• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
رمضان و خودآزمایی
رمضان را در ۴ فصل تجربه کرده¬ایم و در گرما و سرما در روزهای بلند و کوتاه و شب-های احیاء و در راز و نیازگویی و حاجت¬طلبی پشت سر گذاشته¬ایم.
با آتش هیزم¬های تر و خشک در کومه¬های سرد و با نور شمع و پیه¬سوز و برق و گاز در فقر و غنا و در سختی و رفاه و خواندیم در عصر مشروطیت در آثار به جای مانده در کتاب نسیم شمال که می¬سرود:
«رمضان آمد و در سفره زارع نان نیست
در بر دختر او پیرهن و تنبان نیست…
همه آن است که انصاف در این ویران نیست»
رمضان را در صلح و در جنگ روزه¬دار بودیم؛ با نان و تره و اندکی ماست و دوغ و با سفره¬های رنگین در کنار هم و در جمع اقوام و یاران و در تنهایی و کهولت و پیری.
آری بسیار آدم¬های خداشناس و خدانشناس آمدند و رفتند و در خاک خفتند؛ اما رمضان با هلال آمد و با هلال رفت و اینک در آستانه اولین روز رمضان هستیم. ماه میزبانی خدا که ما را به صبوری می¬خواند و به استقامت و قناعت تا به گفته پیران گذشته شکم محصور باشیم و قانع و در محک امتحان برآییم نه صرفاً با شکم¬های گرسنه و دهان بسته و تشنه بلکه با رهایی اندیشه از دلبستگی¬ها و قیدهای دست و پاگیر و درک فقر برای فهم. فهم تشخیص راستی و درستی و پرهیز از کجی و ناراستی. فهم ارزش مهربانی و دوست داشتن و تعاون و دستگیری، فهم و باور به نیاز بینوایان و امنیتی که از مساعدت به آنان حاصل می¬شود و فاصله طبقاتی را کاهش می¬دهد تا اگر دستی بر آتش است و دستی دور از آن، دستی باشد که به کمک آید و رضایتی پدید آید که لطف خدا را شامل شود برای روز مبادا روزه¬ها و ذخیره¬های معنوی زر سفیدند برای زمستان سیاه.
و اما بعدتر:
مسلمانان جهان اینک در عصر فضا و فناوری¬های نوین و ادعاهای دروغین قصه¬پردازان حقوق بشری و جنایات داعش و طالبان و اسراییل و آمریکا که وقاحت و جرم و جنایت را به حد انفجار رسانده¬اند و فجایعی که متأسفانه چشم و دل بشر به آن عادت کرده است به استقبال ماه رمضان می¬روند.
با دلی پر درد از ظلمی که به کشورهای اسلامی و ملت¬های مسلمان رفته است.
با ظلم آشکاری که بر مردم مظلوم و بی¬پناه فلسطین می¬رود و با خیانتی که از مدعیان حفاظت از حرمین شریفین در همیاری غاصبین و جنایتکاران قرن آشکارا شاهدیم.
آری در این شرایط دو رمضان در پیش است؛ یک رمضان برای خداشناسان و یک رمضان برای خداناشناسان مردم¬فریب.
یکی زرین تره گسترده در خوان از یغما و چپاول به دست آورده و دیگری بر سفره فقیرانه¬ای نشسته که غم نان او را از حفظ جان غافل کرده است.
گویی برای بسیاری از مسلمانان فلسفه وجودی رمضان در عادتی به هر سال هنوز هم نا شناخته و نانوشته است.
گویی از مسلمانی پوستی مندرس مانده و استخوانی که علیرغم بی¬تحرکی نام اسلام را یدک می¬کشد.
امروز هم روح اسلام و هم پوسته اسلام تحت فشار سیاسی و اقتصادی و فرهنگی است.
انقلاب اسلامی ایران شیپور بیدارباش سر داده و ترفند و حیله¬های دشمنان اسلام را فریادگر است.
اما هنوزا هنوز نه فقط امیران عرب و شاهان طرب در خواب غفلت لمیده و بر بالش زر تکیه زده¬اند که فریاد مسلمانان مظلوم لیبی، سوریه، مصر، عراق، افغانستان، لبنان، یمن و… شنیده نمی¬شوند.
رمضان فرصتی است تا شکم¬ها به اندک غذایی و گلوها به اندک آبی فرصت اندیشه و دعا یابند.
دعا به معنای خواستن و از پس آن برخاستن و داد خود را از ظالمان ستاندن و بر اریکه قدرت خائنان سعودی و اماراتی و بحرینی تاختن و مسلمانی را از نو پرداختن. همان روندی که از پس ۱۴۰۰ سال اسلام زنده بودنش را مدیون مسلمانان باورمند است.
و اگر اسراییل جرأت کشتار مسلمانان فلسطین را پیدا کرده به خاطر عبور از دروازه مکه است و خیانت شاهان ترسویی که برای ماندن اندک زمان کوتاه در کرسی امارت برادرکشی می¬کنند.
اگر خاصیت رمضان پاکدامنی و راست¬آزمایی باشد و قوت و قدرت ستیز بر ظالمان برای زمینه¬سازی حیاتی قلب ما به هدف خود رسیده¬ایم و خدا را از آنچه از ما خواسته خشنود کرده-ایم. این سخن نه بدان جهت است که جنگ را بر صلح شرافتمندانه ترجیح دهیم بلکه بدین معنی است که قوت باور را به نمایش گذاریم و به همان دعای همیشگی و کارساز پایبند باشیم که گفتیم و خواستیم و شد «خدایا ظالمان را به ظالمان مشغول دار»
این دعای مسلمانان ایران در حق صدام و آمریکا خیلی زود جواب داد و دیدیم چه شد که هیچکس تصور آن را نمی¬کرد.
آنکه چاه عمیقی حفر کرد تا ما را در آن بیاندازد خود در آن چاه مدفون شد.
پس دعا کنیم؛ بخواهیم و استوار بر باور خود بمانیم که خدا با ماست. اگر به گفته قرآن تدبر کنیم و تعقل و صرفاً تابع احساسات نباشیم.
والسلام

Comments are closed.