• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۲۳ تیر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
مفهوم آمارهای حیرت‌انگیز
رواج قانون‌گریزی در موضوعات و کارهای گوناگون تمامی امور را از مجاری قانونی خارج می‌کند و قانون و قانونگذار را به سخره می‌گیرد. از جمله نمونه‌های بارز تمایل متخلفین به عدول از قانون چند نرخی بودن کالاها در بازار است که گونه‌ای احساس ناامنی معیشتی را در مردم ایجاد می‌کند و به آنها انگیزه می‌دهد تا به انباشت مواد غذایی، دارویی و حتی وسایل خانه رغبت پیدا کنند. در نتیجه چنین رویکردی تقاضای کاذب برای خرید انواع اجناس بالا می‌رود و به تورم دامن می‌زند. اگر یک روز فراخوان عمومی بدهند و به هر خانواده‌ای یک کد ورود به سامانه‌ای مجازی برای اعلام موجودی اقلام غذایی در هر خانه بدهند آنگاه مشخص می‌شود که بسیاری از مردم فراتر از نیاز خود مواد خوردنی و غذایی انبار کرده‌اند که هم از لحاظ بهداشتی کار درستی نیست و چه بسا با سپری شدن تاریخ مصرف آن قابل استفاده نباشد و هم با شاخصه‌های اقتصاد مقاومتی همخوانی ندارد چرا که یکی از لوازم اقتصاد مقاومتی ارسال پیام‌های صحیح به بازار است تا تولید متناسب با مصرف واقعی مدیریت شود.
هم اکنون در بندرگاه‌ها، باراندازها، کشتی‌های پهلو گرفته در ساحل و حتی در انبارهای مبادی ورودی و گمرکی انواع مواد مصرفی و غذایی انباشته شده که تاریخ مصرف برخی از این اقلام در حال سپری شدن است. در حالی که به دلیل هجوم مردم به بازار برای خرید، اینگونه القاء می‌شود که کمبودی وجود دارد. همه‌ی اینها یعنی نشانی غلط دادن به بازار و مردم. همین فردا اگر به دنبال تحولی سیاسی، تغییری در مناسبات منطقه‌ای و جهانی ایران ایجاد شود و شاهد لغو تحریم‌ها و برقراری ارتباطات اقتصادی و انعقاد قراردادهای تجاری باشیم، هزاران نفر دچار شوک روحی و روانی می‌شوند. همان هزاران نفری که به امید افزایش روزافزون قیمت‌ها مبادرت به احتکار کالا کرده‌اند و یا کسانی که دلار و ارز و طلا ذخیره کرده‌اند.
علت آبادی قبرستان‌ها ظرف سال‌های اخیر سکته‌های ناشی از انتشار اخبار غیرمنتظره سیاسی و اقتصادی است کما اینکه در بهشت زهرای تهران قطعه‌ای به سکته‌های پس از قبول قطعنامه اختصاص دارد.
از جمله مسایلی که دشمن را به اعمال تحریم‌های روزافزون و دامن زدن به حصر اقتصادی وامی‌دارد، ارسال پیام‌های غلط و معنادار است. همین که مردم بلافاصله پس از شنیدن خبر گرانی یک محصول برای خرید و تهیه آن به بازار هجوم می‌آورند به منزله‌ی ارسال پالس‌های امیدوارکننده به رقبای جهانی و منطقه‌ای ایران است.
عجیب است که گاهی مردم برای مقابله با آثار و تبعات سیل و زلزله یکباره به ید واحده تبدیل می‌شوند اما از مهارت بالایی برای مهار بحران‌های اقتصادی و سیاسی برخوردار نیستند.
تصور کنید مشابه چنین اتفاقی در چین با جمعیت یک میلیارد و چهارصد میلیون نفری رخ دهد و مردم چین بخواهند مبادرت به انباشت مواد غذایی و وسایل منزل کنند یا بازاریان چین بخواهند احتکار کنند. چنین اقدامی با چنین جمعیتی مفهومی جز فاجعه نخواهد داشت زیرا ظرف کمتر از یک ماه چندین برابر مصرف یک ملت یک میلیارد و چهارصد میلیون نفری انواع مواد غذایی و کالاهای مختلف خریداری و انباشته می‌شود و یا احتکار می‌گردد.
واکنش یکپارچه مردم در چین در برابر اقدام آمریکا که شرکت هواوی را تحریم کرد به اندازه‌ای حساب شده و بیانگر احساس هم‌سرنوشتی یک ملت بود که آمریکا و اروپا نگران اقدامات مشابه چینی‌ها در خصوص سایر کالاها شدند. به هر حال چین جمعیتی تأثیرگذار و تعیین‌کننده دارد که عزم و اراده‌ی همزمان آنها قادر است تکان‌های شدیدی به بازار جهانی بدهد.
جمعیت ۸۰ میلیونی ایران هم تأثیرگذاری بالایی دارد اما کمتر اتفاق افتاده که ما از چنین پتانسیلی برای اعمال فشار بر دشمن استفاده کنیم. به جرأت می‌توان گفت اگر همین جمعیت ۸۰ میلیونی به صورت یکپارچه و همزمان تصمیمی واحد و راهبردی را به اجرا بگذارند و خرید کالایی ویژه را تحریم کنند می‌توانند نه تنها روی بازار داخلی بلکه روی بازار منطقه‌ای و جهانی نیز تأثیر بگذارند. متأسفانه مردم ما در اتخاذ تصمیمات جمعی و راهبردی تجربه‌های موفقی خصوصاً در مباحث اقتصادی ندارند و اغلب اقدامات جمعی در مباحث اقتصادی تبعات منفی داشته است.
در کمتر کشوری می‌توان چند صد تن طلای ذخیره شده را در منازل مسکونی سراغ گرفت که از آن به عنوان زینت استفاده می‌کنند. حتی انباشت اشیای فلزی و چوبی و شیشه‌ای و پارچه‌ای مستهلک نیز در ایران نه تنها هدفمند نیست بلکه خسارت‌بار است و هنوزا هنوز مردم ما در بحث بازیافت و تجارت طلای کثیف در اول راه هستند.
ایراد اساسی که به جامعه‌ی ما وارد است همین فقدان ارزیابی دقیق از اراده‌ی جمعی و پتانسیل جمعیتی است. مردمی که می‌توانند با خودداری از خرید انواع لبنیات تنها در یک روز قیمت آن را کاهش دهند از چنین پتانسیلی بهره نمی‌گیرند.
برخی آمارها در ایران موجب حیرت جهانیان می‌شود. برای نمونه آمار جراحی‌های زیبایی، آمار آپارتمان‌ها و منازل خالی، آمار طلای موجود در خانه‌ها، آمار مصرف انواع دارو، آمار مواد غذایی انبار شده و احتکار شده در منازل و انبارها، آمار قاچاق، آمار تراکنش‌های غیرقانونی، آمار مالیات‌گریزی و پولشویی، آمار تصادفات جاده‌ای و … آیا این آمارها به اندازه‌ی کافی گویای فقدان احساس هم‌سرنوشتی نیست؟

Comments are closed.