سرمقاله
اسماعیل عسلی
فرزند خصال خویشتن باش
سال های دهه ی ۵۰ که من در کتابفروشی نغمه کار می کردم، کتابفروشی ها به دلیل فصلی بودن مراجعات عمومی برای خرید کتاب، نوشت افزار فروشی، فتوکپی، صحافی و فروش نشریات و مجلات را هم انجام می دادند. در آن زمان مجلات زرد و عام پسند اغلب با ورود به حریم خصوصی خوانندگان و هنرپیشه ها سعی می کردند، مردم را به خرید مجله تشویق کنند. از این رو بحث ازدواج و طلاق و حتی مشکلات مالی هنرپیشه ها و مدل های جدید آرایش و لباس پوشیدن آنها نیز به موضوع روز تبدیل می شد و گاه یک هنرپیشه پس از بازی در یک فیلم به ازدواج شخصی دیگر در می آمد و فکر و ذهن جوانان را به خود مشغول می کرد و در واقع این اشخاص خواسته یا ناخواسته مروج تنوع طلبی در امور جنسی بودند که حاصلی جز لاقیدی و بی بند و باری نداشت! گاهی گشاد شدن پاچه ی شلوار یک خواننده یا زینت آلات و مدل لباس پوشیدنش به نسبت محبوبیت و معروفیتی که داشت بر سر زبان ها می افتاد و مد می شد و جوانان را ترغیب می کرد که هر روز ریخت و قیافه ی جدیدی برای خود تدارک ببینند و خلاصه ی کلام این که اغلب جوانان را سر کار می گذاشتند به طوری که دغدغه ی برخی جوانان این بود که مثلاً فلان هنرپیشه تا چند وقت دیگر به ازدواج چه کسی درخواهد آمد و مسایلی از این قبیل…. (ادامه…)