• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی”

سرمقاله
اسماعیل عسلی
گستره رونق تولید
همگامی مردم با برخی شعارها ریشه در پیوند آن با زیرساخت¬های زندگی و تاثیر مثبت تحقق آن بر حال و آینده¬ی کشور دارد اما مهمترین موضوع در رابطه با رونق تولید که به عنوان شعار سال مطرح گردیده درک صحیح و همه جانبه از آن است.
ما وقتی از رونق تولید سخن می¬گوییم باید توجه داشته باشیم که تولید به خودی خود رواج پیدا نمی¬کند مگر این که زیرساخت¬های آن فراهم باشد و فهم این مسئله باید بیش از همه مطمح¬نظر قانونگذاران در مجلس قرار گیرد به طوری که در همان ابتدای سال فراکسیون¬های مختلف که خروجی رایزنی¬ها و مصوبات آنها می¬تواند موانع قانونی رونق تولید را از سر راه بردارد زنگ حرکت به سمت تحقق شعار سال را به صدا درآورند.
به موازات آن دولت نیز که بهره¬های فراوانی از رونق تولید می¬برد و می-تواند مالیات بیشتری دریافت کند و عملکرد خود درخصوص رشد اقتصادی را ترمیم کند و با کاهش آمار بیکاری شاهد رضایتمندی مردم باشد به میدان بیاید.
نباید از نظر دور داشت که تولید تنها به ساخت کالا محدود نمی¬شود بلکه تولید فکر را نیز در بر می¬گیرد از این رو نگاه ما به بومی¬سازی باید بسیار فراگیر باشد. البته این سخن بدان معنا نیست که ما خود را از تجربیات سایر جوامع بی¬نیاز بدانیم بلکه به این معناست که در روند الگوپذیری از سایر جوامع به ظرفیت¬های بومی، اقتضائات جغرافیایی، پتانسیل¬های موجود در بحث نیروی انسانی و همچنین کیفیت و رقابت پذیری کالاهای تولیدی توجه ویژه داشته باشیم.
محدود ساختن تحقق یک شعار راهبردی در بازه¬ی زمانی یک ساله موجب می¬گردد که ما در برنامه¬ریزی و اجرا دچار شتاب¬زدگی شویم گاه برای خالی نبودن عریضه هر اقدامی بی¬ربطی را نیز به آن پیوند زنیم و تصور کنیم که جوامع توسعه یافته به سادگی چنین راه دشواری را پیموده¬اند در حالی که با یک نگاه عمیق به این نتیجه می¬رسیم که رونق تولید آن هم از نوع ملی آن مستلزم برنامه¬ریزی¬های درازمدت، آمادگی برای قبول شکست در گام¬های اولیه، سرمایه¬گذاری با ریسک بالا و همچنین اتخاد سیاست-هایی همسو با ساز و کارهای لازم برای تحقق آن است. لذا دست کشیدن از سیاست¬هایی که موجب مهاجرت نیروهای متخصص و فرار سرمایه¬ها و زندگی جزیره¬ای می¬شود حائز اهمیت شایانی است.
با بررسی شعارهای مطرح شده در سال¬های گذشته، درمی¬یابیم که آفت تحقق آنها نبود بسترهای لازم بوده است. زمانی که یک شعار در سطح ملی مطرح می¬شود باید تمامی امکانات کشور از سیاست داخلی و سیاست خارجی گرفته تا نحوه¬ی فعالیت بانک¬ها و موسسات دولتی و خصوصی در راستای تحقق آن بسیج شود. زیرا همزمانی اقدامات مرتبط با یک موضوع راهبردی، منجر به تولید نیروی پیش برنده¬ای می¬شود که حرکت از قوه به فعل را میسر می¬سازد ولی سخن گفتن به تنهایی راهگشا نیست! برای نمونه از زمانی که نامزدی قطر برای میزبانی جام جهانی فوتبال محرز شد تاکنون بارها دست¬اندرکاران امور ورزش از آمادگی ایران برای مشارکت در راستای پر کردن خلاء¬های ناشی از پایین بودن ظرفیت¬های قطر برای برگزاری این تورنمنت بین¬المللی سخن گفته¬اند بدون توجه به این که نوع مناسبات رایج و همچنین برخی قوانین بازدارنده و اهداف صرفا اقتصادی در تمایل به این مشارکت، مانع از تحقق چنین طرحی است وقتی حتی آن دسته از گردشگران ایرانی که از توانایی مالی بالایی برای پرداخت هزینه¬ی سفر برخوردارند نیز ترجیح می¬دهند اوقات فراغت خود را در ترکیه، ارمنستان، گرجستان و برخی از کشورهای اروپایی و عربی بگذرانند چگونه ما انتظار داریم که قطر را در چنین رویداد بزرگی همراهی کنیم و از دستاوردهای گوناگون آن هم برخوردار شویم؟ ناگفته پیداست که با رویه¬های تجربه شده در این زمینه کارها به سامان نمی¬رسد. “رونق تولید” اگر چه متشکل از دو کلمه است و بر زبان آوردن آن نیز امری ساده تلقی می¬شود اما شباهت زیادی به عبارت “تشکیل زندگی” دارد که ظرف یک ثانیه بر زبان جاری می¬شود در صورتی که تحقق آن مستلزم این است که ابتدا دو طرف یکدیگر را پیدا کنند و پس از سبک سنگین کردن و هم صحبتی و رفت و آمد و تحقیق و تفحص یکدیگر را بپسندند و شرایط قابل قبولی داشته باشند و در بحث هم کفوی و آزمایش خون و محل زندگی و شغل و باورهای درونی و تفاهم بر سر موضوعات محوری در زندگی نیز مشکلی نداشته باشند و هزینه برگزاری مراسم نیز مهیا باشد.
یعنی همه چیز در جاری ساختن خطبه¬ی عقد محدود نمی¬شود لذا می-طلبد که در بحث شعار سال نیز که پس از طرح آن مورد استقبال قرار می¬گیرد و شعارهای مرتبط با آن روی سربرگ نامه¬های اداری و حتی صفحه¬ی کارتخوان بانک¬ها و ورودی ادارات و سازمان¬ها جا خوش می¬کند و به ترجیع بند سخنان مجریان رادیویی و تلوزیونی و یادداشت¬ها و سرمقاله¬ها در رسانه¬های مکتوب تبدیل می¬شود، کارشناسان و صاحب نظران بدون رودربایستی موانع و بسترهای آن را مورد بحث و بررسی قرار دهند و به موافقت ضمنی و سر جنبانیدن صرف اکتفا نکنند و به بهانه¬ی ایجاد امید واهی در مردم همه چیز را خوب جلوه ندهند و بدون تعارف بگویند که در این شرایط و با این قوانین و مناسبات سیاسی و تنگناهای اقتصادی و حاکمیت شرایطی که سرمایه¬گذاران خارجی و حتی داخلی را فراری می¬دهد چه کار می¬توانیم بکنیم.
ملزومات تحقق رونق تولید به عنوان شعارسال یکی دو تا نیست و تنها از طریق بخشنامه عملی نمی¬شود و در گرو برنامه¬ریزی، هماهنگی، همخوانی سیاست¬های داخلی و خارجی با آن و همچنین تجدیدنظر و پرهیز از به-کارگیری شیوه¬های نخ¬نما در اداره¬ی کشور است و از همه مهمتر نیازمند پایداری، خستگی¬ناپذیری، تقویت فرهنگ کار و تلاش و به میدان آوردن تمامی امکانات است و ماموریتی نیست که بتوان تنها به دولت یا یک نهاد خاص محول کرد و انتظار معجزه داشت. باید ببینیم دیگران که برخی حتی ۵۰ سال از ما جلوتر هستند چه کرده¬اند و ما با توجه به شرایط خودمان باید به دنبال چه راهکارهایی باشیم.

Comments are closed.