• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۴ فروردین ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
رونق تولید و اما و اگرها
از جمله علائق انسانها که فی نفسه به طبیعت انسان برمی¬گردد تولید است. بدین معنی که هر انسانی از اینکه چیزی را تولید می¬کند احساس خوبی دارد. از کشاورز تا کارگر و از مخترعین و مکتشفین همه به نوعی از آغاز خلقت آدمی به دنبال تولید بوده¬اند گویی تولید گم شده انسان¬هاست که برای پیدا کردن آن نیروی بدنی، هوش، استعداد، تجربه و دانش به کار گرفته می¬شوند.
قبل از انقلاب صنعتی که هنوز ماشین بخار اختراع نشده بود و بیشتر تولیدات توسط نیروی انسانی و حیوانی به دست می¬آمد نوع مصرف و نحوه زندگی نسبت به امروز بسیار متفاوت بود و تولید رونق کنونی را نداشت. سطح توقعات و شیوه زندگی هم متفاوت بود.
آنچه امروز مطمح نظر اقتصاددانان برای تأمین مایحتاج زندگی انسان¬هاست و بشتر استفاده از وقت و سرمایه کمتر برای تولید بیشتر است به وسیله ماشین فناوری¬های نوین هرچند ابزارها و کارخانجات متنوعی را موجب شده¬اند که سرعت، دقت، نظم و دانش تجربی را یدک می¬کشند اما بدون امکاناتی چون سرمایه، نیروی انسانی، موقعیت مکانی و امنیت شغلی تولید میسر نمی¬شود.
و اما بعد؛
شعار سال ۹۸ رونق تولید است. تولید در کشوری که ۴۰ سال انواع و اقسام تحریم-ها، جنگ¬ها، دشمنی¬ها، آزمون¬ها و خطاها و خیانت¬ها را از داخل و خارج و حتی همسایگان هم¬کیش تجربه کرده است و بسیاری از کارخانجات، کارگاه¬ها و نیروهای انسانی و سرمایه¬های بالفعل و بالقوه خود را از دست داده به یک حرکت جهادی نیاز دارد.
هم¬اکنون ۲۱ استان کشور با سیل ویرانگری روبرو است که خسارت¬های زیادی را به کشاورزی، صنعت و امکانات خدماتی مردم و دولت وارد کرده است که به زعم بعضی کارشناسان خسارت¬های وارد شده از هزینه¬های جنگ تحمیلی ۸ ساله بیشتر است هرچند سدها را پرآب، تالاب¬ها و دریاچه¬ها را زنده کرده و به منابع آب¬های زیرزمینی افزوده است با این وصف نباید انتظار داشت تولید که اعم از تولیدات صنعتی، کشاورزی و خدماتی بیشتر از سالهای قبل باشد بدون آنکه یک نهضت جهادی در اقشار مختلف مردم به وجود آید و شرایط به گونه¬ای تغییر کند که تحریم¬ها کمرنگ شود و جنگ اقتصادی که آمریکا بر علیه مردم ما دنبال می¬کند با همت و شجاعت و پشتکار آحاد مردم معنای معیشتی را تنگ¬تر نکند.
و اما بعدتر:
دولت باید تدبیری بیاندیشد که سرمایه¬های مادی و نیروی انسانی از کشور، خارج نشوند یعنی برای متخصصان و کارآفرین انگیزه ماندن ایجاد کند و رفتار و شرایطی که موجب فرار آنان می¬شود را تغییر دهد. اعم از سرمایه¬گذاران داخلی یا خارجی زیرا با رفتاری که مدیران در حوزه¬های مختلف با سرمایه¬گذاران داشته¬اند بیشتر موی دماغ آنان بوده¬اند تا یار و یاورشان باشند و یا اینکه با تقاضاهای سرمایه¬گذاری برای کسب مجوز به گونه¬ای برخورد شده که عطایش را به لقایش بخشیده¬اند و آدم را یاد آن حکایت سعدی می¬اندازند که:
«درویشی را ضرورتی پیش آمد، کسی گفت فلان نعمتی دارد بی¬قیاس. اگر بر حاجت تو واقف گردد، همانا در قضای آن توقف روا ندارد. گفت: من او را ندانم، گفت منت رهبری کنم.
دستش گرفت تا به منزل آن شخص درآورد. یکی را دید لب فرو هشته و تند بنشسته. برگشت و سخن نگفت. کسی گفتش چه کردی؟ گفت عطای او را به لقایش بخشیدم…»
آری بسیار اتفاق افتاده که سرمایه¬داران و سرمایه¬گذاران با مسئولان و مدیرانی مواجه بوده¬اند که عطایشان را به لقایشان بخشیده و فرار را بر قرار ترجیح داده¬اند بسیار اتفاق افتاده که ظاهر اشخاص، بیان آنها و اینکه مثل ما فکر نمی¬کند و یا هم¬رأی و عقیده ما نیست موجب رد تقاضاهای سرمایه¬گذاران شده است.
به نظر می¬رسد مدیران و مسئولان پاسخگوی متقاضیان سرمایه¬گذاری می¬باید دوره¬های تخصصی جلب و جذب سرمایه¬گذار را طی کنند و لب فرو هشته و تند بنشسته نباشند.
دو دیگر آنکه این قضیه را هم فهم کنند که سرمایه¬گزار در مرحله نخست به دو مطلب مهم توجه می¬کند. نخست امنیت سرمایه¬گزاری و ریسک¬پذیری آن، دوم میزان سودی که عاید وی می¬شود.
مثالی می¬آورم:
سالیان قبل فردی به نام آقای ثابت که یکی از پول¬داران و سرمایه¬گذاران معروف است به شیراز آمد و با شهردار اسبق شیراز برای طرحی گسترده در بالای دروازه قرآن وارد مذاکره شد و بین وی و شهردار توافقنامه¬ای به امضاء رسید آقای ثابت شروع به درختکاری کرد اما هنوز آب به پای درخت¬ها نرسیده بود که با دخالت یکی از نمایندگان مجلس با ایرادهای بنی اسرائیلی سرمایه¬گذار را فراری داد و او عطایش را به لقایش بخشید و رفت در جزائر قناری اسپانیا سرمایه¬گذاری کرد.
مهمتر از آن اینکه می¬توان بیش از صد نفر سرمایه¬گذار را در همین فارس خودمان به اسم و رسم نام برد که سرمایه¬ها را از شیراز بیرون برده و در کشورهای امارات، عمان، چین، تاجیکستان و امثالهم سرمایه¬گذاری کرده¬اند.
رونق تولید با توصیه و شعار عملی نمی¬شود. باید ساختار مدیریتی و اهداف برنامه-ریزی¬های اقتصادی تغییر کنند. باید هنوز افرادی در لباس مذهب با اندیشه محکومیتی شعار ندهند که ابوذر، ابوذر، دشمن سرمایه¬دار دشمنی با سرمایه¬دار که هیچ تناسبی با اسلام و مذهب ما ندارد متأسفانه به یک عادت تبدیل شده و در نگاه بسیاری از متولیان ما نهادینه گردیده است.
اگر بناست حکم از کجا آورده¬ای را به اجرا گذاریم می باید ابتدا از مدیران خرد و کلان، نمایندگان مجلس و دست¬اندرکاران واسطه¬ای و رانت¬خواران شروع کنیم. نه کسی که با تمایلات میهن دولتی و یا سودطلبی قصد سرمایه گذاری دارد، خواه از خارج آمده باشد یا در داخل زندگی می¬کند. برای رونق تولید ما نیاز به دلجویی از سرمایه¬گذاران داریم. زیرا بدون سرمایه¬های کلان نمی¬توان کارخانجاتی قوی و بنیادی تأسیس کرد و اشتغال قابل توجهی ایجاد نمود.
نگاه¬های حوزوی و دانشگاهی ما نیاز به اصلاح و تغییر دارد به گونه¬ای که در رأس امور اصلاح اقتصاد باشد با حفظ کرامت انسانی تا در معیشت مردم رونق و امنیت ایجاد شود.
بالطبع رونق اقتصادی در ثبات ارزش پول ملی هم مفید است.
خوشبختانه با باران¬های پرآبی که اخیرا باریده زمینه سرمایه¬گذاری¬های بیشتر در بخش کشاورزی فراهم شده و می¬توان سرمایه¬گذاران را در این خصوص تشویق کرد. کسانی که برای ایران خواب سرزمینی خشک دیده بودند حالا بیایند و ببینند که خداوند چگونه دریچه¬های رحمتش را باز نموده است.
به هر تقدیر
زمین، آب، معدن و هوا برای رونق تولید ملی فراهم است همت مدیریتی، آگاهی و اخلاق¬مداری لازم است و تغییر نگاهی که به جذب و جلب سرمایه¬گذار منجر شود.
امید که چنین شود.
والسلام

Comments are closed.