• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۹ فروردین ۱۳۹۸

سرمقاله
پاسخی به این همه پرسش!
اسماعیل عسلی
حزن و اندوه فرانسوی ها از آتش گرفتن کلیسای نوتردام به عنوان یکی از شاخصه های فرهنگی اروپا وواکنش سران کشورهای اروپایی و آمریکا به این رویداد که موجب گردید مکرون سخنرانی خود پیرامون بحران کنونی فرانسه را به زمانی دیگر موکول کند نشان می دهد آسیب دیدن یک اثر تاریخی که سالانه ۱۳ میلیون بازدید کننده داشته تا چه اندازه برای فرانسوی ها حائز اهمیت است . واکنش های صورت گرفته به این واقعه بیش از آن که جنبه ی احساسی و دینی داشته باشد از منظر فرهنگی و اقتصادی در خور اعتناست. نباید فراموش کرد که فرانسه با جذب سالانه ۸۳ میلیون گردشگر میلیاردها دلار درآمد کسب می کند و مثلث برج ایفل ، موزه ی لوور و کلیسای نوتردام از جمله کانون های مهم جذب گردشگر در فرانسه هستند . متاسفانه بی تدبیری ، بی لیاقتی و بی اعتنایی به منافع ملی و تنگ نظری های معطوف به حساسیت های متوهمانه و ارتجاعی موجب گردیده که صنعت گردشگری در ایران در مقایسه با کشورهای هم طراز از لحاظ ظرفیت های گوناگون گردشگری ، محلی از اعراب نداشته باشد در حالی که با توجه به درآمد ۱۵۰۰ دلاری ایران به ازای هر گردشگر می توان مدعی شد که هر گردشگر ۳۰ برابر یک بشکه ی نفت درآمد زایی دارد کما این که ترکیه هفت برابر درآمد نفتی ایران از محل گردشگری کسب درآمد می کند . صنعت گردشگری به اندازه ای درآمدزاست که حتی برخی از کشورهای آفریقایی که فاقد آثار باستانی وتاریخی هستند با دعوت از گردشگران برای بازدید از صحراهای سوزان به بهانه ی دیدن یک گونه ی کمیاب جانوری و گیاهی میلیون ها دلار درآمد کسب می کنند . اما ایران به عنوان یکی از پنج کشوری که خاستگاه تمدن بشری محسوب می شود و در کنار یونان و مصر و چین و هند و عراق قرار می گیرد و قدمت برخی از آثار و ابنیه های تاریخی اش به بیش از شش هزار سال می رسد می تواند سالانه میعادگاه میلیون ها گردشگر باشد . اگر این جاذبه ها را در کنار تنوع قومی و فرهنگی ، صنایع دستی ، مناظر طبیعی بدیع از کویر و جنگل و کوه و دریا و دریاچه بگذاریم و توریسم درمانی را نیز به آن بیفزاییم به راحتی می توانیم از شر صادرات نفت که به پاشنه ی آشیل اقتصاد ما تبدیل گردیده خلاص شویم .اما تاکنون هیچ کس موفق نشده اهمیت این موضوع را به برخی از مسئولین تفهیم کند و به آنها بقبولاند که زمینه سازی برای پذیرش گردشگر هزاران خاصیت برای این کشور دارد ولی ظاهرا یا موضوع بسیارپیچیده است یا مسئولین کشش فهم آن را ندارند . بی تردید از آنجایی که تثبیت موقعیت ویژه ایران از لحاظ توریستی می تواند ایران را به رقیب جدی اروپا و آسیا و آمریکا تبدیل کند و آنها را تحت الشعاع خود قرار دهد ، جای شگفتی ندارد اگر تداوم اعمال سیاست های کنونی و بی اعتنایی به صنعت گردشگری که سالهاست شاهد آن هستیم ، مورد حمایت رقبای ایران منجمله اروپایی ها و آمریکایی ها و آسیایی ها باشد همچنان که آمریکا با وجود آن که با بسیاری از سیاست های ایران ظاهرا اظهارمخالفت است اما از سیاست هایی که منجر به فرار مغزها می شود در راستای تقویت بدنه ی کارشناسی مراکز علمی و صنعتی خود بهره می گیرد و از ایران هراسی هم بیش از آن که بخواهد تمامی نفت ما را غارت کند درآمد کسب می کند و باید متشکر هم باشد ! بگذریم !! پررنگ ترین بهانه ی مخالفان رونق گردشگری برای ایجاد تنگنا در مسیر گشایش راه ورود گردشگران ، ترس از تاثیرات فرهنگی است . جالب اینجاست که از منظر چنین افرادی گردشگری ایرانیان در ترکیه و اروپا و آمریکا و چین و تایلند که سالانه منجر به خروج میلیون ها دلار ارزاز کشور می شود و آثار فرهنگی به مراتب مخرب تری را نیز به دنبال دارد ، مشکل به حساب نمی آید .بر اساس آماری که سایت تابناک آن را بازتاب داده ایران با وجود انواع پرهیزها و تزریق واکسن های مصونیت بخش به شهروندانش برای محفوظ نگاه داشتن آنها از انواع فساد ، از لحاظ سلامت مناسبات مالی و دوری از فساد در رتبه ی ۱۳۰ جهان قرار دارد و اتفاقا کشورهایی که رتبه های اول تا بیستم جهان را به خود اختصاص داده اند در موضوع پذیرش گردشگر نیز جایگاه خوبی دارند . حتی مصر و مالزی به عنوان دو کشور اسلامی و پذیرای گردشگران خارجی از لحاظ رتبه ی فساد مالی در جایگاه بهتری نسبت به ایران قرار دارند و نه تنها پذیرش گردشگر را برای خود تهدید محسوب نمی کنند بلکه آن را فرصتی برای معرفی ظرفیت های فرهنگی و نمادهای اسلامی خود می دانند . به راستی چگونه می توان به عده ای تنگ نظر که جزیره ای می اندیشند و عملکردشان نیز تاکنون دستاوردی برای مردم نداشته تفهیم کرد که با وجود فراگیری ارتباطات ، ماهواره ها ، فضای باز مجازی و افزایش سطح معلومات و شعورمردم که با گذشته قابل قیاس نیست، چرا باید از ورود گردشگران به کشور هراس داشته باشیم در حالی که اغلب مردم از طریق انواع رسانه ها و دیدن آثار سینمایی و فیلم های مستند در جریان نحوه سلوک و رفتار آنها قرار می گیرند . آیا ما نقطه ضعفی داریم که دیدن آن توسط گردشگران آثار مخربی به دنبال دارد ؟ آیا ما با ایجاد مانع در مسیر رونق صنعت گردشگری راه تاثیر گذاری بر مردم دنیا را به روی خود نمی بندیم ؟ مگر نه این است که ما همه چیز را خوب توصیف می کنیم و انتظار داریم جهانیان از ما الگو بگیرند پس چرا راه تماشای حال و روز خودمان را برروی آنها می بندیم ؟ وقتی ما مواد اولیه صنعت گردشگری را داریم و برای رونق بخشیدن به آن نیازمند واردات نیستیم و چندین برابر صنعت نفت هم درآمد دارد پس مشکل کجاست و چه کسی باید در این خصوص پاسخگوی اقتصاد ویران شده ی کشور باشد و چرا رئیس جمهور از حقوق مردم و کسانی که می توانند از این رهگذر درآمد داشته باشند دفاع نمی کند؟ مگر ایشان منتخب مستقیم مردم نیست ؟

Comments are closed.