سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
حلقه‌ی مفقوده
تزریق تدریجی سم سردرگمی و بلبشوی اقتصادی به رگ‌ها و آوندهای یک سیستم برای به ضعف کشانیدن آن به گونه‌ای که شائبه‌ی ترور و کودتا و دخالت مستقیم را تداعی نکند شیوه‌ی مهار کشورهایی است که در برابر کارزارهای تجربه شده‌ی قبلی با استقامت و تحمل انواع فشارها به مصونیتی نسبی دست پیدا کرده‌اند و یا با برطرف کردن کاستی‌های خود در برخی زمینه‌ها از حالت تدافعی خارج شده و تدریجاً در حال تقویت بنیه‌ی تهاجمی خود هستند. ایران از جمله کشورهایی است که ظرف چند دهه‌ی گذشته شیوه‌ای متفاوت را در اداره‌ی کشور تجربه کرده و آمیزه‌ای از راهبردها را آزموده و هم اکنون در موقعیت بازیابی پتانسیل‌های از دست رفته‌ی خود است اما در عین حال نقاط ضعفی دارد که رقبای جهانی و منطقه‌ای‌اش می‌توانند از این نقاط ضعف برای پیشبرد طرح‌ها و نقشه‌های خود با هدف بهره‌گیری از این شرایط استفاده کنند. عدم آشنایی احزاب و گروه‌های سیاسی فعال داخلی با قاعده‌ی بازی یکی از این نقطه ضعف‌هاست به این معنا که گروه‌های سیاسی به دلیل اینکه اغلب فاقد خاستگاه آکادامیک بوده و پیوند معناداری هم با سمن‌ها و تشکل‌های مردم‌نهاد مدرن و غیرسنتی نداشته‌اند، نگاه علمی به سیاست ندارند و قادر به تفاهم بر سر تعریفی مشخص از منافع ملی نیستند و بعضاً حزب را با هیأت‌های عزاداری که هر کسی زیر علمی و به نام محله‌ای سینه می‌زند، اشتباه گرفته‌اند؛ ضمن این که تعریف آنها از مجموعه‌ی شهروندان نیز یکسان نیست به طوری که گاه یکی از امت دم می‌زند و دیگری از ملت و جالب اینجاست که تعریف برخی از این گروه‌های سیاسی نیز از امت، فراسرزمینی است. حالا شما حساب کنید ما گاهی برای امت هزینه می‌کنیم و به حساب ملت می‌گذاریم و گاه برای ملت هزینه می‌کنیم و به حساب امت می‌گذاریم و این مسئله به گره کوری تبدیل شده که گردانندگان دستگاه سیاست خارجی را سردرگم کرده است. (ادامه…)