• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۴ آبان ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
رابطه ۱۳ آبان با تحریم‌ها
هر چند شعار مرگ بر شاه در تظاهرات و قیام آغازین امام خمینی(ره) در سال ۴۲ همراه با شعار مرگ بر آمریکا بود و همین دو شعار اساسی در طول تاریخ مبارزاتی مردم ایران بر علیه نظام شاهنشاهی کارساز شد و یکی از محوری‌ترین و اصولی‌ترین شعارها گردید اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی اولین کشوری که انقلاب ایران را به رسمیت شناخت آمریکا بود. به این دلیل که تصور می‌کرد با همراه کردن افراد نفوذی ایرانی ساکن آمریکا می‌تواند بار دیگر در قالب کودتای خزنده برای اعمال سیاست‌های خود در ایران تأثیرگذار باشد ضمن آنکه امیدوار بود به وسیله افراد میانه حال که روش و منش اسلامی لیبرال را تبلیغ و تشویق می‌کردند بتواند نفوذ و موجودیت خود را در ایران حفظ نماید.
وقتی سفارتخانه آمریکا در همان ابتدای انقلاب اسلامی شد مرکز تحریک و توطئه بر علیه انقلاب ایران و مرکز رفت و آمد مخالفان انقلاب اسلامی بیم آن می‌رفت که با کمک مالی و تسلیحاتی در جهت خنثی سازی اهداف و دیدگاه‌های مردم انقلابی ایران استان‌های مرزی را تحریک به جنگ مسلحانه با دولت مرکزی کند و اختلاف بین شیعه و سنی را دامن زند که متأسفانه در همان سال‌های اول انقلاب مشخص شد دست به چنین اعمالی زده است.
بعد از آنکه مرحوم مهندس بازرگان با تأیید امام خمینی و حمایت مردمی به نخست وزیری رسید و حجم وسیعی از برنامه‌ریزی‌ها و اصلاحات روی دست ایشان تل‌انبار شد، مدت زمانی نگذشته بود که دانشجویان پیرو خط امام از دیوار سفارت آمریکا بالا رفتند و علی‌رغم حضور تفنگداران و نگهبانان مسلح آمریکایی در سفارت توانستند آنجا را اشغال نمایند و برای مدت ۴۴۴ روز اعضا و کارداران و دیپلمات‌های سفارت را به گروگان بگیرند.
عمل دانشجویان پیرو خط امام چند دلیل داشت:
یکم اینکه شاه فراری متقاضی سفر به آمریکا بود و اگر در آنجا سکنی می‌کرد احتمال اینکه آمریکا همانند ۲۸ مرداد ۳۲ با کودتایی نظامی دوباره شاه را به ایران برگرداند بود.
دو دیگر آنکه سفارتخانه آمریکا شده بود مرکز توطئه بر علیه امام و انقلاب زیرا با تحریک و رایزنی با سران مخالف انقلاب و یا تجزیه‌طلبان و بیم آن می‌رفت آمریکا از طریق مرزهای عراق و پاکستان و ترکیه که در هر سه کشور نفوذ داشت سران تجزیه‌طلب را حمایت مالی و تسلیحاتی کند.
در اولین انتخابات ریاست جمهوری که بنی صدر توانست به کرسی ریاست جمهوری تکیه زند و فرماندهی کل قوا را در اختیار بگیرد آمریکا توانست با تحریک و حمایت سیاسی و تسلیحاتی از صدام حسین که ترس از انقلاب ایران را در دلش پنهان نمی‌داشت جنگ را به ایران تحمیل نماید و به اصطلاح از ایران انتقام بگیرد. هر چند گروگانگیری اعضای سفارت آمریکا ۴۴۴ روز طول کشید و از همان ابتدا تحریم‌ها بر علیه ایران شروع شد اما حاصل آن عدم پذیرش شاه از طرف آمریکا بود که امید سلطنت‌طلبان را ناکام گذاشت.
جنگ تحمیلی ۸ سال ادامه یافت. آمریکا هواپیمای مسافربری ایرباس را در خلیج فارس سرنگون کرد. از گروهک‌های ضد انقلابی و برانداز حمایت مالی و تسلیحاتی نمود.
با بمب‌های لیزری به چند ناوچه ایران در خلیج فارس حمله نمود.
با طراحی انگلیس و استفاده از نویسندگانی چون سلمان رشدی و کاریکاتوریست‌های نشریات اروپایی به پیامبر اسلام توهین نمود.
با تأسیس شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی زبان ۲۴ ساعته بر علیه شخصیت‌های نظام جمهوری اسلامی سمپاشی کرد بدان امید که نظر مردم ایران را نسبت به رهبران و دولت و سپس به انقلاب تغییر دهد.
حصر اقتصادی، تحریم‌های نو به نو و شیطنت‌های دیگر همه از چنته آمریکا بیرون آمد تا آنکه نهایتاً برای پیشگیری از رشد علمی و اقتصادی ایران فن‌آوری‌ نوین انرژی هسته‌ای در ایران را زیر سؤال برد و آن را وسیله‌ای و بهانه‌ای برای تحریم‌های بیشتر کرد و ایران را متهم به تلاش در جهت ساخت بمب هسته‌ای نمود.
وقتی در طول چندین سال پیاپی نتوانست ایران را با تحریم‌ها و فشارهای سیاسی و اقتصادی و جوسازی‌های رسانه‌ای به زانو درآورد در طول چند سال مذاکره‌ای که با روسیه، چین، فرانسه، انگلیس، آلمان و ایران بر سر انرژی هسته‌ای به انجام رسید بالاخره تن به برجام داد و پای سند چند صفحه‌ای آن را امضا نمود اما با انتخاب ترامپ از حزب جمهوری‌خواه که از همان ابتدای تبلیغات انتخاباتی بنای مخالفت شدید با برجام داشت نهایتاً آمریکا از برجام خارج شد و تحریم‌های گذشته را احیا کرد با اضافه نمودن تحریم‌های دیگری که جای بحث فراوان دارد.
و اما بعد:
آمریکا هنوز هم تصور می‌کند می‌تواند با فشارهای اقتصادی زمینه گفتگویی دوباره را فراهم کند که بتواند با امتیازگیری بیشتر کارت برنده‌ای برای انتخابات آینده دور دوم ریاست جمهوری خود به مردم آمریکا ارایه دهد و بر نفوذ سیاسی و اقتصادی خود بیافزاید. مسلماً استقلال‌طلبی مردم و رهبر انقلاب اسلامی ایران به هر بهایی تا کنون اجازه میدانداری به آمریکا نداده و آن را شریکی مطمئن و وفا کننده به عهد و پیمان نمی‌داند زیرا توافقات و مذاکرات گذشته به خوبی این موضوع را ثابت کرده که آمریکا قابل اعتماد نیست و جز به منافع خود نمی‌اندیشد.
نه فقط ترامپ که برگ خود را رو بازی می‌کند سایر ریاست جمهوری‌های گذشته آمریکا هم چنین بوده‌اند که با دستکش مخملی استقلال‌طلبان را خفه کرده‌اند.
با این وصف آیا راه چاره‌ای جز مقاومت و عزتمداری متصور است! مسلماً مردم قهرمان، شریف و بیدار ما در طول ۴۰ سال گذشته نشان داده‌اند که با سختی‌ها، جنگ و تحریم مقابله کرده و از پای در نیامده‌اند و از این پس هم مقابله خواهند کرد.
و اما بعدتر:
بهتر است دولت تمام هم و غم خود را صرف اصلاح ساختار اقتصادی کند و در تأمین نیازهای مردم کوشاتر عمل نماید آنچه امروز مردم ایران از دولت انتظار دارند مبارزه با رانت‌خواری، توصیه‌طلبی و رشوه‌خواری است و حفظ ارزش پول ملی. عدالت اجتماعی حکم می‌کند این گونه مفاسد از جامعه اسلامی رخت بربندد مجلس و قوای دیگر نیاز به پالایش و اصلاحات ساختاری دارند اگر چنین نشود کرم‌های ساقه‌خوار به ریشه درخت سبز انقلاب نفوذ می‌کنند و قبل از آنکه آمریکا بتواند کاری کند انقلاب از درون صدمه می‌بیند امید که همگان هوشمندانه و به دور از احساسات عمل نمایند.
و السلام

Comments are closed.