سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
جابجایی استثناء و قاعده
از جمله راه‌های ساده و در عین حال غیر اصولی اداره‌ی جامعه، گروگان گرفتن مردم با چنگ‌اندازی دولت بر فعالیت‌های اقتصادی است. این خصلت که به میراث رسیده از رژیم‌های کمونیستی است در حکومت‌های التقاطی که آمیزه‌ای از ویژگی‌های سوسیالیزم و سرمایه‌داری را در خود دارند به چشم می‌خورد. انقلابیون در ایران از این جهت که اغلب پیشینه و تجربه‌ی مملکت‌داری نداشتند بیشتر با شعارهای چپ و معطوف به معیشت و مسکن مبتنی بر آموزه‌های اسلامی توجه مردم را به خود جلب کردند. البته در آن شرایط که محافظه‌کاران سنتی معتقد بودند حتی با درآمد اوقاف نیز می‌توان کشور را اداره کرد چنین وعده‌هایی دور از انتظار نبود. اما اگر با درک واقع‌بینانه از موقعیت ژئوپولتیک ایران، تنش‌زدایی از سیاست خارجی و راه‌اندازی گفتمان داخلی با هدف همگرایی گروه‌های پراکنده سیاسی، ایجاد رابطه‌ی متعارف با همسایگان ملحوظ نظر قرار می‌گرفت و انتظارات از انقلاب در موضوع تأثیرگذاری بر منطقه و جهان بالا نمی‌رفت احتمال برقراری تعادل بین ظرفیت‌های اقتصادی و آرمان‌های ملی وجود داشت.
متأسفانه سهم‌خواهی گروه‌های عمدتاً چپ از قدرت علی‌رغم نداشتن پایگاه توده‌ای، تحریکات خارجی با هدف ایجاد فاصله بین اقوام ایرانی، جنگ ۸ ساله و کم تجربه گی مدیران به موازات ریزش‌های زود هنگام نیروهای تکنوکرات، فرصت‌های زیادی را برای استحکام‌بخشی به زیرساخت‌های فرهنگی از کشور ما گرفت. (ادامه…)