• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۲ آذر ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
گرانی کاغذ، حذف یارانه
خداحافظ روزنامه
آقای وزیر گرانی کاغذ روزنامه¬ها را زمین¬گیر کرده است و عنقریب بخش قابل توجهی از نشریات بخش خصوصی که تاکنون با چنگ و دندان در تدارک کاغذهای گران وقت صرف کرده¬اند رو به تعطیلی می¬روند و مدیران روزنامه¬ها با بدهی¬های کلان به کاغذفروش¬ها و چاپخانه¬ها عنقریب وارد زندان می¬شوند. این سخن گر چه به مذاق مسئولین چندان خوش نمی-آید لیکن یک حقیقت است که امروز به واقعیت پیوسته است.
وقتی همگان شاهدند که ما روزنامه¬نگاران و صاحبان رسانه در یک جنگ نابرابر با رسانه-های بیگانه مخالف انقلاب دست و پنجه نرم می¬کنیم به سربازی بسیجی می¬مانیم که در پشت سنگر فشنگی برای شلیک ندارد. چگونه می¬توان در این جنگ حداقل در حالت دفاعی قرار گرفت و خوراک لازم را برای آگاهی مخاطبان فراهم نمود؟
زمانی بود که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بودجه¬ای داشت؛ خود کاغذ می¬خرید و حواله می¬داد به حسب نیاز به روزنامه¬ها و یا برای چاپخانه¬ها مواد مصرفی مانند فیلم و یا زینک از خارج خریداری می¬کرد و سهم روزنامه¬ها را می¬داد تا دست واسطه¬ها را کوتاه کند.
سیاست توزیع یارانه¬ها تغییر کرد و یارانه به صورت نقدی به مسئولین نشریات پرداخت شد تا خود هر نوع کاغذ مصرفی را خریداری نمایند. اما متأسفانه این سیاست به دلایلی تغییر کرد و گفتند برای افزایش تیراژ و کمک به مخاطب ۵۰ درصد بهای هر روزنامه را مشروط به اینکه به دست مخاطب برسد پرداخت می¬کنند و یارانه به حساب مؤسسه نشرآوران واریز شد که نتوانست چندان دوام آورد و روز به روز به دلایلی که وصف آن در کوتاه نوشتار نمی¬گنجد شرکت کنندگان در طرح نیم بهاء عطایش را به لقایش بخشیدند و اینک آب باریکی بیش از آن نمانده که آن هم در حال خشک شدن است و سهمی از یارانه¬ها به روزنامه¬ها و دیگر نشریات نمی¬رسد متأسفانه حدود یکسال و نیم است که از یارانه نقدی و غیرنقدی خبری نیست.
و کاغذ و سایر ملزومات چاپ هم روز به روز گران و گران¬تر می¬شود تا به امروز که کاغذفروشان اعلام کردند به علت حذف سهمیه ارزی واردکنندگان کاغذ ۲۵ درصد نرخ انواع کاغذها گران شده است یعنی خواستند دماغش را پاک کنند چشمش را کور کردند.
گویی هیچ مسئولی از شرایط فعلی بازار در خصوص کم و کیف و بهای کاغذ اطلاعی ندارد و یا آنکه می¬دانند و وقعی نمی¬گذارند؛ نه نظارتی بر ورود و خروج کاغذ است و نه بر افزایش روز به روز بهای آن.
کارخانه چوب و کاغذ مازندران که برای تهیه کاغذ کاهی مورد لزوم روزنامه¬ها و کاغذ تحریر سایر نشریات تأسیس و راه¬اندازی شد حدود یکسال است تولیداتی ندارد و تعطیل است. از تولیدات کارخانه کاغذ پارس هم خبری نیست گویا آن هم در تولید کاغذ با مشکلاتی مواجه است.
دولت هم کاغذی خریداری نکرده و بازرگانان و تجار واردکننده کاغذ هم به خاطر سیاست¬های شل کن سفت کن وزارت بازرگانی در خصوص اولویت دادن و یا ندادن به ورود کاغذ و تغییراتی که در سیستم حذف سهمیه ارزی کاغذ می¬دهند و یا نرخ گمرکی آن که در نوسان است گویی رغبتی برای خرید و عرضه آن ندارند.
همین امروز که برای خرید کاغذ روزنامه به هر دری زدم گفتند کاغذ گران شده و نداریم.
متأسفانه بعضی از انواع کاغذکاهی برای چاپ روزنامه¬ها به سادگی وارد و یا آماده فروش نمی¬شوند و بسیار گران تهیه می¬شوند. کاغذ تحریر خارجی هم که از کودکان دبستانی تا دانشجویان دانشگاهی و نشریات و کتاب¬های چاپی به آن نیازمندند با نرخ¬های بالا عرضه می-شوند که معمولاً نرخ ثابتی ندارند.
راستی در این اوضاع و احوال وانفسا چه باید کرد؟ چه باید نوشت؟ با کدام فکر آزاد می-توان خوراک مخاطبان را فراهم نمود؟
گویی همگان باید روزنامه و کتاب و دفتر و کاغذ را سه طلاقه کنند و بنشینند و همگام با تحریرگران فضاهای مجازی درد دل و جوک و راست و دروغ به خورد خلق¬الله دهند و اعتماد بین دولت و ملت را روز به روز کاهش دهند تا چه پیش آید.
واقعاً اگر هدف دولت ایجاد اشتغال و کاهش نرخ بیکاری است که با این سیاست¬های غیرواقع¬بینانه روز به روز بیش و بیشتر شاهد تعطیلی کارگاه¬ها و چاپخانه¬های روزنامه¬ها و بیکاری تعداد بیشتری از دست¬اندرکاران صنعت و هنر روزنامه¬نگاری هستیم!
و اگر واقعاً پاسخگویی برای رفع این مشکل عمده هست چرا بخاری از آن برخاسته نیست.
یک بند کاغذ تحریر خارجی از ابتدای سال ۹۶ تاکنون در نوبت¬های متوالی بین ۴۰ تا ۴۵ درصد افزایش داشته است یعنی نرخ اسفندماه ۹۵ برای یک بند کاغذ تحریر، ۷۰ هزار تومان بوده اینک ۱۱۰ هزار تومان به فروش می¬رسد.
آیا برای این وضعیت راه مقابله یا علاجی هست؟
کاغذ برای روزنامه مانند نان است برای آدم گرسنه.
حال چه باید کرد با این وضعیت اسفبار و ناخواسته؟
جناب آقای وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آیا تاکنون برای رفع این مشکل با وزارت بازرگانی، گمرکات و یا وزارت صنایع جلسه¬ای داشته¬اید که سدها و موانع ورود و خرید کاغذهای مورد لزوم چاپخانه¬ها، روزنامه¬ها، ناشرین که همگی در یک کار فرهنگی طاقت¬فرسا ایثارگرانه تاکنون مقاومت کرده و اینک به پایان خط رسیده¬اند را از پیش پای بردارید؟
یارانه¬های کاغذ که قطع شده، کاغذها هم که گران و گران¬تر شده، هزینه¬های جاری و جنبی هم که الی ماشاءالله افزایش یافته¬اند. هر روزنامه سه هزار تومانی هم که به هزار تومان عرضه می¬شود با دو هزار تومان ضرر به امید چاپ آگهی. آگهی¬ها هم که به علت مشکلات اقتصادی و بازار رونقی ندارند و یا در سایت دیوار و چه و چه مجانی چاپ می¬شوند.
ادارات هم که اعلام می¬کنند بودجه¬ای برای پرداخت آبونمان روزنامه¬ها ندارند. پس باید سر در جیب انتظار به تعطیلی روزنامه¬ها بیاندیشیم؟ چه بایدمان کرد؟

Comments are closed.