• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۰ شهریور ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
همزادی غدیر و انتظار
اگر پیام غدیر را شایسته سالاری بدانیم باید اعتراف کنیم که زمینه های اجرایی آن پس از ۱۴۲۸ سال از وفات پیامبر هنوز هم فراهم نیست چه رسد به زمانه ای که شیخوخیت و تعصبات قبایلی و سهم خواهی های مبتنی بر مناسبات رایج در سال های آغازین شکل گیری حکومت اسلامی نقش مؤثری در تعیین اولویت ها داشتند و نهادینه سازی فرهنگ شایسته سالاری به دلیل محدودیت های گوناگون و موانع ایذایی دیگر بسیار دشوار بود به طوری که حتی واگذاری انتخاب اصلح به مردم نیز به دلیل پیوندهای طایفه ای به نتیجه ای دلخواه ختم نمی شد. اینک ما در عصر ارتباطات و در حالی که هنوز هم گرفتار عوامل بازدارنده ی متعددی هستیم که مانع اجرای عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیزی در جای خود می شود، بدون آن که ناگزیر به ملحوظ نظر قرار دادن شرایط و مقتضیات زمانی باشیم، در باره ی آنچه بر سر تاریخ آمده است، داوری می کنیم که البته با توجه به نگاه آرمانگرایانه حق با ماست اما باید اذعان داشت: مدینه ی فاضله ای که حضرت محمد (ص) به دنبال تحقق آن بود در زمان حیات طیبه خود ایشان نیز عینیت پیدا نکرد و همین امر زمینه ساز فرهنگ انتظار شد که فلسفه ی وجودی آن، نگاه آرمانی به رسالت آسمانی آخرین فرستاده ی الهی بود هر چند پیش از آن نیز ریشه های چنین رویکردی در تمدن هند و ایران و حتی آیین یهود قابل ردیابی است. اگر چه انتظار مورد نظر در جهان بینی اسلامی با تلاش برای ایجاد قابلیت در انسان ها هم عنانی دارد و می توان گفت اراده خداوند با قابلیت انسان ها در هم آمیخته است. اما متأسفانه از دیدگاه افراد سطحی نگر و ساده اندیش، انتظاری که علی القاعده می باید معطوف به اصلاح تدریجی جامعه باشد جای خود را به ظهور ناگهانی موعود داد، بدون آن که کسی بیاندیشد اگر شخصی به تنهایی و بدون همراهی انسان ها، قادر به ایجاد تغییرات زیربنایی در جامعه ی بشری باشد، چه کسی بهتر از حضرت محمد (ص) می توانست چنین امر مهمی را محقق سازد؟
با این توصیف وقتی به ژرفای چالش های پیش روی جامعه ی انسانی می نگریم درمی یابیم که شکست های پی در پی آرمانگرایان بریده از عملگرایی و تلاش، ریشه در نگاهی مغایر با سنت های الهی به موعود دارد. همان اشتباهی که پیشینیان نیز مرتکب شدند و انتظار داشتند که پیامبران به تنهایی هموار کننده ی راهی باشند که به مدینه ی فاضله ختم می شود. هنوز هم برخی از سطحی نگران، حل زیربنایی مشکلات جامعه ی انسانی را به ظهور ناگهانی موعود منوط می دانند اما از خود نمی پرسند که شرط ظهور موعود برخورداری جامعه ی جهانی از آمادگی لازم برای پذیرش دگرگونی است که یاد آور داستان حکیمانه و عارفانه ی سیمرغ و سی مرغ است. در اثر والای منطق الطیر عطار نیشابوری داستان اشتیاق مرغان برای رسیدن به سیمرغ مورد اشاره قرار گرفته است. در این داستان سیمرغ مظهر همان انسان کامل است که می تواند هدایتگر و نجات بخش باشد اما رسیدن به سیمرغ در گرو قدم گذاشتن در راهی است که از کوه های سربه فلک کشیده ، دریاهای خروشان، صحراهای بی آب و علف و پرتگاه های مهیب می گذرد. در این داستان نمادین مرغ ها پس از چانه زنی های بسیار به راه می افتند و برخی در راه می مانند و برخی جان می بازند و نهایتاً سی مرغ به قله ی قاف می رسند که میقات یا وعده گاه توصیف شده است. مرغان به قاف رسیده و نائل شده به مرحله ی کمال در مسیر حق در آنجا متوجه می شوند که باید سی مرغ باشند تا سی مرغ را ببینند. به قول حافظ:
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا می کرد
نگاه جامعه ی شیعی به شایسته سالاری که بهترین تفسیر از ماجرای غدیر است، نگاهی آرمانی است که مستلزم طی طریق و تحمل شداید راه کمال است و تا زمانی که این نگاه آرمانی با تلاش و عملگرایی به واقعیت نپیوندد، مدینه ی فاضله ای که شیعه در آخرالزمان آن را جستجو می کند محقق نخواهد گردید.
اصولاً تفاوت جامعه ی آرمانی یا مدینه ی فاضله ی مورد نظر شیعه با آرمانشهری که در برخی نگرش ها و آیین ها ملحوظ نظر قرار گرفته در این است که چارچوب، مرزها و حصارهای آن را می توان در آخرین کتاب الهی یعنی قرآن جستجو کرد. در فرهنگ شیعی انتظار منهای تلاش سودبخش نیست چرا که منتظران مصلح، خود نیز باید صالح باشند. لذا طبیعی است که همگان انتظار داشته باشند جامعه ی شیعی از هر نظر مظهر شایسته سالاری، نظم، قانون، همزیستی مسالمت آمیز، رفاه، مساوات و بهره مندی از نعمات مادی به موازات چشم امید داشتن به نعمات معنوی که بارزترین نشانه های غدیر باوری است باشد.
حاکمیت ارزش های معنوی و شایسته سالاری دو کفه ی یک ترازو هستند و تشیع هرگز در مجموعه ای از باورها و شعارها و آیین های صوری و حرکات نمادین محدود نمی شود بلکه تشیع را باید یک سبک از زندگی مبتنی بر شایسته سالاری دانست که همواره باید در مسیر تعالی گام بردارد به طوری که در مقطعی از تاریخ قادر باشد با تأثیرگذاری گسترده بر جوامع انسانی آنچنان شرایطی را به وجود بیاورد که اکثریت مردم دنیا به دنبال پیشوایی الهی که توان عینیت بخشیدن به شایسته سالاری و عدالت را داشته باشد، حرکت کنند.
مدینه ی فاضله ای که شیعه به دنبال آن است افسانه نیست، آنچه افسانه به نظر می رسد این است که عده ای تصور کنند اصلاح جامعه ی بشری بدون زمینه سازی و به صورت ناگهانی و غیرمنتظره رخ می دهد و سنگینی بار آن تنها بر دوش منجی است. در حالی که سنت خداوند این است که تا مردم تغییر نکنند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد کما این که در عصر پیامبر اکرم (ص) که شایسته ترین فرد برای اجرای عدالت بود نیز محقق نگردید و این آرمان بزرگ انسانی به انتظار گره خورد تا هم اکنون که کاروان منتظران منزل به منزل به زمانه ی ما رسیده است. زمانه ی روایی تعاملات نظری و داد و ستد اندیشه، زمانه ی اوج گیری خشونت و تنازع بقا، زمانه ی تجمع جمعیت های میلیونی در کوچه های بن بست از خود بیگانگی و زمانه ای که گلایه ی طبیعت از کم نگری ها را در خشم آشکارش می توان به تماشا نشست.
لذا باید باور کنیم که این راه پوییدنی است نه آرزو کردنی و بی شک روزی خواهد رسید که مرغ ها به خود آیند و حرکتی بی توقف را به سوی قاف آغاز کنند تا در آینده ای وعده داده شده شاهد تبلور همگرایی خود به سوی مدینه ی آرمانی باشند و موعود را به چشم خود ببینند.

Comments are closed.