• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۲۴ بهمن ۱۳۹۶

سرمقاله
محمد عسلی
هم سرنوشت¬های قهرمان و چرائی حضورشان
تداوم ظهور روح ملی ایرانیان هر چند ریشه تاریخی دارد و خاک پیوند دهنده حس قوی ناسیونالیستی برای حفظ سرزمین است؛ اما باورهای دینی، فرهنگ، سنت¬ همگرایی و شجاعت و ازخودگذشتگی در تغذیه مستمر این شجره طیبه نقش کلیدی دارند.
آنچه ما ایرانیان را از بیگانگان ممتاز می¬کند و بقای میهنمان را در گرو وحدت و همدلی اقشار مختلف مردم قرار داده را نمی¬توان تعبیر به نژادپرستی کرد زیرا باورهای دینی ما که از مکتب اسلام مایه گرفته است با هر نوع نژادپرستی در تضاد و تعارض است.
مطالعه تاریخی علت بقای مردم و سرزمین ما علیرغم تهاجمات نظامی و لشکرکشی¬های ممتد این واقعیت را نمایان می¬کند که در شکست و پیروزی¬ها ایرانیان جانب انصاف را نگه داشته در حفظ و نگهداری اسرا با هر نژاد و قومیتی دریغ نکرده¬اند و هیچوقت دست به کشتار فجیعانه¬ای که معمول جنگ¬های خشن است نزده¬اند و اگر با مقاومت و پایداری برای دفاع از خاک و هویت ملی خود دست به اسلحه برده¬اند در پایان شکست خوردگان و یا حتی فاتحانی مانند چنگیز و هلاکو را به فرهنگ و دین و آیین خود خوانده¬اند و آنها را در ارتقای فرهنگ یاری¬رسان بوده¬اند چنانکه چهره¬هایی مغولی مانند گوهرشاد آغا در خراسان مسجد و بناهای مذهبی ساخته و به دین و مذهب اسلام از نوع ایرانی آن گرویده¬اند.
و اما بعد:
این مقدمه را از آن رو آوردم تا حضور میلیونی مردم قهرمان ایران را در ۲۲ بهمن¬ماه سال جاری و سال¬های پیشین برای نشان دادن وحدت روح ملی و مذهبی به عنوان یک ملت هم-سرنوشت در مقابل فشارها و تهدیدهای خارجی علت¬یابی کنیم.
تحولات عظیمی که با انقلاب اسلامی ایران رقم خورد و جهان سیاست و اقتصاد و فرهنگ و دینداری را تحت تأثیر قرار داد و از نقطه صفر به حد اعلای تأثیرگذاری رساند با حضور همین مردم در طول ۳۹ سال گذشته بود که علیرغم فشارهای روحی و روانی و جسمی و تبلیغاتی دست دشمنان قدر خود را خواندند و تسلیم زور نشدند.
این شعار که می¬میریم سازش نمی¬پذیریم یادآور تجربه حاکمیت¬های گذشته است وقتی که شاهان قاجار و پهلوی به امپریالیست¬های شرق و غرب تکیه کردند و برای حفظ موقعیت خود دست آنان را در مقدرات کشور باز گذاشتند و نتیجه آن، تجاوز، چپاول و استعمار بود که بر این مردم رنج کشیده و قهرمان گذشت و امروز نیز مردم ما از یک طرف به کشتزارهای وسیع ۳۹ ساله خود نگاه می¬کنند که حتی فراتر از مرزها در حال رشد و بالندگی¬اند و از طرفی به آفات و بلیاتی که این سرمایه¬های عظیم و کشتزارهای وسیع را به علت خیانت بعضاً مدیران ناکارآمد و اختلاسگران بی¬دین و بی¬وطن مورد هجمه قرار داده¬اند و فقر و فاصله طبقاتی را دامن زده¬ا ند.
و اما بعدتر:
آنچه در این میان مهم است اینکه ما به یک اصلاحات عاجل و برنامه¬ریزی شده نیاز داریم تا اثرات مخرب ندانم¬کاری¬های خیانت پیشگان را از این سرزمین مانا و قهرمان بزداییم و بار دیگر مردم را به آینده امیدوارتر کنیم و قلوب مهربانشان را بیش از این نرنجانیم.
بی¬شک همه از برنامه¬ریزی¬های مخرب آمریکا و هم¬پیمانان آنان برای ایجاد یک خاورمیانه جدید که سرفصل ورود به جنگ¬های فرسایشی خود بخودی است آگاهیم و سرنوشت کشورهای همسایه و دورتر مسلمانان را در کشورهای دیگر می¬بینیم که چگونه به نام رهایی از استبداد و دیکتاتوری و وعده دموکراسی و عدالت اجتماعی و نشان دادن چماق و هویج میلیون-ها نفر را آواره کوه و بیابان و دریا کرده¬اند تا بدانجا که تمامی مردم ستمدیده افغانستان، عراق، لیبی، مصر، سوریه، بحرین و یمن یکصدا فریاد می¬زنند خونریزی بس است؛ آوارگی بس است؛ خرابی سرزمین¬های سوخته بس است؛ ما طلا نمی¬خواهیم؛ مرحمت فرموده ما را مس کنید.
به راستی اگر دخالت آمریکا و سودجویان و سوداگران اسلحه نمی¬بود و مردمان مسلمان را به حال خود می¬گذاشتند و یا وضعیتی در اتحاد و رهبری همانند ایران می¬داشتند می¬توانستند از تجربه تاریخی انقلاب ایران درس بگیرند و وحدت خود را حفظ کنند تا با تحریک و تطمیع دشمنان مقابل یکدیگر نایستند و در یک جنگ داخلی فرسایشی هستی کشور و ملت را به باد فنا ندهند.
به هر حال آنچه ملت ما را به وحدت و یکپارچگی سوق داده و می¬دهد یکی هم وضعیت فعلی کشورهای همسایه و دیگر کشورهای مسلمانی است که در تله استعمار پیر افتاده¬اند و تیغ بر صورت هموطنان خود می¬کشند.
ما برای آنچه داریم و دیگران ندارند حاکمیت را کمک می¬کنیم تا هر آنچه باید داشته باشیم و نداریم با حفظ هر آنچه داریم مانند امنیت، وحدت و قدرت به دست آوریم. تحقق این خواسته مشروع و قانونی غیرممکن نیست و نیازمند تدبیر، صبوری، مقاومت و کار بیشتر است.
جوانان ما سرمایه¬های بی¬بدیلی هستند که حفظ¬شان از حیله¬ها و تهاجم ضد فرهنگی دشمنان یک اولویت است. همین جوانانی که سالیانی است قدرت خود را در پاسداری از سنگرهای مقاومت و مراکز دانشگاهی ما نشان داده¬اند؛ همین جوانان پاک و بی¬آلایشی که در خانواده¬های مؤمن درس دینداری و اخلاق آموخته¬اند؛ همین جوانان بااستعداد و تحصیلکرده¬ای که ذخایر علمی و آموزشی ما به حساب می¬آیند. برای رفع احتیاج طبیعی این جوانان نیاز به سرمایه¬گذاری، فرهنگ¬سازی، ایجاد کار و تلاش و اخلاق¬محوری داریم. همین امروز که فردا خیلی دیر است و چه بسا بعضی غفلت¬های گذشته را نتوانیم جبران کنیم که دیر هم شده است اما امروز دیگر غفلت پذیرفتنی نیست.
والسلام

Comments are closed.