• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۸ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
شب تاریک و بیم موج
راز آلودگی همزاد هرم است. این شکل هندسی فضایی متهم ردیف اول احساس بلاتکلیفی در محاسبات پیچیده‌ی جنایی و سیاسی و اقتصادی است. اما اینکه چطور چنین شکل و قیافه‌ی نوک تیزی با اقتصاد و سیاست و به تبع آن جنایت همپالکی شده و در یک جوال رفته، سر در آبشخور “کی بود کی بود من نبودم” دارد که فرجام بسیاری از گندکاری‌هاست. به نظر می‌رسد قرامطه یا همان اسماعیلیه که به نوعی بنیانگذار مبارزات چریکی هم بوده‌اند دستی از دور بر آتش مهره‌چینی‌های هرمی هم داشته باشند. امان از این سه یار دبستانی که هر کدام سر از گریبان دنیایی غریب درآوردند. یکی به پای ریاضیات و رباعی پیچید و دیگری دست به دامان مملکت‌داری شد و سومی هم یاغی و باغی از کار در آمد و چون خدم و حشم و عِده و عُده‌ی چندانی نداشت به قلعه‌های سر به فلک کشیده پناه برد و برای بزرگان خط و نشان کشید. از جمله ویژگی‌های حسن صباح این بود که علاقه‌ی زیادی به هرم داشت تا جایی که نیروهایش را هرمی چینش می‌کرد و بر فراز کوه‌های هرمی قلعه می‌ساخت. کاری که هم اکنون در گروه‌های مافیایی ارزی و مواد مخدر و شبکه‌های پیچیده‌ی جاسوسی رایج است. در چینش هرمی نیروها، دسترسی به افراد مهم در گرو نزدیک شدن به رأس هرم است اما چنین اتفاقی کمتر می‌افتد زیرا با دستگیری یکی از مهره‌ها و حذف مهره‌ی زوج او که یکدیگر را می‌شناسند، ارتباط شبکه‌ای قطع می‌شود. برای همین است که با دستگیری یک اختلاسگر از کشور و فرار زوج او از کشور، به نتیجه رسانیدن پرونده مفاسد اقتصادی دشوار می‌شود. قاچاقچیان مواد مخدر نیز همین که یکی از اعضای خود را گرفتار می‌بینند، رابط نزدیکش را در یک حادثه از پیش طراحی شده از بین می‌برند و تنها چیزی که از دست می‌رود دو نیرو و مقداری مواد مخدر است که جایگزین دارند. حالا غرض از این همه روده درازی این که اخیراً عده‌ای تحت عنوان سرمایه‌گذاری در بورس‌های خارجی مثل ملخ به جان اقتصاد نیمه جان کشور افتاده و با بهره‌گیری از آثار روانی تورم و رکودی که دامنگیر بازار شده سعی می‌کنند با برگزاری جلسات توجیهی صاحبان سرمایه‌های خرد و کلان را به بخت‌آزمایی در بورس‌های خارجی ترغیب کنند. در حالی که ورود به بورس‌های خارجی برای ایرانیان به سادگی امکانپذیر نیست زیرا مستلزم داشتن مسترکارت و اعتبار بانکی ارزی در خارج از کشور و مسایلی از این قبیل است ولی عده‌ای افراد بیکار و آزمند با جلب اعتماد دوستان و نزدیکان خود به کمک دلال‌های ارزی و برخی صرافی‌ها مدعی سود رسانیدن به عده‌ای از خود احمق‌تر هستند. مثلاً می‌گویند شما با پرداخت حداقل ده میلیون تومان می‌توانید بخشی از سهم گوگل را بخرید اما در واقع چنین چیزی نیست و شما زمانی متوجه کلاهبرداری می‌شوید که دیگر کار از کار گذشته است.
وقتی پای صحبت برخی از این کلاهبرداران می‌نشینید از سرمایه‌گذاری در بورس‌های خارجی و سود سرشار آن سخن می‌گویند و حتی تأکید می‌کنند که سرمایه شما توسط شرکت‌های معتبر، بیمه می‌شود و سود شما تضمین خواهد شد.
خدا به داد برسد با این همه شیطانک که به جان مردم افتاده و برای هستی و نیستی آنها نقشه کشیده‌اند و با سوءاستفاده از سادگی و خوش‌باوری و اعتماد آنها، جیب خودشان را پر می‌کنند. ظرف این چند سالی که کشور دچار بحران‌های اقتصادی و سیاسی بوده، ترکیه و چین و برخی کشورهای حاشیه‌ی خلیج فارس بار خودشان را بستند و دلار و طلای مردم ما را صرف آبادانی و رونق اقتصادی خود کردند و حالا نوبت عراق و افغانستان و برخی بلاد دور و نزدیک دیگر است که روی این موج سوار شوند. پاسخ این سئوال که ما چرا باید به این روز بیافتیم با من نیست زیرا من نیز یکی از رها شدگان در این اقیانوس توفانی هستم اما می‌دانم که می‌توانیم به خودمان بیاییم و حداقل بن شاخه‌ای که روی آن نشسته‌ایم را نبریم.
اینکه اقتصاد ما چنین است و چنان است و مدیریت‌ها کارآمد نیست و تدابیر اندیشیده شده کفایت نمی‌کند و هزاران درد بی‌درمان دیگر داریم و در یک گذرگاه خطرناک قرار گرفته‌ایم به جای خود، اما اینکه هر کسی بخواهد در این وضعیت بلبشو به فکر نجات خود باشد و عده‌ای ناگهان نقاب از چهره بردارند و گلیم خود را از آب بکشند و بر دوش بگیرند و بروند، سنگ هم روی سنگ بند نمی‌شود.
اغلب قربانیان کلاهبرداری‌های اتفاق افتاده کسانی هستند که تصور می‌کنند می‌توانند بدون رنج به گنج برسند و کنجی دنج بنشینند و مرغ و برنج تناول کنند. بدون اینکه فکر کنند در نزدیکی دانه‌های پاشیده شده که عده‌ای مشغول ورچیدن آن هستند، دامی گسترده‌اند که با رها شدن تور در آن گرفتار می‌شویم و فریادرسی هم نداریم. متأسفانه اطلاع‌رسانی‌ها در این خصوص بزنگاه و کافی نبوده و شرکت‌های هرمی تحت عناوین جدید و فریبنده همچنان به دنبال شکار افراد ساده‌لوح پرسه می‌زنند و عنقریب است که در این شب تاریک، شاهد ترکتازی موج‌های سرکشی باشیم که در تاریکی بی‌خبری هزاران نفر را به قعر دریا می‌کشند.

Comments are closed.