• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱۸ مهر ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
خبری از جنس فردا
یک خبر منهای این که حامل پیامی است و مخاطب را از انجام کاری یا رخ دادن رویدادی آگاه می سازد‏‏،‏‏ سیمای جامعه ای که چنین خبری در آن اتفاق افتاده را نیز ترسیم می¬ کند. گاهی منحصر به فرد بودن یک خبر و گاه تکراری بودن آن به شکل گیری ذهنیتی در شنونده و مخاطب می انجامد که روی برنامه ها و تصمیمات او تأثیر می گذارد‏‏.‏‏ فرضاً وقتی شخصی برای پنجاهمین بار خبر یک اختلاس را در یک بانک یا سازمان و ارگان دولتی و خصوصی می شنود کم کم به این نتیجه میرسد که جریانی سازمان یافته و هدفمند بدون هیچ مانعی به دنبال غارت بیت المال است‏‏.‏‏ خبر مردود شدن شمار قابل توجهی از داوطلبان حائز نمره های بالا در کنکور سراسری امسال نیز پیام های معناداری به داوطلبان انتقال داد و به آنها فهماند که گاه استثناء بر قاعده پیروز می شود و حاشیه بر متن غلبه می کند و این گونه نیست که همواره تلاش با موفقیت همراه باشد و این امکان وجود دارد که به قول وزیر بهداشت شخصی با رتبه هشتاد هزار کنار دست دانشجویی با رتبه سه هزار بنشیند!
برخی خبرها چهار ستون بدن را می لرزانند‏‏،‏‏ فشار خون را بالا می برند‏‏،‏‏ به تپش بیشتر قلب یاری می رسانند و برخی خبرهای هزینه بر و تکراری و بی خاصیت که هیچ نفعی برای اقتصاد و توسعه ی فرهنگی کشور و منافع ملی ندارند ۲ ریال هم نمی ارزند!
خبر مثل آب می ماند که حتی در سنگ هم نفوذ می کند و اگر جلوی انتشار آن را بگیرند بخار می شود و پس از تغییر هوا دوباره می بارد و مثل سیل از کوه سرازیر می شود و گاهی نیز مانند تگرگ بر سر پنهان کنندگان آن اصابت می کند‏‏.‏‏ کسانی که خبرها را پنهان می کنند نمی توانند نتایج آشکار آن را پنهان کنند به قول معروف: آبستنی نهان بود و زادن آشکار!
زمانی بود که در جامعه ی ما خبرهای مربوط به معضلات اجتماعی و اخلاقی را پنهان می کردند و جزو خبرهای ممنوعه بود؛ اما حالا مثل تگرگ می بارد!! به طوری که برای مهار آن جلسه ی محرمانه می گیرند! به راستی اگر ما از تأثیر اخبار بر افکار عمومی اطلاع داریم و می دانیم که بسیاری از خبرها به جوانه زدن بغض ها و کینه ها و دشمنی ها و رویش ها و ریزش ها می انجامد و از طرفی نمی توانیم جلوی انتشار خبر را هم بگیریم و تکذیب ها و تهدیدها هم راه به جایی نمی برد‏‏،‏‏ یک راه دیگر برایمان باقی می ماند و آن این که با حاکم کردن نظم و قانون و حساب و کتاب و عدالت بر مناسبات و روابط اجتماعی و اقتصادی و آموزشی و فرهنگی جلوی رویدادهای ناگوار را بگیریم‏‏.‏‏
این که ما سعی می کنیم با فرافکنی برخی از واقعیت های تلخ را به عواملی نامربوط نسبت دهیم تا نقش منفی خودمان را انکار کنیم‏‏،‏‏ نشان می دهد که برای هنجارمند ساختن رویدادها عزم خود را جزم نکرده ایم و یا در قبال این رویدادها احساس مسئولیت نمی کنیم و یا این که اساساً اینکاره نیستیم و داستان سر در آبشخور عدم شایسته سالاری دارد که گاهی زنگ آن را در دانشگاه ها به صدا در می آوریم!
کسانی که نه آمار را قبول دارند و نه به معیارهای علمی و استانداردهای جهانی تن می دهند و نه برای متخصصین ارزشی قائل اند و در هر کاری هم خود را صاحب نظر می دانند‏‏،‏‏ بی گمان نه تنها راه به جایی نمی برند بلکه کسی را هم به جایی نمی رسانند‏‏.‏‏
ما باید باور کنیم که خبر هم مثل یک انسان دارای شخصیت است چون خاستگاهی انسانی دارد‏‏.‏‏ خبر هم آمیخته به احساسات و عواطف و حتی فضائل انسانی است‏‏.‏‏
خبرها هم مثل انسان ها با یکدیگر نسبت خویشاوندی دارند‏‏.‏‏ برای مثال خبر واژگونی یک خودرو که دچار نقص فنی بوده با خبر اختلاس در یک بانک و خبر لو رفتن سئوالات فلان آزمون با یکدیگر خویشاوند هستند و به اصطلاح خواهر خوانده به حساب می آیند؛ زیرا در تمامی آنها دزدی موج می زند‏‏.‏‏ تمامی این خبرها از جامعه ای از هم پاشیده و بیمار و مبتلا به انواع کاستی ها حکایت دارند‏‏.‏‏ همچنان که اخبار مربوط به گروه داعش و بمباران خانه های مسکونی در صعده و سکوت سازمان ملل در برابر جنایات نظامیان میانمار نیز خواهر خوانده یکدیگر هستند‏‏.‏‏ همین دیروز خبر برگزاری مسابقات قرآن کریم در مسکو را شنیدم که زمانی کشوری کمونیستی بود‏‏.‏‏ همین روسیه که زمینه برگزاری مسابقات قرآن را فراهم می کند، اس۳۰۰ را به ایران می فروشد و اس ۴۰۰ را به عربستان و به سوریه هم کمک می کند!! حالا پیدا کنید پرتقال فروش را!
شما حتی اگر کور هم باشید با شنیدن اخبار واقعی می توانید در باره ی جامعه ای که خاستگاه چنین رویدادهایی بوده داوری کنید زیرا به قول یکی از امرای قاجار که در تمام عمرش یک حرف حسابی زده و گفته: «همه چیزمان به همه چیزمان شباهت دارد» خبرهایی هم که از یک جامعه به گوش می رسد شباهت زیادی به یکدیگر دارند! به همین ترتیب قیاس کنید خبر طلاق دو زوج و ترک تحصیل فرزندشان و معتاد شدن شوهر که همه از یک جنس هستند‏‏.‏‏
اصولاً خبر به اندازه ای اهمیت دارد که اگر اخبار واقعی منتشر شده در یک روزنامه را کنار یکدیگر بگذارید به راحتی می توانید بر اساس آن در باره ی حال و آینده جامعه ای که چنین خبرهایی در آن روی داده قضاوت کنید‏‏.‏‏
اینجاست که حق دارید برخی اخبار را باور نکنید زیرا با خبرهای واقعی خیلی بیگانه هستند‏‏،‏‏ لذا پیش خود می گویید: این هم از آن حرفهاست!!
خبرها مثل پیچ و مهره هستند و به هم می خورند به طوری که عدم سنخیت خبرهایی که از منابع گوناگون به گوش می رسد نیز بیانگر تناقض هایی است که کشف آن نیازمند کنکاش فراوان نیست‏‏.‏‏ اصولاً همه ی ما از جنس خبر هستیم‏‏.‏‏ یعنی با خبری که می شنویم نسبتی داریم‏‏.‏‏ ممکن است مقصر باشیم یا شاهد و یا قربانی‏‏.‏‏ برخی رویدادها نتیجه ی سکوت ماست و برخی رویدادها محصول خوش خیالی و اعتماد ما به کلاهبرداران که برای نمونه پول ما را برای پرداخت سود می گیرند و فرار می کنند‏‏.‏‏
راه دوری نرویم‏‏.‏‏ گاهی ما خودمان منبع خبر هستیم بدون این که مجوز تأسیس خبرگزاری داشته باشیم! شتابزده گی‏‏،‏‏ ظاهر آشفته‏‏،‏‏ تردید و ناامیدی و بغض ها و کینه هایی که در کلام و نگاه ما جا خوش کرده اند از درون متلاشی شده ی ما خبر می دهند و برعکس آن هم صادق است!
گاهی سیمای ولگردی که سطل زباله را برای یافتن تکه نانی زیر و رو می کند‏‏،‏‏ تأیید کننده ی خبر آمار زیر خط فقری ها و گورخواب هاست‏‏.‏‏ حتماً نباید در روزنامه و فلان شبکه به دنبال خبر باشید‏‏.‏‏ به زیر پل رودخانه خشک هم که سرک بکشید چند سطری خبر برای خواندن هست‏‏،‏‏ همچنان که در کوچه پسکوچه های اطراف سومین حرم هم می توانید جلوه هایی از تنازع بقاء را شاهد باشید‏‏.‏‏
از خبرهای خوب هم غافل نشوید‏‏،‏‏ مثلاً این که امروزه مردم خیلی چیزها را می فهمند و به طرز معناداری با نگاهشان حرف می زنند و با سیمایی بی صدا و لبریز از سئوال های بی جواب‏‏،‏‏ روزهای هفته را می شمارند و همین که به جمعه می رسند بغض شان گل می کند‏‏،‏‏ گویا گوش بزنگ خبری خوب هستند‏‏.‏‏ خبری از جنس فردا و به راستی کیست که بیش از ما نیازمند ناجی باشد‏‏.‏‏

Comments are closed.