• print
سرمقاله” اسماعیل عسلی” ۲۴ دی ۱۳۹۶

سرمقاله
اسماعیل عسلی
احساس بی وزنی در اقیانوس اعداد
خیلی از ما با ریاضی مشکل داریم‏، شاید به همین دلیل است که اهل حساب و کتاب نیستیم ولی من نمی دانم چرا غربی ها این همه اهل حساب و کتاب هستند‏. زنده یاد دکتر شریعتی در یکی از کتاب هایش می گوید زمان دانشجویی ام در فرانسه مستأجر بودم‏، همسر صاحب خانه ام همراه با دو فرزندش رفتند تفریح و کنار دریا و در آنجا یکی از بچه هایش غرق شد‏. در نامه ای خبر غرق شدن بچه اش را داده بود و در ضمن به شوهرش سفارش کرده بود که با من در غذا شریک شود تا هزینه پایین بیاید. حالا اگر ما ایرانی ها بودیم آنقدر ببم ببم می کردیم که حساب و کتاب از دستمان در می رفت‏. اخیراً رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا گفته است اگر هر شهروند ساکن اتحادیه اروپا به اندازه ی روزی یک فنجان قهوه از هزینه ی خود کم کند می توانیم خسارت ناشی از خروج انگلیس از اتحادیه اروپا را جبران کنیم‏. ما هم باید بگوییم دزدهای نابکار و حرام لقمه و بی شرف و نامردی که با رانت و نفوذ و قوم و خویش بازی پول های مردم را بالا کشیده اند اگر یک دهم پول های بر باد رفته را برگردانند‏، دولت می تواند بودجه طرح های عمرانی اش را در سال ۹۷ تأمین کند‏. ممکن است کسی ایراد بگیرد که شما چرا به افراد متشخص ناسزا می گویی که در پاسخ باید گفت در قرآن کریم آمده است: “خداوند آشکار کردن گفتار بد را نمی پذیرد مگر از کسی که به او ستم شده باشد” مگر این دزدها به مردم ستم نکرده اند بگذریم و برویم سراغ حرف خودمان با این که مدیران کشورهای توسعه یافته دائماً در فکر آسایش مردم خودشان هستند در عین حال اغلب از سوی مردمشان در معرض انواع انتقادها قرار دارند و کارشناسان اقتصادی آنها بر سر یک دهم رشد اقتصادی که بالا و پایین می شود و به خاطر چند دهم درصد افزایش تورم و ایجاد رکود در رسانه ها غوغا به راه می اندازند! کسی هم به آنها نمی گوید بالای چشمتان ابرو؛ چون درک بالایی از اهمیت رسانه ها دارند و می دانند که همواره باید در سایه ی انتقاد و هدایت رسانه ها خودشان و ملتشان را بالا بکشند ضمن این که رسانه ها را نیز در پاسخگویی به مردم سهیم می کنند به همین دلیل روزنامه نگارانشان را روی سر می گذارند‏. اما در جامعه ی ما زور مردم و رسانه ها زیاد نیست به طوری که فعلاً مهم ترین مطالبه آنها این است که بین دزدها تبعیضی وجود نداشته باشد‏. مردم می گویند چه فرقی دارد کسی که با سلاح کلاشینکوف دزدی می کند با کسی که با سلاح رانت و نفوذ و قدرت دزدی می کند اگر قرار است مست بگیرند‏، هم کسی که مست شراب است باید شلاق بخورد و هم کسی که مست ثروت و قدرت است‏. بگذریم و برویم سر حرف اصلی خودمان‏.ناگفته نماند شرقی های پیشرفته نیز در چرتکه انداختن دست کمی از غربی ها ندارند‏. مثلاً چندین سال پیش یکی از رهبران چین گفته بود اگر هر شهروند چینی یک دکمه از پیراهنش کم کند می توانیم هزینه یک طرح بزرگ را تأمین کنیم‏. اخیراً هم جناب آقای سعد حریری که چشم دیدن سید حسن نصرالله را ندارد فرمایش کرده اند که حزب الله بخشی از دولت لبنان است و ما باید با ایران روابط خوبی داشته باشیم‏. احتمال دارد این آقا حساب کرده که سنگ مفت گنجشک هم مفت!؛ و بعد به این نتیجه رسیده است!
حتماً شنیده اید که آقای پوتین چقدر در روسیه محبوب است و می دانید که روس ها الکی به کسی دل نمی بندند‏. من شخصاً سال ها بود که علت محبوبیت آقای پوتین را نمی دانستم تا این که چند روز پیش چشمم به جمال آمار و ارقام اقتصادی که محصول سیاست بازی های حضرت پوتین است روشن شد و تازه فهمیدم که روس ها از روی احساسات کشکی جوگیر نمی شوند و مفت مفت قربان صدقه کسی نمی روند و دورش طواف نمی کنند. اگر می خواهید راز محبوبیت پوتین را بفهمید به سراغ آمار رشد و توسعه اقتصادی و کاهش تورم و افزایش صادرات و گسترش حوزه ی نفوذ منطقه ای روسیه ظرف چند سال اخیر بروید تا بدانید این آقایی که تمام قد در خدمت مردم روسیه است چه گل هایی در این سرزمین یخ بسته کاشته است!
همین ترامپ ظاهراً دیوانه با تمامی لات بازی ها و خیره سری هایش و فحش هایی که نوش جان می کند‏، تنها و تنها به این دلیل که توانسته کشورش را به گونه ای مدیریت کند که ظرف دو سال گذشته به سریع ترین رشد اقتصادی دست بیابد حالا حالاها میدان داری می کند. این دیوانه ی زنجیری به خاطر این که کشورش در دنیا آقایی کند در بازگشت از هر کشوری برای مردمش ارمغان هایی داشته به طوری که تنها در یک نوبت چند صد میلیارد دلار اسلحه به عرب ها فروخت و در سفر بعدی حتی از چینی های چشم تنگ نیز دستخوش گرفت‏. البته من می گویم مرگ بر ترامپ ولی آمریکایی های رفاه طلب با من هم عقیده نیستند چون آنها دنیا را جنگلی می دانند که قوی در آن زنده می ماند و ضعیف آنقدر جان می کند تا رحیق رحمت را سربکشد‏. ضعیف کشی در همه جا رواج دارد اگر باور نمی کنید از بانک های رباخوار خودمان بپرسید!
کیست که نداند جنگ واقعی در دنیا‏، جنگ اقتصادی است و بقیه اش حرف مفت است و خرج اتینا؛ پر واضح است که در چنین میدانی هر کشوری سعی می کند گلیم خودش را از آب بیرون بکشد‏. ما که ظرف این چند سال که جوانی را بر سر آن دادیم فهمیدیم همه دعواها بر سر پول است!
همین عراق ظاهراً از هم پاشیده اخیرا به سرعت استخراج نفت خود در منطقه جنوب که با ایران حوضچه ی مشترک دارد افزوده است و کشورهای واقع در کناره ی دریای مازنداران هم هنوز بر سر چند درصد مالکیت خود بر این دریا مشغول چانه زنی با ما هستند و چندین سال است که دور یک میز می نشینند و از تعیین حد و مرزها هم خبری نیست!! پر واضح است که در توفان بحران اقتصادی هر کشوری باید دستش را روی کلاه خودش بگذارد تا باد آن را نبرد‏.
در این روزگار وانفسا آدم وقتی در اقیانوس اعداد اقتصادی شناور می شود احساس بی وزنی می کند، ولی بعضی ها هنوز هم به حرف درمانی اعتقاد دارند و تصور می کنند که با سخنان شاعرانه می توانند مرهمی بر زخم های ناسور شده ی مردم بگذارند‏. ای کاش می توانستند روزه ی سکوت بگیرند و چند سال بدون خالی بندی و گنده گویی با کار و کارآفرینی و جبران مافات به مردم امید ببخشند. وقتی قرار باشد هر جناحی به دنبال سود و سودای خودش باشد به حکم “الناس علی دین ملوکهم” این اخلاق به مردم هم سرایت می کند و اینجاست که کشاورز هم در این عالم وانفسای بی آبی آب را به کشتزار هندوانه می بندد و دامدار هم گله اش را به جنگل سرازیر می کند‏. مهندس هم بی خیال کیفیت مصالح می شود و پزشک هم پشت سر هم دماغ عمل می کند و بازاری هم هر چه زورش رسید می فروشد و دانشگاه هم مدرک دکترای کشکی می دهد و خلاصه این که هر که زورش رسید می برد و می چاپد و در نهایت مردم می مانند و آرزوهای برباد رفته و قاشق های خالی که سخنوران و شاعران و مدّاحان به دهان آنها گذاشته اند و به احترام خشک و خالی سرگرمشان کرده اند‏. وگرنه ما هم می توانیم بگوییم اگر هیچ خانواده ی ایرانی دورریز نان نداشته باشد می توانیم ۳۵ درصد در هزینه غذایی صرفه جویی داشته باشیم و اگر هر ایرانی روزانه یک لیتر آب کمتر مصرف کند سالیانه ۲۹ میلیارد و ۲۰۰ میلیون لیتر صرفه جویی در آب خواهیم داشت که با آن می توانیم محصولات گلخانه ای را چند برابر کنیم‏. دیگر حرفی از مصرف بی رویه بنزین نمی زنیم و از اوقاتی که با تلفن همراه تلف می کنیم سخن نمی گوییم و بی خیال خیلی چیزهای دیگر می شویم‏.

Comments are closed.