• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ تیر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم …
شنبه ۲۳ تیر ماه روز گفتگوی سازنده و تعامل با جهان نامگذاری شده است.
ما وارث سرزمینی هستیم که مردمان آن در طول تاریخ مکتوب ۲۵۰۰ ساله تمدن، دانش، تجربه، سلامت و زندگی شرافتمندانه را به جهانیان عرضه داشته‌اند.
هر آنچه را امروز تحت عنوان میراث فرهنگی و مدنیّت در اختیار داریم که چشم جهانگردان بدان‌ها خیره مانده است حاصل مهندسی هنر و مسئولیت‌پذیری مردمی است که دارای خصیصه‌های والا و ارزش‌های مانایی بوده‌اند.
بزرگان ما در اندیشه، گفتار و عمل چنان بودند که بزرگان دنیا به پای‌بوسی آنان می‌آمدند و می‌آیند.
زبان و بیان سعدی جهان را درنوردیده و مکتب حافظ در دل محققان و پژوهشگران خانه کرده است.
حافظ در غزلی شریف و بی‌بدیل مانیفست اندیشه‌های عرفانی خود را چنین بیان کرده است:
«ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است
کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنیم
خوش برانیم جهان در نظر راهروان
فکر اسب سیه و زین معرق نکنیم
رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم
سر حق با ورقه شعبده ملحق نکنیم
شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروق نکنیم
آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند
تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم
حافظ! ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم
و اما بعد:
تعامل سازنده با جهان به زبان حافظ و سعدی زورآورتر است و پسندیده‌تر، هر چند زبان گزنده و بی‌ادبانه بعضی از رجال سیاسی کم‌سواد تهدیدآمیز و باجخواهانه باشد، زیرا هر آنچه آنها از اسلحه و مهمات و تکنولوژی‌های پیشرفته دارند و انبار کرده‌اند بدان اندازه ما نداریم، اما ذخایر معنوی، هنری و پشتوانه مردمی آنچنانی داریم که آنها ندارند.
ما باید با داشته‌هایمان با جهان تعامل کنیم تا ویژگی‌ها و ارزش‌های پیدا و پنهانمان برای مردم جهان نمایان و شفاف باشد. آنجا که ما را متهم به عدم رعایت حقوق بشر می‌کنند کاری کنیم که میراث کهن حقوق بشری خود را عرضه نماییم و این بهانه را از آنها بگیریم هر چند آنها از حقوق بشر چماقی ساخته و پرداخته باشند برای بهانه نفوذ و تخریب و غارتگری.
وقتی ما در عرصه‌های مختلف فرهنگی، هنری و دانش تجربی و فرضیه‌های علمی و تحقیقات فلسفی در بسیاری دوران‌های تاریخی صاحب مکتب بوده‌ایم و آثار دانشمندان و بزرگان دین و دانش ما در دانشگاه‌های اروپا قرن‌ها تدریس شده چه کم داریم؟
زبان ترامپ زبان توهین، تهدید و ناسزاگویی است زیرا موقعیت خود را صرفاً کسب ثروت و مال بیشتر می‌داند و مدام به مردم آمریکا وعده مادی و مالی می‌دهد. فرعون‌های زیادی را تاریخ به یاد دارد که بعضاً جهان را در تصرف خود درآورند اما اینک زادگاهشان به گورستان مردگان ماننده است و گویی نبوده‌اند جز آنکه سنگ و خشتی بر هم انباشته و کاخ‌های مخروبه‌ای از خود به یادگار گذاشته‌اند که بنیان آنها بر استخوان‌های کشتگان استوار شده است.
و اما بعدتر:
مانیفست اخلاقی حافظ خود کتابی است که در معانی روشن به زیور اندیشه درآمده است. حافظ می‌گوید:
ما بد نمی‌گوییم، میل به ناحق نمی‌کنیم، برای دیگران جامه سیاه و برای خود جامعه ازرق طلب نمی‌کنیم یعنی بی‌عدالتی نمی‌کنیم.
عیب‌گویی بد است چه عیب درویش باشد، چه عیب توانگر، چه کم باشد چه زیاد. مطلقاً عیب‌جویی بد است.
جهان را به خوشی بگذرانیم آنگونه که راهروان را پذیرا باشد. در اندیشه اسب گرانبها و زین تزیین شده و تشریفاتی نباشیم.
منکر دانش نشویم و خط بطلان بر آن نکشیم و با شعبده حق را کتمان نکنیم.
و اگر شاه هم حرمت رندان را نگه ندارد اعمال او را از سر راستی و درستی تأیید نکنیم و اگر حسودی زبان به بد گشود گوش به سخنان احمق‌ها نمی‌کنیم یعنی پاسخی به آنها نمی‌دهیم و نهایتاً شاه بیت این غزل این است که اگر دشمن خطایی کرد او را سرزنش نمی‌کنیم اما اگر به حق سخنی گفت آن را منکر نمی‌شویم.
اخلاق‌مداری اسلامی یعنی همین که با دشمنان مدارا کنیم و با دوستان مهربان باشیم.
گفتگو با جهانیان و تعامل سازنده با آنان چه بسا جلو جنگ‌های خانمانسوز را بگیرد و از خسارت‌های مادی و معنوی پیشگیری کند. چنانکه گفته‌اند:
به شیرین زبانی و لطف و خوشی
توانی که کوهی به مویی کشی
متأسفانه در جنگ‌های رسانه‌ای که بیشتر در فضای مجازی رونق پیدا کرده و ذائقه مخاطب را محک می‌زنند و چلوکباب زهرآگین به وی می‌خورانند، زهری که به مرور او را از هویت تهی می‌کند تا در برابر خواسته‌های دشمن تسلیم شود.
وقتی در جامعه‌ای خشونت رواج یابد و مهر و محبت کمرنگ گردد در روان آدمیان خلأیی ایجاد می‌شود که دشمنان آن را کشف و پر می‌کنند با روش‌ها و منش‌های کارآمد متأسفانه جامعه امروز ما مبتلا به بعضی از خلأهایی است که کمبود آن را احساس می‌کنیم. خلأ شادی، دوستی، مهر، همدلی و تعاون. افراد فرهنگی را ارجگزار باشیم و امکانات و ابزار لازم را در اختیارشان گذاریم. شوق و اشتیاق را در دل هنرمندان افزون کنیم تا جوانان را به زیور هنر بیارانند و آنها را از یأس، خشونت، جرم و گناه به دور دارند زیرا به قول سعدی: «… هنر چشمه زاینده است و دولت پاینده. هنرمند هر جا رود قدر بیند و بر صدر نشیند و بی‌هنر لقمه چیند و سختی بیند…»
آنچه در موزه‌های جهان تماشاگران و محققان را به خود فرا می‌خواند هنر، تمدن و دانش ماست که در این جهان پهناور موزه‌ای نیست که حداقل یک اثر از هنر ایرانیان در آن نباشد. این هنر را پاسداریم که با آن جهان را فتح می‌کنیم. هر چند وظیفه داریم برای حفظ حدود و ثغور مرزهایمان از تهاجم دشمنان ارتش و سپاه مجهز و به روزی داشته باشیم.
والسلام

Comments are closed.