• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۵ خرداد ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
رواج غرق‌شدگی در تابستان
گرم است آنچنان که جرگه‌ای آب خنک هم که از مجرای گلوی خشک فرو می‌رود تن گرمازده را آرام نمی‌کند و باران عرق است که از پیشانی و صورت سرازیر می‌شود و شوری آن چشم‌ها را هم بارانی می‌کند، سوزشی که راه علاجی جز تن به آب زدن و در عمق آبگیرهای زلال فرو رفتن نیست.
جوان باشی و ذوق پریدن داشته باشی بدان خیال که به سلامت از آب بیرون می‌آیی بی‌آنکه شنا کردن را آموخته باشی بواقع ریسک بزرگی است که تو را به کام مرگ می‌برد و متأسفانه همه ساله شاهد چنین مرگ‌های دردناکی هستیم که خانواده‌هایی چند را برای همیشه به عزا و ماتم می‌نشاند.
و اما بعد:
همه ساله آمارهای وحشتناکی از خفگی و غرق‌شدگی در آب رسانه‌ای می‌شوند. همین دیروز بود که خبری خواندم مبنی بر اینکه یک خانواده ۷ نفره که برای نجات یکدیگر به آب زده‌اند بی‌آنکه فن شنا کردن را آموخته باشند همگی در یک آبگیر غرق شده‌اند. این احساسات تحریک شده‌ای که ناشی از دلبستگی و محبت است را بارها شاهد بوده‌ایم.
پدری فرزند خود را به حال خفگی در میان آب استخر یا دریا و یا رودخانه مشاهده می‌کند برای نجات او بی‌محابا خود را به آب می‌زند. پدر غرق می‌شود برادر دیگر هم به همین ترتیب تا نوبت به مادر می‌رسد و هکذا …
این فاجعه خانوادگی را بارها شاهد بوده‌ایم.
به راستی برای پیشگیری از این وقایع تلخ نمی‌توان کاری کرد؟
سازمان اورژانس کشور اخیراً طی اعلامیه‌ای اعلام کرد در سه ماه تابستان ۹۷ تعداد ۳۸۲ نفر بر اثر غرق شدگی کشته و یا مصدوم شده‌اند که ۷۹ درصد این افراد مرد بوده‌اند. بیشترین فوتی‌ها در استان مازندران ۳۴ نفر در رودخانه‌ها ۲۷ درصد در سدها ۲۳ درصد دریا ۱۷ درصد، استخرهای کشاورزی ۶ درصد چشمه‌ها ۵/۵ درصد و سایر موارد ۳ درصد گزارش شده است که شوربختانه بیشترین فوتی‌ها بین سنین ۱۶ تا ۲۵ سال بوده‌اند.
و اما بعدتر:
عواملی که زمینه‌ساز غرق‌شدگی هستند را می‌توان در دسته‌های زیر تقسیم‌بندی کرد:
نخست عدم آشنایی به فنون شنا که متأسفانه مدارس در طول سال‌های متمادی کمتر به این مهم توجه نموده‌اند و یا از امکاناتی برای آموزش شنا به کودکان و نوجوانان برخوردار نبودند. ای کاش در مدارس به گونه‌ای برنامه‌ریزی درسی می‌شد که آموزش شنا یکی از دروس مهم و قابل توجه باشد.
دوم استفاده از قایق‌های تندرو که در اثر واژگونی، سرنشینان آن غرق می‌شوند و رانندگان آنها به این مهم توجه نمی‌کنند که مسافران خود را از میان افرادی انتخاب کنند که شنا را آموزش دیده باشند و چه خوب بود اگر کسانی قصد شنا کردن در دریا، استخر یا رودخانه را دارند کارتی که معرفی آشنایی با شنا باشد به همراه داشته باشد. بدیهی است اگر پدران و مادران و مربیان مدارس و حتی تمامی ادارات و سازمان‌ها ترتیبی می‌دادند که همگان آموزش شنا ببینند و این آموزش را امتیازی قرار دهند به ندرت شاهد چنین مرگ و میرهای ناشی از خفگی و غرق‌شدگی در آب بودیم. در همین فصل بهار هم که رو به پایان است و گرمای تابستان در کمین، قطعاً تعداد قابل توجهی در آب غرق خواهند شد چنانکه آمارهای اخیر حکایت تلخ غرق‌شدگان در همین فصل بهار را گوشزد می‌کند.
برای پیشگیری از غرق شدن کودکان در آب آموزش‌هایی به جز شنا هم می‌تواند مؤثر باشد. اینکه کودکان را در وام حمام تنها نگذاریم اجازه ندهیم در لبه‌ها و کناره‌های استخر یا رودخانه یا آبگیرهای کشاورزی راه بروند و بازی کنند. کودک را با خود به داخل استخر نبریم با این تصور که چون شنا بلدیم می‌توانیم او را محافظ و نگهدار باشیم. هنگام استفاده از دارو وارد استخر و یا دریا نشویم و از شوخی کردن با دیگر شناگران اجتناب کنیم و حتماً جلیقه نجات همراه داشته باشیم تا حداقل بتوانیم در روی آب شناور بمانیم. در استخرها و مناطقی از دریا که نجات غریق ندارند وارد نشویم و نهایتاً از کمپ‌های سلامت استفاده کنیم و در پایان ذکر این نکته ضروری است که برای پیشگیری از این چنین فجایع و وقایع تلخ می‌توان فرهنگ‌سازی کرد و بودجه‌ای منظور یا تصویب نمود که همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

Comments are closed.