سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مردی که عاشق بود
زایندگی و رویش‌هایی که در جریان انقلاب مشروطیت اتفاق افتاد از جهاتی در کل تاریخ ایران بی‌نظیر است. علت منحصر به فرد بودن ظهور برخی شخصیت‌های برخاسته از دل این رویداد بزرگ، بی‌سابقه بودن آن از یک سو و از سوی دیگر ویرانگری‌هایی است که قاجار از خود بر جای گذاشته بودند. ضمن این که شبه رنسانس ایجاد شده در جامعه‌ی عقب افتاده‌ی ایرانی در آن زمان به دنبال یک سلسله تحقیرها و شکست‌ها و عقبگردهایی اتفاق افتاد که به آزاد شدن عقده‌های مانده در گلو انجامید. به دنبال این بیدارباش ناگهان ملتی که بزرگی فرمانروایانش زاییده‌ی توهمات مالیخولیایی شاعران وظیفه بگیر بود و تصوری از حقوق انسانی خود نداشت بر آن شد تا بساط حکومت مطلقه‌ی پادشاهی را جمع کند و در اولین گام برای حاکمیت بخشیدن به اراده‌ی ملی، جولان‌های بی‌حد و حصر سلاطین را مشروط به قانون نماید. پر واضح است که گام نهادن در چنین راهی با توجه به ریشه‌های چند صد ساله‌ی استبداد و پیوند نامیمون اغلب متنفذین جامعه با دستگاه حکومتی و بده بستان‌های پشت پرده و نگاه ناباورانه‌ی عوام‌الناس به چنین تغییر شگرفی، در بدو امر دشوار می‌نماید اما آمادگی دلباختگان آزادی و دلسوزان این آب و خاک برای جانفشانی در این راه، تحقق غیرممکن‌ها را ممکن ساخت. (ادامه…)