• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی
نمایش مضحک
کمتر کسی باور می کرد چند سال پس از ادعای بیداری اسلامی رئیس جمهور آمریکا مبادرت به انتقال سفارت خانه ی خود به قدس به عنوان پایتخت اسرائیل کند. اما این اتفاق رخ داد. پاسخ به چرایی این رویداد با توجه به اوج گیری ظاهری نهضت فلسطینی ها و انتفاضه های سریالی و جنگ غزه و جنگ سی و سه روزه نیازمند نگاهی عاری از شعار و احساس به این داستان است. اگر بخواهیم تحلیلی جامعه شناسانه از جامعه ی یهود و فلسطینی ها داشته باشیم و این دو را با یکدیگر مقایسه کنیم، باید بگوییم یهودی ها علی رغم پراکندگی در اقصی نقاط جهان موفقیت بیشتری برای تحقق بخشیدن به مفهوم ملت نسبت به فلسطینی های تقریباً یکجانشین داشته اند. هر چند این خصلت نژادی که شاید زاییده ی فرهنگ آوارگی باشد توجیه کننده ی رفتار آنها با فلسطینی ها نیست اما موجب می شود که در منازعات سرزمینی دست بالا را داشته باشند. این همبستگی هم در رویّه اقتصادی و خط مشی زندگی و هم فعالیت های علمی و فرهنگی خود را نشان می دهد. شبکه ای که یهودی های جهان را با یکدیگر مرتبط می کند در تعیین خط مشی کلی آنها در زندگی، انتخاب شغل، برخورداری از انواع حمایت ها و حتی تعیین محل سکونت آنها تأثیر زیادی دارد به طوری که با وجود ایجاد زمینه برای سکونت همه ی یهودیان در اسرائیل، بسیاری از آنها ترجیح می دهند همچنان در نقاط گوناگون جهان پراکنده باشند و با فعالیت های پر سود اقتصادی و علمی و فرهنگی نقش یک اهرم قدرتمند برای جابجایی ثروت، قدرت و امنیت را ایفا کنند.
زنده یاد دکتر شریعتی در خاطراتش می نویسد (نقل به مضمون) در اوج جنگ شش روزه اعراب و اسراییل یک یهودی را در قطار دیدم که به دنبال خبر نرخ دلار در روزنامه می گشت و من که یک ایرانی و غیریهودی بودم اخبار جنگ را دنبال می کردم وقتی از آن یهودی علت این کار را پرسیدم گفت جنگ واقعی به خاطر دلار است.
اگر آمار مربوط به نقش یهود در تولید ثروت، فعالیت های فرهنگی و هنری و علمی و تکنولوژی و کارآفرینی را مورد بررسی قرار دهیم در می یابیم که این ملت به ظاهر پراکنده از وحدت رویه ی قابل توجهی برخوردار است و در دفاع از موجودیت خود به جنگ اقتصادی و فرهنگی بیشتر از تقویت نیروی نظامی اهمیت می دهد. ضمن این که طرفداران اسرائیل نیز به صورت علنی و زیر پوستی حامی چنین رویه ای هستند و این در حالی است که کشورهای عمدتاً اسلامی طرفدار حقوق فلسطینی ها از چنین وحدت رویه ای برخوردار نیستند. هم اکنون بخشی از فلسطینی ها به راه حل دو کشوری اعتقاد دارند، بخشی از آنها روی اجرای مصوبات سازمان ملل و بازگشت اسرائیل به مرزهای تعیین شده تأکید می کنند و عده ای نیز می گویند که اسرائیل را به رسمیت نمی شناسند و عده ای هم مثل یک شهروند معمولی اسراییلی در تل آویو و سایر شهرهای اسراییل زندگی می کنند. کشورهای مدعی حمایت از فلسطین نیز دچار اختلاف نظر هستند و همین مسئله موجب گردیده که مبارزان فلسطینی را تجزیه کنند و در مواردی آنها را رودرروی یکدیگر قرار دهند. از طرفی دیگر حمایت های مالی که از طرف کشورهای اسلامی به گروه های فلسطینی ارائه می شود مشروط به اجرای خط مشی دیکته شده از سوی آنهاست که البته با این روند به جایی نخواهند رسید. اتحادیه عرب در عین حالی که خواهان حمایت افکار عمومی جهانی از حقوق فلسطینی هاست، مشکل فلسطینی ها را مشکل اعراب می داند و به دنبال راه حل های عربی است. با این وجود مصر با پس گرفتن صحرای سینا از اسراییل قرارداد کمپ دیوید را امضاء می کند و زمینه ساز تشکیل حکومت خودگردان می شود و دامنه ی منازعات را محدود به قدس و نوار ساحلی می کند؛ بدون این که برای چگونگی بازگشت آوارگان فلسطینی برنامه ای داشته باشد. ضمن این که کمک های ارائه شده از سوی آمریکا و اروپا و اسرائیل به حکومت خودگردان نیز مشروط به تداوم چنین روندی است. از طرفی بی ثباتی در سوریه، لیبی، عراق و لبنان مانع از ایفای نقش مورد نظر آنها در حمایت از فلسطین است و کشورهایی نظیر عربستان، امارات، قطر، بحرین و اردن که انگ حمایت از تروریسم و نداشتن پایگاه مردمی و نقض حقوق شهروندان خود را بر پیشانی دارند در راستای تلاش برای ماندگاری به کفه دیگر ترازو منتقل شده و موجب چربیدن زور اسرائیل در منازعات دیپلماتیک شده اند و برای خالی نبودن عریضه صرفاً بر تعلق قدس به فلسطینی ها و اجرای مصوبات سازمان ملل و شورای امنیت تأکید دارند. ایران اما بر مقاومت نظامی در سایه ی حمایت های مالی و دیپلماتیک تکیه دارد. مقاومتی که نه از سوی اتحادیه عرب و نه از سوی غربی ها و همچنین سازمان ملل حمایت نمی شود و بخشی از گروه های فلسطینی نیز با آن همراهی نمی کنند. در عرف سیاسی حاکم بر جهان کنونی عضویت اسرائیل در سازمان ملل مانعی بزرگ بر سر راه بازگشت شرایط به قبل از می ۱۹۴۸ است زیرا بسیاری از کشورهای جهان با وجود انتقاداتی که به اسرائیل در بحث نقض حقوق بشر دارند باز هم با این کشور در ارتباط هستند، نمونه ی بارزش ترکیه که با وجود ادعای تاریخی اش بر سر مالکیت بر این سرزمین، پایگاهی نظامی را در اختیار ناتو قرار داده که اعضای اصلی آن حامی اسراییل اند و با موضع گیری های پراکنده در برخی رویدادها ژست حمایت از حقوق فلسطین را می گیرد.
بدون اغراق اگر بخواهیم کمک های مالی تخصیص داده شده به فلسطین را ظرف نیم قرن اخیر محاسبه کنیم به این نتیجه می رسیم که این کمک های چند صد میلیارد دلاری جز این که فلسطینی ها را وابسته بار بیاورد و آوارگی و بلاتکلیفی را برای آنها تحمل پذیر جلوه دهد اثری نداشته است. تحصیل کرده های فلسطینی اغلب در کشورهای عربی ثروتمند و حتی اروپا و آمریکا به کار و فعالیت مشغولند اما برخلاف یهودی ها از طریق شبکه های اجتماعی هدفمند به یکدیگر متصل نیستند و بعضاً دچار استحاله فرهنگی شده و پیوند معناداری با سرزمین مادری خود ندارند و تنها دلخوشی آنها شرکت در تظاهرات بر علیه اشغالگران و آتش زدن پرچم اسراییل است. در مجموع به نظر می رسد که اکثریت کشورهای عربی به دلایل گوناگون حاضر به پرداخت هزینه های حمایت جدی از حقوق فلسطینی ها نیستند و در عین حال نه تنها زیر بار حمایت کشورهایی نظیر ایران نمی روند بلکه با حمایت از گروه های فلسطینی مخالفت با نقش آفرینی ایران، در صدد خنثی سازی آثار کمک ها هستند و حتی با آمریکا در تروریست خواندن حزب الله همراهی کرده و برای ایران هزینه تراشی می کنند. از سال ۱۹۴۸ یعنی تاریخ شکل گیری کشور اسرائیل تاکنون زمینه و شرایطی برای شرکت فلسطینی ها در یک همه پرسی برای اعلام نظر پیرامون سرنوشتشان فراهم نشده هر چند نتایج انتخابات برگزار شده در غزه نیز مورد بی اعتنایی قرار گرفته و به حصر آنها انجامیده است. به نظر می رسد با چنین اوضاع و احوالی ترسیم دورنمایی روشن برای سرزمین های اشغالی با اما و اگرهای زیادی همراه باشد. شاید اگر فلسطینی ها ناگزیر بودند با اتکا به همت ملی و بدون چشمداشت های بیرونی و حمایت عربی از موجودیت خود دفاع کنند وضعیتی به مراتب بهتر داشتند تا این که هر ساله شاهد مرتفع تر شدن دیوارهای حائل، شهرک سازی ها و پیشروی گام به گام اشغالگران صهیونیست باشند که با اتخاذ مکارانه ترین سیاست ها، حامیان فلسطین را رودرروی یکدیگر قرار داده و نه تنها ظرف ۷۰ سال گذشته خم به ابرو نیاورده اند بلکه با همدستی حامیان خود در صدد تغییر نقشه ی خاورمیانه نیز هستند و برای تمامی گزینه های احتمالی طرح و برنامه دارند.
هم اکنون حمایت از فلسطین توسط کشورهای اسلامی به احساس و شعار و خدعه و بی برنامگی و سهم خواهی آلوده است و فلسطینی ها به گوسفندی شباهت دارند که عده ای از مدعیان دفاع از فلسطین برای رها کردنشان از چنگال گرگ آنها را به دندان گرفته و به طرف خود می کشانند و تکه تکه می کنند و این نمایش مضحک همچنان ادامه دارد. تا چه شود.

Comments are closed.