• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۸ بهمن ۱۳۹۷

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
عمری به بلندای تاریخ و به کوتاهی آه
حضرت فاطمه‌ی زهرا(س) از شخصیت‌های تأثیرگذار در تاریخ اسلام است. دلایل این تأثیرگذاری را می‌توان از جهات گوناگون مورد بررسی قرار داد. هر چند در مورد زمان تولد و طول عمر آن حضرت اقوال گوناگون وجود دارد که تفاوت برخی از آنها به ۱۰ سال هم می‌رسد (از ۵ سال قبل از بعثت تا ۵ سال بعد از بعثت برای تولد ایشان) ولی اگر قول شیخ طوسی دانشمند بزرگ شیعی را در کتاب مصباح‌المتهجد مبنا قرار دهیم که نسبتاً به منطق نزدیک‌تر است آن حضرت در ۱۳ سالگی ازدواج کرده‌اند و بر این اساس باید در اولین سال بعثت به دنیا آمده باشند. با این فرض ماجرای دلداری دادن به پدر در جریان آزاری که از قریش در مکه می‌دید و این که نقل کرده‌اند حضرت فاطمه زهرا(س) بقایای محتویات شکمبه ریخته شده بر سر و صورت پیامبر(ص) را با دست‌های کوچک خود می‌سترد با شرایط سنی مورد اشاره تناسب بیشتری دارد ضمن این که با توجه به سن حضرت خدیجه در زمان وفات که ۶۵ ساله بوده‌اند چنین تاریخی قابل قبول‌تر است به هر حال ایشان در طول زندگی مشترک با علی(ع) صاحب ۵ فرزند گردیده که کوچکترین آن محسن نام دارد و اگر فاصله متعارف برای بارداری و تولد و شیردهی را لحاظ کنیم قول شیخ طوسی تا حدود زیادی به رفع اختلاف بین علمای اسلامی در خصوص زمان تولد ایشان کمک می‌کند. البته در مورد زمان دقیق پیوستن ایشان به پدر بزرگوارشان نیز اختلاف‌نظرهایی وجود دارد که شیعیان با در نظر گرفتن دو دهه برای بزرگداشت این بانوی بزرگوار تلاش می‌کنند بر اساس هر دو گمانه مراسم بزرگداشت بگیرند هر چند دهه‌ی دوم را با شور و حرارت بیشتری برگزار می‌کنند. با توجه به این که در این دو دهه نذوراتی ادا می‌شود و موقوفاتی در نظر گرفته شده و مردم خصوصاً بانوان در این ایام نهادینه شده دور هم جمع می‌شوند اگر چنین فرصت‌های مغتنمی صرف شناخت ابعاد شخصیتی ایشان شود به صواب نزدیکتر است. حضرت فاطمه زهرا(س) از این جهت که کوچکترین فرزند آخرین فرستاده‌ی الهی و تربیت شده در دامان بانو خدیجه کبری به عنوان مظهر وفاداری و ایثار می‌باشد و با توجه به تاریخ تولد از بدو طفولیت بر اساس معیارهای اسلامی تربیت شده و همواره در معرض سختی‌های سال‌های ابتدایی انجام رسالت پیامبر قرار دارد، در شرایطی بالیده و رشد کرده‌اند که مورد نظر پیامبر بوده است. بنابراین هم در جریان مبارزات اولیه بوده‌اند، هم طعم سختی‌ها در شعب ابیطالب را چشیده‌اند و هم به هجرت و دوری از مکه تن داده‌اند و در سنی که هر دختری نیاز به مادر دارد مادر خود را از دست داده، ضمن این که در مدینه نیز با مشکل نامطبوع بودن آب این منطقه و همچنین فقر ناشی از ترک خانه و کاشانه و خرج شدن ثروت مادری‌اش در راه اسلام کنار آمده و از همه مهمتر این که ایشان به همسری کسی در آمده که در عین ناداری، بار سنگین دفاع از اسلام، حضور در نبردهای دشوار و فراگیری دانش دین و انتقال آن به نسل‌های بعدی را بر عهده داشته است. از منظری دیگر ایشان فرزندانی تربیت کرده که هر کدام از جهاتی تاریخ‌ساز، تأثیرگذار و الگو بوده‌اند. قرار گرفتن در چنین شرایطی برای یک دختر که علی‌رغم تمامی محدودیت‌های ناشی از زندگی در جامعه‌ای بدوی و قبیله‌ای و رواج باورهای غلط به پشتوانه و دلگرمی و تشویق و تحریض پدر دنبال نقش‌آفرینی است و تحمل شدائد مختلف در سه دوره‌ی گوناگون، گوهر وجود او را در کوره‌ی حوادث آبدیده کرده است و به دلیل برخورداری از اعتماد به نفس بالا، مقاومتی در خور تحسین و همراهی با یک نهضت نوپای دینی مورد لطف و محبت پیامبر نیز قرار دارد.
حضرت فاطمه زهرا(س) هم به رسالت اجتماعی خود وقوف کامل دارد و حاضر به خالی کردن صحنه‌ی مبارزه نیست و هم نقش مادری را به خوبی ایفا می‌کند ضمن این که به عنوان یک همسر و فرزند نیز تکیه‌گاهی امید بخش است و از این جهت در میان ۴ دختر پیامبر شاخص و برجسته است و تمام این ویژگی‌ها را در خدمت به اسلام قرار می‌دهد. لذا برای زنانی که می‌خواهند الگویی قابل اتکا در زمان گذران سختی‌ها داشته باشند حضرت فاطمه زهرا نمونه‌ای ارزنده است چرا که در تمام طول زندگی که به سه دهه نیز نمی‌رسد در حال مبارزه، قناعت، همراهی با پدر و همسر، کمک به مجروحین جنگی خصوصاً در نبرد احد و به موازات تمامی این دلمشغولی‌ها مشتاق کسب معارف الهی در مکتب پدر است. ناگفته نماند که الگو گرفتن از یک شخصیت دینی بدون آگاهی از جزئیات زندگی او غیرممکن است و آگاهی‌بخشی هم این نیست که بگوییم مقام آن حضرت آنقدر بالا بوده که ما نمی‌توانیم در باره‌ی او سخنی بگوییم و فقط فرشتگان و پیامبر و خدا می‌دانند که ایشان چه جایگاهی داشته است. چون این کلی‌گویی‌ها که برای مردم الگو نمی‌شود. این که بگوییم ما هرگز نمی‌توانیم مانند ایشان رفتار کنیم آن حضرت را غیرقابل دسترسی معرفی می‌کنیم. این گونه سخن گفتن از بزرگان دین موجب می‌شود که مردم نه تنها انگیزه‌ای برای پیروی از آنها نداشته باشند بلکه به این بهانه که بزرگان ما قابل تأسی نیستند رفتار غلط خود را توجیه می‌کنند و تنها انتظار آنها بهره‌مندی از شفاعت بدون تلاش برای اصلاح رفتارشان باشد که بدون تردید آثار ضد تربیتی دارد و موجبات آزردگی آن بانوی بزرگ را فراهم می‌کند و با روح و فلسفه‌ی وجودی دین نیز در تناقض آشکار است! برخی که حتی ده دقیقه هم نمی‌توانند در باره‌ی جزئیات زندگی حضرت فاطمه زهرا سخن بگویند فقط به این حرف اکتفا می‌کنند که بگویند اگر تمام درختان قلم شود و تمام اقیانوس‌ها مرکب باز هم نمی‌توان در باره آن حضرت همه چیز را نوشت ولی اگر به او بگویی به اندازه‌ی دو صفحه بر اساس مستندات تاریخی پیرامون زندگی ایشان حرف بزن حرفی برای گفتن ندارد زیرا به خودش زحمت تحقیق و مطالعه نمی‌دهد و چنین اشخاصی نمی‌دانند که بزرگان دین برای تقدیس شدن و تبدیل شدن به اسطوره و مورد پرستش قرار گرفتن به دنیا نیامده‌اند بلکه آمده‌اند تا الگو باشند!
بی‌شک این همه تأثیرگذاری در مدتی که به کوتاهی آه بود توجه همه مورخین را به خود معطوف می‌کند. بالاترین نقشی که ایشان ایفا کرد نقشی وحدت‌آفرین بود آنجا که با وجود دیدگاهی متعالی که نسبت به نحوه‌ی اداره جامعه‌ی اسلامی پس از پدر بزرگوارش داشت، برای عبور از باریکترین گذرگاه تاریخ با نظر همسرش همراهی و موافقت کرد و اجازه نداد نهال تازه به شکوفه نشسته‌ی تمدن اسلامی در معرض تندباد تفرقه و منازعات داخلی قرار گیرد و آسیب ببیند. اصرار آن بانوی بزرگوار بر مکتوم ماندن برخی مسائل نیز تنها سر در آبشخور چنین هدف بزرگی داشت. بی‌گمان پیروان واقعی آن حضرت نیز نباید کاسه‌ی داغ‌تر از آش شوند و در شرایطی که جامعه‌ی اسلامی به طرز بی‌سابقه‌ای در معرض تفرقه قرار گرفته باید با تأسی به آن حضرت از انجام اعمالی که آفت همبستگی مذاهب اسلامی است خودداری کرده و باور داشته باشند که قرآن به عنوان عصاره‌ی حقیقت دین نباید قربانی چند دستگی‌ها شود تا آنجا که رسالت یک منجی را در انتقام‌گیری از یک ماجرا با تحلیل‌های گوناگون خلاصه کنند و به مسائلی دامن بزنند که تاکنون هیچ دستاوردی برای امت اسلامی نداشته است!

Comments are closed.