سرمقاله
محمد عسلی
آسیب¬شناسی خدمات ناراضی¬تراشی
مثل مشهوری است که بارها شنیده و یا خود به مناسبتی بیان کرده¬ایم: «می¬خواستی ابرو برداری، چشم کور کردی»
در تمام کشورها اعم از دولت¬هایی که به صورت فرمایشی اداره می¬شوند و یا حکومت مردم¬سالار دارند خدماتی مانند بیمه، که یادآور بهزیستی و تضمینی برای امرار معاش در آینده است و یا ادارات مالیاتی، عوارض گمرکی و عوارض شهرداری از جمله اموری است که در اداره جامعه نقش مثبت و مهمی دارند.
اما متأسفانه به علت کم¬کاری، اهمال و سوء استفاده از موقعیت¬های شغلی بعضی¬ها گاه و بیگاه نقش مهمی در ناراضی¬تراشی دارند زیرا اگر هر کار قانونی و خیری موجب پرداخت وجهی باشد خود به خود مالیات دهنده و یا پرداخت کننده حق بیمه و عوارض احساس چندان خوش-آیندی ندارد چون احساس می¬کند ملزم به پرداخت وجوهاتی است که اگر نپردازد نیروی قهریه با او برخورد می¬کند و جریمه هم اضافه بر آن مطالبه می¬شود.
حال اگر در تعاملات اداری مردم احساس کنند تبعیض، باجخواهی، پارتی¬بازی، رانت-خواری و یا اضافه¬خواهی بی¬حساب و کتابی مرسوم است هرگونه خدماتی را که ضرورتاً به بهبودی و بهزیستی زندگی فردی و اجتماعی کمک می¬کند با دیده تردید و ترس به آنها می-نگرند.
و اما بعد:
هدف از تشکیل سازمان بیمه¬های اجتماعی نخست امنیت شغلی برای کارگران است و تضمین پرداخت حقوق و مزایای آنها توسط کارفرما و نهایتاً دریافت حق بیمه از کارگر و کارفرما برای تأمین حقوق دوران بازنشستگی و استفاده آنها از دفترچه تأمین اجتماعی به هنگام بیماری خود و افراد تحت تکفل¬شان و رفع اختلافات بین کارگر و کارفرما و حال اگر در اجرا مسئولان و کارگزاران مربوطه به نحوی عمل نمایند که کارفرما با ورود بازپرس بیمه به محل کارگاه دچار ترس و دلشوره شود و یا آنکه مطالبه وجوهی را باعث گردد که کارفرما خود را ملزم به پرداخت آن نمی¬بیند هر چند قانونی باشد موجب نارضایتی می¬گردد که این نارضایتی گاه کارفرما را مجبور به بستن کارگاه و فرار از مسئولیت¬پذیری می¬کند که حاصل آن خیل بیکاران را سبب می¬شود. (ادامه…)