• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۲ دی ۱۳۹۷

سرمقاله
محمد عسلی
به بهانه روز پرستار
شب از نیمه گذشته بود و سرما بیداد می‌کرد. وقتی کودک تب‌دار پیچیده در پتو از پس چند روز بیماری آخرین نفس‌ها را به قلب تپنده‌اش گره زده بود پرستار با تنی خسته و چشم‌های خمار که سه روز دیده بر هم نگذاشته بود در راهروی سرد درمانگاه کودک را در آغوش گرفته و زیر چادر مراقبت می‌کرد تا بادی که مدام سوز سرما را به سر و صورتش نشانه می‌رفت او را نیازارد.
تاریکی و وحشت از مرگ و عبث بودن تلاش‌های شبانه روزی‌اش موجی از غم و یأس شده بود که بر روح و روانش سایه انداخته بود.
هر قدمی که بر می‌داشت با آن هراس و شتاب در دلش زمزمه‌ای می‌کرد.
آه اگر دکتر نباشد! اگر نتواند کاری کند! اگر دارو جواب نداد، چه کنم؟
ستارگانی که از پشت ابرهای سیاه چشم بر این تلاش گشوده بودند آن شب را هرگز فراموش نمی‌کنند.
در آن شب و شب‌های سخت زمستان‌های فراموش نشده. وقتی پدر در خدمت سربازی بود و هیچ خبری از او نرسیده بود. من مرگ را تجربه می‌کردم و آن پرستار بدون حقوق در تمام وقت زندگی جوانی‌اش مراقب مهربان همیشه بود که جا دارد اینک از آن زن باوقار مسئولیت‌پذیر یاد کنم.
او مادر من بود …
و اما بعد:
اگر در جهان خلقت یک پرستار واقعی و مثال زدنی را بدون کم و کاست بخواهیم نام ببریم که به صورت غریزی و اکتسابی وظیفه پرستاری را تا پایان عمر بدون منت و دستمزدی درخور به انجام می‌رساند مادر است.
اغراق نیست اگر بگوییم هر پرستار خوب به نحوی در وجودش حس مادری بیدار است.
از این رو است که پرستاری تداعی کننده زنی است با لباس سفید و نشانه‌ای از محبت و رنج و صبوری و لبخند که بواقع گنجی بی‌نظیر است که داوطلبانه به چنین زحمات طاقت‌فرسا تن می‌دهند.
غربی‌ها از فلورانس نایتینگل نام می‌برند و او را الگوی پرستاری می‌دانند که زخمی‌های جنگ بین عثمانی و روسیه از یک طرف و از طرف دیگر فرانسه و انگلیس را در بیمارستان صحرایی یاری می‌داد و پرستاری می‌کرد.
فلورانس نایتینگل که به بانوی چراغ به دست معروف شد خود صاحب مکتبی شد در پرستاری که هنوزا هنوز نام و لطف و مهربانی‌اش بر سر زبان‌هاست و پرستاران جهان با زندگی او آشنایی دارند.
و اما بعدتر:
ما مسلمان‌ها افتخارمان به حضرت زینب کبری(س) است که در سخت‌ترین شرایط روزگار توانست با قدرت ایمان و اراده‌ای خلل‌ناپذیر از بازمانده‌های شهدای کربلا که به اسارت می‌رفتند پرستاری کند و بر زخم‌های کودکان با دست‌های مهربان خود مرهم گذارد.
بانو زینب که شاهد کشتار فجیع برادر و برادرزاده‌ها و تمامی یاران شجاع و مؤمن امام حسین(ع) آن برادر و امام بزرگوارش بود در صبوری و تحمل رنج‌های فراوان و در جمع خونخواران تاریخ نقاب از چهره کریه یزید و یزیدیان برداشت و پیام نهضت امام حسین(ع) و ۷۲ تن یاران جان بر کف و شهیدان جاوید را به گوش جهان رسانید.
حضرت زینب کبری(س) به واقع خواهری با رسالت، پرستاری اسوه حسنه و مادری مهربان چونان شیری تنها در میدان رزم بود که فروغ و نور زن مسلمان را با چراغ دل به تماشا گذاشت.
و در پایان، امروز هم زنان و دختران پاکدامن و مهربانی در بیمارستان‌ها، درمانگاه‌ها و در مراکز درمانی داریم که به تأسی از آن سرمشق نیکو چه صبوری‌ها و سختی‌هایی را در کنار بیماران تحمل می‌کنند و این شغل شریف را با دانش‌های روز ادامه می‌دهند.
به راستی کدام اجر و مزد مادی می‌تواند دستان پرمهر و تن رنج‌دیده و چشم‌های خسته آنان را پاسخگو باشد؟ هر چند مزد و پاداش یاری آنان می‌باید به گونه‌ای باشد که جوابگوی تحمل این سختی‌ها باشد.
اگر عشق نیروی محرکه و پشتوانه صبوری و مهربانی پرستاران نباشد در کوتاه‌مدت منفعل می‌شوند و عطایش را به لقایش می‌بخشند.
آن عشق و نیرویی که به قول حافظ با شیر همزمان شد و با جان به در شود. عشقی که سرسری نیست تا از سر به در شود و مهری که عارضی نیست تا خون جگر شود. همان عشق پاک الهی که بشریت امروز را در طی کردن راه‌های سخت و دشوار به قله‌های پیروزی و شرافت و رستگاری رسانده، البته نه همه را آنان که راه از چاه دانستند و در گودال و اعماق منیت‌ها و خودخواهی‌ها سقوط نکردند.
آنچه تمامی پرستاران و جامعه پزشکی ما را مصونیت می‌بخشد توکل به خدا، یاری مظلومان و درماندگان و انصاف در راه خدمتی صادقانه است چنانکه دعای خیر همگان بدرقه راهشان باشد.
همراه با دانش‌افزایی و روزآمد شدن، پرهیزگاری، ایمان و عشق و شوق لازم است تا بتوان پرستار خوبی بود مثل مادر.
والسلام

Comments are closed.