• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۶ فروردین ۱۳۹۷

تا آن زمان که پرده برافتد
مبعث روز ابلاغ انجام مهمترین ماموریت برای آخرین فرستاده ی الهی است.آنچه تضمین کننده ی خاتمیت است، مصونیت قرآن از هر گونه دخل و تصرف می باشد. برخورداری قرآن از قابلیت به حافظه سپردن این کتاب آسمانی را از مداخلات انحصاری کسانی که خود را متولی دین می دانند خارج می کند لذا ترس از این که قرآن نیز مانند تورات قربانی حذف و تحریف ها و بزرگنمایی ها و کتمان برخی آیات شود وجود نخواهد داشت ؛ از این رو کتابی که در کامل بودن متن و پیام آن هیچ تردیدی وجود ندارد بهترین منبع قابل استناد برای گفت و گوی ادیان محسوب می شود و آیاتی از قرآن نیز بر این واقعیت دلالت دارد. آنجا که پیروان ادیان ابراهیمی را به یکتاپرستی و همراستایی بر اساس مشترکات دعوت می کند.غیر قابل تحریف بودن قرآن از یک سو و تایید سایر کتاب های آسمانی در این کتاب از سوی دیگر باب گفت و گو را می گشاید. آنچه در قرآن مورد تأکید چند باره قرار گرفته پرهیز از مبنا قرار دادن ظن و گمان ها برای تصمیم گیری، مجادله احسن و شنیدن سخنان گوناگون و تبعیت از بهترین آن است. دعوت به خواندن، شنیدن، تعقل و تدبر کردن و همچنین مبنا قرار دادن قرآن برای رفع اختلافات در واقع بر همداستانی تمامی آیات این کتاب آسمانی با یکدیگر که بیانگر عاری بودن قرآن از تناقض است دلالت دارد. از این رو مسلمانان باید بدون واهمه از مقهور شدن، پیشگام گفت و گو برای نزدیک کردن انسان ها به یکدیگر باشند.
آسیب و آفتی که نه قرآن بلکه مسلمانان را تهدید کرده و می کند و به تجزیه نیروی آنها می انجامد قرائت های گوناگونی است که از قرآن صورت گرفته و منجر به شکل گیری مذاهب و فرقه های چند ده گانه شده است که هر کدام خود را صاحب حق می داند غافل از این که گرایش های ملی و جغرافیایی، خرده فرهنگ ها و همچنین رسوبات فکری و تعصبات نژادی و قبیله ای و به تبع آن منفعت طلبی های شخصی و گروهی در ارائه ی تفسیرها و تحلیل های گوناگون از قرآن بی تاثیر نبوده است.
اصولا این که میزان بهره مندی هر کسی از چنین کتابی به ظرفیت های روحی و معنوی و تجربیات او بستگی دارد هیچ تردیدی نیست کما این که در زمان پیامبر اکرم نیز چنین تفاوتی بین اصحاب پیامبر وجود داشته به طوری که ابوذر و سلمان از این منظر در یک سطح قرار نداشتند. اما بین این که ما بخواهیم برداشت خود از اسلام را وسیله ای
برای بهره کشی و سرکیسه کردن دیگران قرار دهیم یا این که به دنبال دل سپردن به یک حقیقت آشکار باشیم تفاوت زیادی وجود دارد!
قرآن پیش از آن که بهانه ای برای زیر پا گذاشتن حقوق دیگران و نادیده انگاشتن ارزش های انسانی باشد بهترین وسیله برای گفت و گو است. پیامبر با گفت و گو آغاز کرد و تا سالها بر این منطق پای فشرد و هرگز در هیچ جنگی آغازگر نبود چرا که جنگ بیش از آن که به حل اختلافات منجر شود به غبارآلود شدن فضا و عمیق تر شدن کینه ها می انجامد. در منطق اسلام گفت و گو و تفکر به اندازه ای تقدس دارد که عبادت محسوب می شود به طوری که حتی اگر به گفت و گو برای رفع اختلافات اندک امیدی هم باشد نباید به جنگ روی خوش نشان داد چرا که جنگ اگر چه ممکن است در گام های اولیه پشتوانه ای منطقی داشته باشد اما همین که آغاز شد منطق و رحم و شفقت را به سایه می برد و با خدعه و مکر درمی آمیزد و تر و خشک را با هم می سوزاند. بدترین نوع جنگ جنگی است که بین مدعیان تبعیت از قرآن و پیامبر اسلام در می گیرد. چنین جنگی به بیماری دو عضو در بدن شباهت دارد که هر دارویی برای بهبود یک عضو مصرف می شود برای عضو دیگر خسارت بار است و احساس پیروزی در آن بسیار مضحک است چرا که به نوعی خودزنی شباهت دارد. هواپیما و موشک آمریکایی از قطر بر می خیزد و در سوریه فرود می آید. اصولاً جنگ های مذهبی بین پیروان یک پیامبر خسارتبارترین جنگ ها هستند. از این رو بهترین شیوه برای کسانی که می خواهند بر همه ی مسلمانان سلطه داشته باشند ایجاد تفرقه و جنگ بین پیروان مذاهب اسلامی است که یک ریال هم نمی ارزد!
تردیدی نیست که شبکه هایی که یکی به نفع آن مذهب و دیگری به نفع مذهبی دیگر راه افتاده هر دو از یک ماهواره پخش می شوند که توسط تفرقه اندازان در مدار قرار گرفته است. وقتی تبلیغ مذهب جای تبلیغ دین را می گیرد، پیشرفت اسلام به پایان یافتن جنگ بی پایان مذاهب منوط می شود و دشمنان هرگز نمی خواهند رود خونی که با جنگ مذاهب اسلامی به راه افتاده و آسیاب آنها را می چرخاند از حرکت بازایستد. لذا گاهی به این سو غش می کنند و گاهی به آن سو و آنچنان ماهرانه چنین فتنه هایی را مدیریت می کنند که شیطان انگشت به دهان می ماند! از یک سو به عده ای
چنین القاء می کنند که دوام حکومت شما باتداوم جنگ و ترور و حرکات انتحاری و به مسلخ فرستادن پیروانتان امکانپذیر است و از آن سو به جهانیان اینگونه وانمود می کنند که مسلمانان خشونت طلب و بی رحم و بی منطق هستند و در کمتر کشور اسلامی هم عالمانی مستقل از حکومت ها پیدا می شوند که با تشکیل مجمعی بر چنین جنگ هایی خط بطلان بکشند و جای شگفتی است که هر کدام از طرفین درگیر نیز متوهمانه تصور می کنند رسالت آنها این است تا با صرف هزینه های سرسام آور دنیا را به تبعیت و کرنش وادارند بدون آن که به مخیله شان خطور کند تنها پیروز چنین جنگ هایی استعمارگرانی هستند که تا دیروز بر طبل چپاول کشورهای اسلامی می کوبیدند و امروز داعیه ی برقراری صلح جهانی را دارند.
اگر روزی روزگاری به مدد تکنولوژی، دستگاهی اختراع شود که بتواند با تجمیع و بازیابی امواج صوتی و تصویری رها شده در فضا، روزگار آخرین فرستاده ی الهی را عیناً به تصویر کشد و به پیروان مذاهب اسلامی و فرقه های چند ده گانه بنمایاند که پیامبر شما به دنبال چه بوده، چگونه رفتار می کرده و مدعیان پیروی از او اکنون چقدر از او فاصله دارند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا با چنین واقعیت
غیرقابل انکاری نیز خواهند جنگید یا اگر آن موعودی که همه جهانیان هر یک به نوعی و به نامی در انتظار او هستند بیاید و پرده از چهره ی حقیقت کنار بزند با چه واکنش هایی روبرو خواهد شد؟
حالی درون پرده بسی فتنه می رود
تا آن زمان که پرده برافتد چه ها کنند

Comments are closed.