سرمقاله
اسماعیل عسلی
سیاست موریانه ای غربی ها
برخی از کشورهای قدرتمند که از ظهور قدرتی جدید در منطقه ای خاص خرسند نیستند و نمی خواهند و یا نمی توانند از طریق نظامی، کودتا و تجزیه و اختلافات داخلی قدرت نوظهور را به گوشه ی رینگ بکشانند و شکست دهند، تلاش می کنند با اتخاذ سیاست های ایذایی در قالب طرح های گوناگون منطقه ای و جهانی و با بر هم زدن تعادل قدرت جدید، به او اجازه ی میدانداری، شایسته سالاری و سازندگی ندهند و تمامی انرژی و امکانات چنین حکومتی را به تلاش برای ماندگاری معطوف دارند. چنین پروسه ای با هدف تلاشی از درون دنبال می شود و موتور محرکه ی آن از منابع درونی تغذیه می کند مانند آسیاب آبی که در مسیر رودخانه ساخته می شود، طوری که گاه کسانی که تمام قد در خدمت حکومت هستند نیز با ناشی گری، افراط، تفریط، تخلف و دور زدن قانون و سهم خواهی نقش ستون پنجم را برای دشمن ایفا می کنند چرا که نتیجه ی رویکردهایی از این دست، سلب اعتماد مردم و ناتوانی حکومت در پاسخگویی به نیازهای عمومی و کوتاهی درعمل به وعده ها و حرکت لاک پشتی به سوی تحقق آرمان های ملی است. شاه کلید نفوذ در چنین پروسه ای هجمه های پی در پی در تمامی زمینه ها به گونه ای است که تنها دغدغه ی کارگزاران کشور مورد هجوم واقع شده، تلاش روزافزون برای حفظ قدرت و ماندگاری و به خدمت گرفتن تمامی مؤلفه ها در راستای چنین هدفی باشد. طبیعی است وقتی یک نظام تمام انرژی و نیروی خود را صرف حفظ تعادل و ماندگاری می کند به بندبازی شباهت دارد که همه ی انرژی اش صرف حفظ تعادل می شود و دیگر قادر به انجام حرکاتی که برای اجرای آن روی بند رفته نیست و فرصتی برای تعیین اولویت ها و پاسخگویی به نیازهای اساسی که فلسفه ی وجودی اش اقتضا می کند، نخواهد داشت. از این رو روز به روز نحیف تر، شکننده تر و آسیب پذیر تر خواهد شد. اینجاست که بعید نیست از برخی چارچوب هایی که توجیه کننده ی ظهور و بروزش بوده عدول کند و در تیررس انتقادهایی قرار گیرد که حاکم قبلی هم از آن بی نصیب نبود. غربی ها تاکنون چندین کشور را بدین ترتیب به گوشه ی رینگ برده و حسابی نواخته اند. (ادامه…)