• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۱۸ مهر ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
راهکار عبور از بحران اقتصادی
همه کسانی که دستی بر قلم دارند و در رسانه‌های بیگانه خارجی و داخلی نقطه نظرات موافق و مخالف دولت را قلمی می‌کنند به نقد از عملکرد دولت می‌پردازند و می‌نویسند و می‌گویند که دولت باید این کار را بکند و فلان کار را نکند. گویی دولت یک منبع لایزال قدرت و اختیار است که هر کاری اراده کند به انجام آن نائل می‌شود.
اینک کار به جایی رسیده که بسیاری از وعاظ، مداحان و خطیب‌های گوشه و کنار کشور به انتقاد از دولت و عملکرد آن پرداخته و هر کس به زعم خود نسخه‌نویسی می‌کند.
متأسفانه همه از اینکه ملت باید چه کار کند و در چه موضعی بایستد کمتر قلم می‌زنند و کمتر سخن می‌گویند. در صورتی که مشکل اقتصادی و مسایل اصلی و حاشیه‌ای آن بیشتر به دست ملت قابل حل است تا دولت. هر چند ساختار اداری و به ویژه اقتصادی دولت دارای آفت‌ها و فسادهایی است که نیاز به ساختارشکنی دارد و باید کار را به کاردان بسپارند و اجازه دهند توصیه‌طلبی، قوم‌گرایی، تصمیمات محفلی و پیرگرایی‌های سنتی جای خود را به انتخاب اصلح از طریق نگاه علمی توأم با پاک‌دستی بدهد. متأسفانه تغییراتی که اخیراً در بعضی از مدیریت‌ها ایجاد شده و به نوعی در بعضی از مسایل اقتصادی جوانگرایی هم شده با عملکرد و بی‌تجربگی مواجهیم. مثل اینکه کشتی طوفان زده اقتصاد مملکت را به دست ناخدایی بسپاریم که باید دیگران فرمان آن را در اختیار داشته باشند. آن هم دیگرانی که بیشتر منافع خود را مدنظر دارند تا منافع ملی.
تبلیغات و فشارهای روانی که از طرق مختلف اعمال می‌شود و سیاه‌نمایی‌هایی که مرسوم و متداول شده جز این پیامی ندارد که کشتی نشستگان برای نجات خود کشتی را سوراخ کنند و آن را غرق نمایند و دل به طوفان بلا بسپارند.
و اما بعد:
نسل تأثیرگذار فعلی هیچ ذهنیت و اطلاعات موثقی از عملکرد شاهان پهلوی ندارد و علل انقلاب اسلامی ایران را به خوبی درک نکرده است و به این اندیشه نرسیده که چرا در ایران انقلاب شد؟
بعضی از تحلیلگران بی‌اطلاع و یا مغرض نسخه‌پیچی می‌کنند که انقلاب با یک قدرت و اراده خارجی به ثمر رسیده و دست فلان کشور امپریالیستی در آن دخیل بوده است.
بعضی‌ها چنین تلقین می‌کنند که ملت اشتباه کرده است. باید با همان رژیم گذشته کنار می‌آمده و دست به قیام و انقلاب نمی‌زد.
گروهک‌های فراری خارج‌نشین هم چنین تبلیغ می‌کنند که اگر گذاشته بودند ما سکان سرنوشت کشور را در دست بگیریم وضع این چنین نبود، بدون اینکه بگویند ملت از ما پشتیبانی نکرد!
و اما بعدتر:
اینک ما به خانواده‌ای می‌مانیم که از بیرون مورد تهاجم و از درون هم به یکدیگر سنگ می‌زنیم.
نتیجه آنکه خودمان به دست خودمان شرایط را برای سوءاستفاده دشمنان و فشار بیشتر بر ملت و کشور فراهم می‌‌کنیم تا شاهد سختی‌ها، گرانی‌ها، تورم‌ها و بی‌نظمی‌های بیشتری ‌باشیم.
متأسفانه علی‌رغم اینکه نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی برای حفظ امنیت جانی، مالی و آبرویی ملت در داخل و خارج با دشمنان منطقه‌ای و فرامرزی می‌جنگند و در این راه کشته‌ها و شهیدهای زیادی هم داده‌اند شاهد اعتراضات و اعتصاباتی هستیم که نه تنها مشکل اقتصادی را حل نمی‌کند، بلکه مشکلاتی هم سر راه دولت و ملت می‌گذارد که همان تغییراتی را هم که در دست اجرا دارد با مشکلات عدیده‌ای مواجه کند.
به عنوان مثال وقتی کامیونداران دست به اعتصاب سراسری می‌زنند و این اعتصاب را ادامه می‌دهند و تحت تأثیر عده‌ای قرار می‌گیرند که نه راننده کامیونند و نه دستی بر آتش مشکلات کامیونداران دارند به فلان کارخانه، کارگاه، کسبه بازار و مغازه‌داران و حتی روزنامه‌نگاران مواد مورد نیاز برای ادامه کار نمی‌رسد در نتیجه کارگران بیکار می‌شوند، تولید متوقف می‌شود و حاصل آن این ضرب‌المثل قدیمی را تداعی می‌کند که «می‌خواستیم دماغش را پاک کنیم چشمش را کور کردیم»
اعتراضات، راهپیمایی، اعتصاب‌های منطقی برای هشدار به دولت طبق قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی حق همه است. اما هر اعتصاب و اعتراضی که در جهت حفظ منافع عمومی نباشد عقلاً و منطقاً جامعه را متحمل ضرر می‌کند.
اگر مدام شاهد اعتصابات و اعتراضات اتحادیه‌های کارگری در کشورهای اروپایی هستیم به گونه‌ای است که نیازهای حیاتی مردم نادیده گرفته نمی‌شود. به عنوان مثال تمامی رانندگان، خلبانان در اعتصاب شرکت نمی‌کنند. عده‌ای هم برای رفع نیاز و مشکلات در ساعات غیررسمی هم کار می‌کنند و جالب آنکه از طرف اعتصاب کنندگان و اتحادیه‌های کارگری مورد سرزنش و آزار و اذیت هم قرار نمی‌گیرند.
وقتی عده‌ای نادان و یا مغرض به سمت اتومبیل‌هایی که در اعتصاب شرکت نکرده‌اند سنگ‌پرانی می‌‌کنند و یا دیده شده راننده را با سلاح گرم تهدید کرده و به قتل رسانده‌اند، مسأله حاشیه‌ها و جنبه‌های دیگری دارد که امنیت رفت و آمد را به خطر می‌اندازد و همان اقدام نابخردانه و یا خیانتکارانه‌ای است که دشمنان قسم خورده ملت می‌خواهند و حاضرند به اینگونه افراد جایزه هم بدهند.
این موارد را از آن رو متذکر شدم که همه بدانند و می‌دانند عبور از بحران، حفظ امنیت و کاهش تورم و فشارهای اقتصادی صرفاً توسط دولت امکان‌پذیر نیست و ملت هم باید در این راه به کمک بیایند نه فقط برای حفظ دولت بلکه برای حفظ امنیت و رفع نگرانی‌هایی که بیشتر اقشار ضعیف و محروم از امکانات را فلج می‌کند.
همه می‌دانیم که وقتی فقر بر جامعه حاکم می‌شود و گرانی بیداد می‌کند، آدم گرسنه بی‌ایمان می‌شود و دست به دزدی، کلاهبرداری، جنایت و جرایم ضد امنیتی می‌زند و حاصل آن اینکه ثروتمندان هم برای حفظ هر آنچه دارند با مشکل و خسارت و ضرر و زیان مواجه می‌شوند.
اگر خداوند در قرآن مسلمانان را به انفاق، صدقه، نوعدوستی، خمس، زکات، تعاون و همدلی دعوت کرده و برای اعمال نیک پاداش در نظر گرفته فلسفه وجودی‌اش حفظ امنیت جامعه و سلامت آن است.
متأسفانه علی‌رغم اینکه نظامی را که به آن رأی داده‌ایم و در ایجاد آن سهیم بوده‌ایم از محتوای اسلامی آن غافل شده و اکثریت فراموش کرده‌ایم که اسلامی بودن یعنی چه؟
در چنین شرایطی است که مطالبه‌گری ما از خودمان فراموش شده و نگاهمان به حاکمیت و دولت است. اگر مدیران و منتخبین ما مسلمان باشند دزدی نمی‌کنند، دروغ نمی‌گویند، سر مردم کلاه نمی‌گذارند، وعده خلاف نمی‌دهند، در وعده بی‌وفایی نمی‌کنند، پس در انتخاب ما هم یک اشکال وجود دارد و آن کم توجهی به کارنامه منتخبین است، تحت تأثیر جو رأی دادن نتیجه آن می‌شود که “خودکرده را تدبیر نیست.”
کدام حکومت دموکراسی «مردم‌سالاری» می‌تواند با قانون‌شکنان دوام بیاورد؟ کدام رژیم می‌تواند یک شبه در فرهنگ تعاملات اجتماعی تأثیرگذار شود؟ کدام قدرت مرکزی می‌تواند با زور اسلحه و نیروهای اطلاعاتی و نظامی جامعه‌ای را سالم و قانونمدار کند؟
آنان که امروز می‌گویند اشتباه کردیم انقلاب کردیم، فردا خواهند گفت: اشتباه کردیم به دولت و مسئولین نظام فشار آوردیم، چون درک درستی از شرایط سیاسی جهان و منطقه ندارند و یا اگر دارند تحت تأثیر افرادی هستند که منافعشان در گرو بی‌نظمی و تضعیف دولت است.
این کوچک در دفاع از دولت و یا مسئولین وقت این سخنان را قلمی نکردم بلکه شرایط آینده را به گونه‌ای می‌بینم که برای دفاع از منافع ملی و حقوق مردم باید مردم مدبرانه، صبورانه و با تعقل اقدام کنند و تحت تأثیر جوسازی‌های فضاهای مجازی قرار نگیرند زیرا هیچ دولت خارجی یا دشمنی و یا مخالفی دلش به حال ملت نمی‌سوزد هر یک از آنها خر خودشان را می‌رانند.
دردمان را باید در خانه‌مان درمان کنیم و چشم از خارج بدوزیم. مگر آمریکا که خود را دوست و یاور شاه تبلیغ می‌کرد حاضر شد او را به آمریکا راه بدهد؟
وقتی صحبت از منافع ملی هر کشوری می‌شود دوست و دشمن نمی‌شناسد. از تاریخ باید کسب تجربه کرد نه آنکه تجربه‌های تلخ تاریخ را تکرار کرد.
تاریخ آشغالدانی ندارد، همه چیز در تاریخ می‌ماند برای عبرت به کشورهای اطرافمان نگاه کنیم. به افغانستان، ترکیه، عراق، سوریه، لیبی، یمن و امثالهم گویی برای پیشگیری از سقوط اقتصاد جهانی از جمله اقتصاد آمریکا سناریو این است که تمامی کشورهای مسلمان به ویژه کشورهای نفت‌خیز گدا شوند و بر خاک سیاه نشینند تا برای از ما بهتران کار، سرمایه و درآمد ایجاد شود. کافی است همین شرایط را دریابیم تا از یک سوراخ دو بار گزیده نشویم.
والسلام

Comments are closed.