاباتی به شعار بیشتر بها می دهند تا برنامه. آیا می توان گفت که بازه ی تعیین شده برای تبلیغات فرصت کافی را برای ارزیابی برنامه ها باقی نمی گذارد؟ ظاهراً چنین استدلالی چندان دلچسب و پذیرفتنی نیست چرا که با مقایسه قوانین مربوط به انتخابات در ایران و سایر کشورهای مردمسالار که از نظر زمان تعیین شده برای تبلیغات تفاوت فاحشی ندارند رویکرد شعار محور مردم قابل توجیه نیست. بنابر این دلیل چنین رویکردی را باید در کارکرد احزاب جستجو کرد زیرا احزاب در ایران به صورت فصلی آن هم در بزنگاه انتخابات بروز و ظهوری در خور اعتنا دارند و از طرفی انشعابات گیج کننده ی آنها نیز تعیین خط و ربط ها را برای مردم دشوار می سازد؛ ضمن این که چالش های نظری رایج بین گروه های سیاسی در بر گیرنده تمامی دغدغه های مردم و اصول و بندها و تبصره های گوناگون مورد اشاره در قانون اساسی نیست. همچنین میدان جولان تشکل های مردم نهاد نیز عمدتاً به موضوعات غیرسیاسی نظیر محیط زیست، نوعدوستی، طبیعت گردی، ورزش و فعالیت های هنری محدود می شود و کمتر تشکل مردم نهادی را سراغ داریم که صرفاً دغدغه های سیاسی را مطمح نظر قرار دهند. البته این سخن بدان معنا نیست که احزاب و گروه های سیاسی غیر مردمی هستند لیکن از آنجایی که لیدرها و شخصیت های تعیین کننده در گروه های سیاسی و احزاب و فراکسیون ها اغلب از بازیگران فعال در دایره ی قدرت هستند، قدرت جذب هوادار از میان توده های مردم برای آنها بسیار دشوار است مگر این که به موج سواری روی بیاورند و با تأکید بر برخی موضوعات مورد علاقه ی مردم شعارها و برنامه های خود را بزرگنمایی کنند. (ادامه…)