• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۱ تیر ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
هر دم از این باغ بری می رسد!
سیاست جنگ‌طلبانه آمریکا در خاورمیانه با روی کار آمدن ترامپ روندی صعودی را دنبال می‌کند به گونه‌ای که کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را از استقلال رأی و تصمیمات مدبرانه سیاسی بازداشته و با ایران‌هراسی به آنان تفهیم شده اگر از سیاست‌های مداخله‌گرانه آمریکا تبعیت کنند در برابر مداخلات و نفوذ ایران تنها نخواهند ماند و آمریکا از آنان پشتیبانی نخواهد کرد. روند کنونی مبارزه با تروریسم در سوریه، یمن، لبنان و عراق که ایران یکی از کشورهای تأثیرگذار در سرکوب نیروهای تروریستی مخالف با امنیت و آرامش مردم این کشورها بوده و پیروزی سوریه نیر در حال تکمیل است به این قضایا و توهمات کمک کرده که علیرغم هزینه‌های زیاد کشورهای مذکور برای حذف بشار اسد و به قدرت نشاندن نیروهای مخالف دولت سوریه که در رأس آنها عربستان با حمایت‌های همه جانبه نظامی و سیاسی آمریکا در طول سال‌های گذشته تلاش کرد جنگ را در سوریه به نفع خود خاتمه دهد و هم اکنون شکست قطعی خود را شاهد است این ذهنیت را تداوم بخشیده که باید ایران را در منطقه منزوی کنند.
لذا نخست عربستان روابط دیپلماتیک خود را به بهانه حمله گروهی غیرمسئول به سفارت عربستان در تهران قطع نمود، سپس با تحریک بعضی کشورهای عربی و کشورهایی که به واسطه حمایت‌های مالی تحت‌الحمایه بودند از آنان خواست روابطشان را با ایران قطع و یا محدود کنند.
این ترفند توفیقاتی به دست نیاورد. نیروهای امنیتی عربستان به سراغ گروه‌های تروریستی از جمله داعش و مخالفان ایران در خارج از کشور رفتند و تلاش کردند با تطمیع آنان امنیت مثال‌زدنی ایران را مخدوش نمایند.
هوشمندی و درایت و قدرت نیروهای نظامی و امنیتی ما پوزه تروریست‌ها را به خاک مالید و بسیاری از عملیات طراحی شده آنان را قبل از هر اقدامی در مرزها و داخل کشور عقیم کرد و نیروهای قسم خورده آنان را از میان برداشت.
با سفر اخیر دونالد ترامپ رئیس جمهور تاجر و طماع آمریکا به عربستان که از قبل برنامه‌ریزی‌های آن برای تسلیم پادشاه عربستان و تن دادن به خواست‌های آمریکا طراحی و محک زده شده بود علاوه بر قراردادهای فروش تسلیحات نظامی و موارد دیگر که به رقمی معادل ۵۰۰ میلیارد دلار رسید آنان را به مخالفت بیشتر با ایران ترغیب نمود به گونه‌ای که هر کشور عربی همسایه ایران را وادار نماید روابط اقتصادی و سیاسی‌شان را با ایران قطع کند.
تیر اول این تصمیم نابخردانه به سمت قطر شلیک شد. قطری که تا یک روز قبل در شورای کشورهای عربی همراه و همپای آنان در حمایت از جنگ بر علیه مردم محروم و مظلوم یمن میلیون‌ها دلار هزینه کرده بود.
بهترین بهانه‌ای که می‌توانستند برای قطع رابطه و بستن درهای باز اقتصادی، تجاری و هوایی با کشور قطر مطرح کنند حمایت از تروریسم بود. حمایتی که خود در راه‌اندازی آن برای ارسال کمک‌های تسلیحاتی و مالی و مذهبی به گروه‌های تروریستی القاعده، طالبان، تکفیری‌ها و داعش سلسله جنبان آن بودند.
از این رو کشورهای مصر، بحرین، عربستان و امارات در یک اتحاد نامقدس فشار را بر دولت و ملت قطر با یک ضرب‌الاجل زمانی وارد آوردند تا به شرایط آنان تن دهد.
وقتی دولت قطر با حمایت کشورهای ایران و ترکیه مواجه شد و تیر آنان به سنگ خورد ۱۳ شرط را به ۶ شرط کاهش دادند اما در رأس آن قطع و کاهش روابط با ایران بود.
دولت قطر در دفاع از این رابطه اعلام کرد: «خودتان با دولت ایران روابط سیاسی و تجاری دارید به چه استدلالی از ما می‌خواهید ارتباطمان را با ایران قطع کنیم…»
این مجادله‌ها ادامه داشت تا اینکه اخیراً در یک اقدام غیرمنتظره دولت کویت به بهانه‌ای ساختگی که اعضای سفارت ایران و رایزنی‌های فرهنگی و نظامی آن در کویت به جاسوسی مشغولند دستور داد ۱۵ نفر از اعضای سفارت ایران در کویت ظرف یک هفته خاک این کشور را ترک کنند و نیز مراکز فرهنگی و … ایران هم تعطیل شود.
و اما بعد؛
موقعیت جغرافیایی و اقتصادی کویت به ویژه بعد از جنگ خلیج فارس که به جنگ نفت معروف شد برای راندن صدام که علیرغم حمایت‌های میلیارد دلاری کویت در زمان جنگ تحمیلی به عراق مدعی، کشورشان در اشغال ارتش عراق درآمده بود از جمله دلایل تأثیرپذیری شدید این کشور از حوادث خارجی است.
قرار گرفتن این کشور در بخش شمال غربی خلیج فارس و در همسایگی با کشور های عراق و عربستان و نیز نزدیکی آن از طریق دریا با جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ژئوپلتیکی موقعیت ویژه‌ای به کویت داده است.
و مهم‌تر آنکه کویت از دست رفته و به اشغال درآمده توسط صدام حسین وابستگی شدید به حمایت‌های آمریکا را بیش از پیش قوت بخشید.
از این رو کویت هم بازیگر نقشی شد که در سناریو آمریکا برای فشار بر ایران راه خروجی برای خود نیافت.
این سناریو که بخش‌هایی از آن اجرایی شده و بخش‌هایی از آن هنوز نشده کشورهای عربی همسایه ایران را بر آن می‌دارد تا به بهانه‌های مختلف راه خود را از ایران جدا کنند و چون قدرت مقابله نظامی و امنیتی با ایران را ندارند فشارهای اقتصادی و جدایی‌طلبی را تشدید کنند تا با آمریکا در تحریم‌های اقتصادی سهیم شوند. بعید نیست که در آینده‌ی نزدیک کشور امارات هم به بهانه کهنه شده ادعای مالکیت جزایر تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی دست به همین روش بزند و روابطش را با ایران قطع نماید.
تکلیف بحرین و مصر هم که از قبل معین شده و هر چهار کشور فعلاً روی لبه تیغ آمریکا تمرین راه رفتن می‌کنند.
و اما بعدتر؛
این سنگ‌پرانی‌ها هر چند پرتاب سنگ‌ریزه به سمت کوه است و تجربه ۳۸ سال قدرت‌نمایی ایران را به یاد می‌آورد که چگونه انقلاب از دروازه‌های تاریخ گذشت و هم اینک بر اساس معیارهای جهانی و جنگ‌های منطقه‌ای صاحب سبک و پیروزی است هر چند نمی‌تواند در بیشتر مسیر سیاست‌های منتقدانه ایران تأثیرگذار باشد اما به لحاظ سیاسی به دولتمردان ما یادآوری می‌شود که بهانه به دست دشمنان ندهند و تا آنجا که به حیثیت، شرافت و عزت ایرانیان لطمه وارد نمی‌کند با دیپلماسی و گفتگو به این کشورها حالی کنند در دام آمریکا نیفتند که آمریکا به دنبال منافع خود در منطقه هست و دل هیچ دولتمرد آمریکایی برای هیچ انسانی حتی هموطن خودشان هم نمی‌سوزد و آنها حریصانه به دنبال کسب پول و درآمدند.
نگاه دولتمردان آمریکا به کشورهای عربی و نفت‌خیز منطقه نگاه به گاو شیردهی است که اگر آن را حفظ می‌کنند برای دوشیدن شیرشان است و وقتی شیرشان خشکید آنها را سلاخی می‌کنند. همان برنامه‌ای که برای صدام در عراق پیاده کردند و قبلاً نیز در دیگر کشورها پیاده شده است.
امید که دولتمردان مسلمان بر سر عقل آیند و جز به عزت و بالندگی کشور و مردمشان فکر نکنند زیرا هیچ قدرتی اعم از اقتصادی و نظامی و سیاسی همانند قدرت پشتیانی مردمی نیست.

Comments are closed.