سرمقاله
اسماعیل عسلی
تبعیض زدایی از ساختار آموزش و پرورش
اخیراً خبری روی سایت خبرگزاری های داخلی آمده بود مبنی بر این که به زودی طرح درجه بندی مدارس اجرایی می شود. خدا را شکر که ما از شعار برابری امکانات برای همه، به جایی رسیده ایم که همه چیز را درجه بندی کرده اند. به طوری که گاه قیمت یک جنس به دلیل این که مثلاً در فروشگاه های مختلف واقع در پایین یا بالای شهر عرضه می شود نیز متفاوت است. بگذریم از این که اساس اغلب این درجه بندی ها دکان داری است. نمونه اش همین خودروهای به اصطلاح وطنی که ساخت بوق و بدنه و سپر و چراغ و تودوزی و مونتاژ آن در کارخانه های داخلی انجام می شود و موتورش را از خارج می آورند و یک اسم پر طمطراق ایرانی هم روی آن می گذارند و هر کدامشان گونه ای اشکال فنی دارند که ضریب امنیت آنها را پایین می آورد اما چون چندین نهاد و سازمان از رهگذر خرید یک خودرو باج و خراج می گیرند و جلوگیری از تداوم تولید آن مانع واریز شدن پول های کلان به این حساب و آن حساب می شود، آه و واویلای مردم به جایی نمی رسد و سر و ته همه ی پیگیری ها با هدیه ای و اگر افاقه نکرد قول و وعده ای به هم می آید. مثل همین پراید که چند سالی است به دنبال توقف تولید آن هستند ولی چپاول هایی که در حاشیه ی فروش انبوه آن صورت می گیرد به اندازه ای جیب پرکن است که به سادگی نمی توان از آن گذشت. جان مردم هم که ارزشی ندارد! بالاخره با مرگ هر صد نفر ۲ گورکن و یک مرده شوی و یک مسئول سردخانه و ۲ پزشک قانونی و پنج دعا خوان و ۴ سنگ فروش و یک مداح و… جذب بازار کار می شوند!! با همه ی این تقاصیل درجه بندی کالا اعم از این که حساب و کتابی داشته باشد یا نداشته باشد تا حدود زیادی قابل توجیه است چرا که مردم قصد دارند جنسی بی روح و مصنوع دست بشر را خریداری کنند. اما درجه بندی مدارس چه وجهی دارد؟ آیا دانش آموزی که در یک مدرسه درجه پنج درس می خواند دیگر انگیزه ای برای تلاش کردن دارد؟ آیا دانش آموزی که با وجود برخورداری از درجه ی هوشی بالا صرفاً به دلیل کمبود امکانات و معضلات ناشی از قرار گرفتن در یک طبقه ی فرودست اجتماعی موفق به ورود به مدرسه ی درجه یک نشده چرا باید تحقیر شود؟ سوال دیگر این که اگر دانش آموزان پذیرفته شده در یک مدرسه درجه یک واقعاً دارای هوش و استعداد و عزم و همت بالا هستند چرا باید بابت هوش و عزم بالا شهریه ی بیشتری بپردازند. (ادامه…)