سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مراقب باش
برخی نکته‌بینی‌ها با وجود این که ظاهراً چندان در خور اهمیت به نظر نمی‌رسد می‌تواند به بهبود و استانداردسازی رفتارهای اجتماعی یاری برساند. برای نمونه اگر به نحوه‌ی تبلیغات صاحبان برخی مشاغل و پیشه‌ها نگاه کنیم متوجه می‌شویم که تا چه اندازه زیانبار و توهین‌آمیز است. الصاق لیبل‌های تبلیغاتی روی درب خانه‌ها که اغلب به تخلیه فاضلاب، باز کردن لوله، نصب شوفاژ، خرید و فروش لوازم دست دوم، قالیشویی، معاملات ملکی، مدارس غیرانتفاعی، تدریس رشته‌های گوناگون هنری، ترحیم و مراسم یادبود، پیتزا فروشی، سوپر مارکت و پرستاری در خانه و امثال ذالک مربوط می‌شوند ضمن این که نمای درب منازل را زشت جلوه می‌دهد به خسارات زیادی منجر می‌گردد. جالب اینجاست که نصب‌کنندگان چنین اعلامیه‌هایی حتی در مواردی که آپارتمان‌ها و خانه‌ها صندوق پستی دارند بدون توجه به وجود چنین امکانی باز هم آگهی خود را روی درب خانه‌ها و دیوار کناری مغازه‌ها می‌چسبانند و متأسفانه مانعی هم در سر راه آنها وجود ندارد. چند روز مانده به تحویل سال، صاحبان بسیاری از خانه‌ها با آب و کاردک به جان در و دیوار می‌افتند و با کندن اعلامیه‌ها به شستشوی آثار برجای مانده می‌پردازند که از این رهگذر مقدار معتنابهی آب به هدر می‌رود ضمن این که در مواردی مردم ناگزیر به ترمیم و رنگ‌آمیزی درب ورودی خانه و آپارتمان خود می‌شوند و هزینه‌ی زیادی برای زیباسازی صرف می‌کنند.
هر چند شهرداری شیراز برای مقابله با این نازیبندگی‌ها مبادرت به ایجاد تابلوهایی ویژه الصاق آگهی در خیابان‌ها کرده اما کوچه‌ها و خانه‌ها کماکان با این معضل دست و پنجه نرم می‌کنند. متأسفانه علی‌رغم امکان بهره‌گیری از فضای مجازی برای تبلیغ- (البته با اجازه‌ی صاحبان خطوط تلفن همراه)- هنوز هم بسیاری از صنوف و مراکز تأسیساتی با نادیده انگاشتن حقوق شهروندی و بدون اجازه‌ی صاحبان خانه‌ها و مغازه‌ها به چنین کار زشتی دست می‌زنند؛ این در حالی است که تلفن محل کار و ارائه‌ی خدمات چنین بنگاه‌ها و کارگاه‌های خاطی روی اعلامیه‌ها نوشته شده و امکان برخورد قضایی با چنین افرادی وجود دارد که اتفاقاً در بدو امر درآمد سرشاری نیز بابت جریمه عاید دولت می‌کند. ماهیتاً هیچ تفاوتی میان پارک خودرو روبه‌روی ورودی یک خانه و الصاق آگهی روی درب خانه وجود ندارد چون در هر دو مورد برای مردم ایجاد زحمت می‌کند. حتی پاکبان‌های محلی نیز از این نظر تحت فشار هستند. چرا که در مواردی مردم با دیدن چنین اعلامیه‌هایی روی درب خانه‌ها، آن را پاره کرده و در کوچه رها می‌کنند و پاکبانی که تا یک ساعت پیش کوچه را تنظیف کرده ناگزیر است دوباره‌ کاری کند یا پاسخگوی ایرادهای مقام بالادستی خود باشد. تجربه ثابت کرده است که با توصیه و قربان صدقه نمی‌توان برخی رفتارهای زشت جا افتاده در جامعه را تغییر داد کما این که برای پایین آوردن تلفات ناشی از تصادفات درون شهری نیز پلیس راهور ناگزیر به نصب دوربین و اعمال جریمه شد و نتیجه‌اش هم خوب بود. کاهش تصادف در بزرگراه چمران، بلوار دارالرحمه و امیرکبیر نتیجه‌ی ترس رانندگان از جریمه ناشی از ثبت تخلف توسط دوربین است. کسانی که بدون اجازه‌ی صاحبان خانه مبادرت به الصاق آگهی با انواع چسب‌ها و لیبل‌ها می‌کنند عملاً رفتاری خسارت‌بار دارند و ضامن هستند و باید جریمه شوند. اگر محاسبه کنیم که سالانه چند هزار لیتر آب قابل شرب، تینر و بنزین و رنگ روغن برای زیباسازی و شستن درب خانه‌های زشت نما شده مصرف می‌شود آنگاه به تبعات منفی ناشی از چنین رفتاری پی می‌بریم! چه دلیلی دارد روی درب منزلی که به شبکه آب و فاضلاب متصل است و نیازی به تخلیه چاه ندارد بیش از ۲۰ تا ۳۰ لیبل تبلیغاتی مربوط به تخلیه چاه چسبانیده شود. حتی صدا و سیما هم می‌تواند به این موضوع ورود کند و مردم را توجیه نماید. اصولاً به صاحب پیشه‌ای که برای حقوق مردم احترام قائل نیست نمی‌توان اعتماد کرد. من مطمئن نیستم که قانونی برای برخورد با چنین تخلفاتی وجود نداشته باشد. اگر چنین قانونی وجود دارد باید به مردم اطلاع‌رسانی شود تا در صورت مواجهه با مواردی از این دست متولیان مربوطه را برای برخورد و اعمال جریمه در جریان قرار دهند. بی‌شک اگر پای جریمه آن هم به صورت جدی به میان کشیده شود ظرف کمتر از شش ماه بساط این رفتار زشت جمع خواهد شد. جالب اینجاست که در مواردی نصب‌کنندگان این گونه آگهی‌ها قبل از نصب و الصاق آگهی خود با حالتی حق به جانب آگهی رقیب را در صورت امکان محو می‌کنند که همین امر به آلودگی در و دیوار می‌افزاید. شاید کسانی بگویند نویسنده‌ی این مطلب هم عجب آدم خوشبینی است که در وانفسای ببر ببر و بچاپ بچاپ که منجر به تشکیل هزاران پرونده‌ی دزدی و اختلاس و رشوه و تبانی و احتکار و قاچاق و نایده انگاشتن حقوق شهروندی گردیده و اساساً به رأی و نظر مردم بها داده نمی‌شود و برخی کوچکترین حقی برای مردم قائل نیستند و معلوم نیست در این مملکت چه کسی چه کاره است، فیلش یاد هندوستان کرده و می‌خواهد رفتار غلط ولی نهادینه شده و جاافتاده را که اغلب نسبت به آن بی‌تفاوت هستند اصلاح کند. اما چنین کسانی نمی‌دانند در صورتی که برای اصلاح جامعه از همین جزئیات شروع کنیم به جاهای خوبی می‌رسیم. مردم اگر یاد بگیرند که به یکدیگر احترام بگزارند بازی نمی‌خورند و بر سرشان کلاه نمی‌رود! این همه بازی خوردن‌ها برای این است که ما از کنار برخی مسائل به ظاهر کوچک عبور می‌کنیم. یکی از دوستان بامدادی که هر روز او را در پارک خلدبرین می‌بینم می‌گفت: عده‌ای آمدند چند هزار تن آش پختند و فیلم هم گرفتند و خبرش را هم در همه جا پخش کردند و حتی پایشان به گینس هم کشیده شد ولی یادشان رفته که چربی‌های چسبیده به سنگفرش پارک خلدبرین را تمیز کنند! مراقب باش وقتی به این قسمت می‌رسی با شتاب حرکت نکن که زمین خوردن همان و خانه نشین شدن همان. مراقب باش.