• print
سرمقاله” اسماعیل عسلی” ۲۰ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مشکلاتی که در صف ایستاده‌اند
هر نسلی ویژگی‌های خاص خودش را دارد. اصولاً ناهمخوانی نسل‌ها و نشانه‌هایی که از دگرگونی سبک زندگی حکایت دارد نباید ما را به این نتیجه برساند که آینده‌ی کودکان و نوجوانان فعلی تاریک است. این بچه‌ها فرزندان زمانه‌ی خودشان هستند. تغییر دل‌مشغولی‌ها، دغدغه‌ها، بازی‌ها و تفریحات، نوع مناسبات اجتماعی و تعاملات جنسی، افت و خیز در دلبستگی یا گریز از تحصیلات دانشگاهی، بلوغ پیش‌رس و در عین حال افزایش سن ازدواج، بی‌رغبتی به فرزندآوری، میل به تنوع، مصرف‌گرایی، راحت‌طلبی، به هم ریختگی ساعات خواب و بیداری، طرح مطالبات گوناگون و … از جمله شاخصه‌هایی است که نسل نوجوان و جوان کنونی را از بزرگترها متمایز می‌کند. برخی از پدر و مادرها انتظار دارند که نوجوانان و جوانان با تأسی از بزرگترها به کمترین‌ها قانع باشند. کار و فعالیت را جدی بگیرند و همواره گوشی آماده‌ی شنیدن برای پند و اندرزها داشته باشند و در چارچوب‌هایی که برای آنها تعیین می‌شود رفتار کنند اما واقعیت چیز دیگری است. در حال حاضر جامعه‌ی ما با سلیقه‌ی اقلیتی سنتی و دلبسته به نمودها و نمادهایی که بعضاً کمترین زمینه‌ای برای بروز و ظهور آن مهیا نیست اداره می‌شود که اگر غیر از این بود شاهد همراهی و هم‌افزایی تمامی طیف‌های اجتماعی با طرح‌ها و برنامه‌های بعضاً پرهزینه نبودیم. آیا تاکنون از خود پرسیده‌ایم که چرا هزینه‌ی پیام‌رسانی و تبلیغات برقراری ارتباط و تشکیل اجتماعات نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و بازخورد آن نیز به اندازه‌ای پایین است که با هزینه‌ها تناسبی ندارد؟ یکی از نشانه‌های ناهمخوانی طرح‌ها و برنامه‌ها با روحیات مردم، ایجاد تغییرات فصلی و موسمی در آنهاست دقیقاً مثل قوانین اقتصادی که هنوز مرکب یکی خشک نشده قانون دیگری تصویب می‌شود. این همه تغییرات چه معنایی دارد جز اینکه ما راه را گم کرده‌ایم و در کمال بی‌اعتنایی به اشتباهات متوالی می‌گوییم با تغییری کوچک همه چیز درست می‌شود اما همین که عده‌ای با رصد آمار و ارقام، به عدم نتیجه‌بخشی برنامه‌ها پی می‌برند به سراغ برنامه‌های جدید می‌روند و روز از نو روزی از نو …
خیلی راحت می‌توان اثبات کرد که بازخورد بسیاری از هزینه‌کردها برای کودکان و نوجوانان و بعضاً جوانان، مقطعی است. زیرا عوامل خنثی‌کننده‌ای در خانواده و اجتماع و محافل خصوصی و عمومی و گعده‌ها با اثرزدایی از چنین برنامه‌هایی تنها خاطره‌ای از آن باقی می‌گذارند برای نمونه برنامه‌هایی که با هدف تقویت باورهای دینی در قالب عناوین دهان پرکن با تشریفات خاصی در مقاطع سنی تعیین شده‌ای برای دختران و پسران برگزار می‌شود و کودکان نیز در موقعیتی نیستند که اهل تمرد و سرپیچی باشند در بادی امر اینگونه به نظر می‌رسد که مربیان و مدیران مدارس به هدف خود رسیده‌اند اما رفتار نوجوانان و جوانان در آینده نشان می‌دهد که اثرگذاری چنین برنامه‌هایی مقطعی است. در نتیجه علی‌رغم تصور اولیه‌ای که بر اساس مشاهدات ایجاد می‌شود و همه می‌گویند به به چه استقبالی اما در اغلب اوقات تنها عکس و خاطره‌ای از اینگونه مراسم باقی می‌ماند و دیگر هیچ. مثل خطوطی که روی شن‌های ساحل می‌کشیم و ناگهان با موجی که می‌آید و می‌رود همه چیز محو می‌شود. هر گاه سخنی از اینگونه برنامه‌های پرهزینه و کم‌ثمر به میان می‌آید به یاد جوجه‌هایی می‌افتم که پس از بیرون آمدن از صفی طویل به دنبال مادر خود تشکیل می‌دهند اما به تدریج یکی غذای گربه می‌شود و دیگری در آب می‌افتد و جوجه‌ای دیگر زیر ماشین می‌رود و چند جوجه هم پس از ابتلا به انواع بیماری‌ها خوراک مورچه‌ها می‌شوند و دست آخر چند جوجه می‌مانند که پاسخگوی آن همه هزینه نیستند. کودکان و نوجوانان امروزی هم اگر به دام اعتیاد نیفتند و در اثر دست یازیدن به رفتارهای پرخطر مصدوم و معلول و کشته نشوند و ترک تحصیل نکنند و سرنوشتشان با مهاجرت و کار در سنین پایین گره نخورد تازه تبدیل می‌شوند به جوان فارغ‌التحصیلی که نه شغل دارد و نه قادر به ازدواج است و نه فن و حرفه‌ای آموخته که بتواند گلیم خود را از آب بیرون بکشد و از این همه جوان تنها عده‌ای معدود به زور رانت و سرمایه‌گذاری‌های کلان و بعضاً با پیگیری‌های هدفمند به ثباتی نسبی دست پیدا می‌کنند و جذب بازار کار می‌شوند و ازدواج می‌کنند و صاحب فرزند می‌شوند و می‌توان امیدوار بود بتوانند ادامه‌دهنده‌ی راهی باشند که دیگران قدم در آن گذاشته‌اند!
اگر بخواهیم چرتکه بیاندازیم روشن می‌شود که مثلاً در همین تابستانی که نیمی از اولین ماهش را هم پشت سر گذاشته‌ایم چند نوجوان می‌توانند بدون صرف هزینه‌های گزاف در ورزشگاه‌ها و باشگاه‌ها و کتابخانه‌ها و مراکز فرهنگی و کانون‌های تربیتی و فنی و حرفه‌آموزی، اوقات فراغت خود را پربار کنند و تابستان را به بطالت نگذرانند؟
نمی‌توان گفت نوجوانان و جوانان به کلی رها شده‌اند اما اگر بگوییم هم اکنون مسئولین امر دلمشغول اولویت‌های ایجاد شده ناشی از تحریم هستند که آنها را از پرداختن به مسائل نسل جوان و نیازهای آنها بازداشته بیراه نگفته‌ایم. جابه‌جایی اولویت‌ها ظرف چند دهه‌ی گذشته قربانیان زیادی گرفته و موضوع تازه‌ای نیست. همواره متنی جدید متن قبلی را به حاشیه برده و همه را متقاعد می‌کند که الان زمان طرح اینگونه مسائل نیست. به قول آقای جهانگیری ما از بس در هر سال از شرایط ویژه سخن گفته‌ایم و تأکید کرده‌ایم که امسال سال ویژه‌ای است که با عبور از آن می‌توانیم چنین کنیم و چنان کنیم، مردم به چنین ادبیاتی عادت کرده و نسبت به آن بی‌تفاوت شده‌اند و باور نمی‌کنند که شرایط کنونی از همیشه حادتر و تعیین‌کننده‌تر است. همیشه عده‌ای در صف ایستاده‌اند تا ما پوزه‌ی آنها را به خاک بمالیم اما یادمان باشد که مشکلاتی هم در صف ایستاده‌اند تا ما آنها را حل کنیم. مشکلاتی که سال‌ها بر دوش گرفته و تحویل سال‌های بعد داده‌ایم. مشکلات را باید حل کنیم نه کول کنیم!

Comments are closed.