• print
سرمقاله “محمد عسلی ” ۱۷ مهر ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
خاورمیانه جدید و سناریویی که به پایان خود نزدیک می‌شود
بعضی بر این باورند که خاورمیانه جدید بعد از انقلاب اسلامی ایران کلید زده شد. هدف از تغییر سیاست خارجی آمریکا پیشگیری از یک ورشکستگی عظیم اقتصادی بود که اقتصاددانان آمریکا در سال ۱۹۸۰ هشدار آن را داده بودند. زیرا کشورهای اسلامی که مالک چاه‌های نفت خاورمیانه بودند با فروش نفت به لحاظ اقتصادی رشد قابل توجهی در جهت توسعه داشتند و سازمان اوپک زیر بار فشارهای غرب برای کاهش بهای نفت نمی‌رفت. از طرفی رشد جمعیت و بهبود تغذیه ناشی از درآمد نیز در زمان صلح نیاز به خرید بیشتر اسلحه را در دستور کار دولتمردان قرار نمی‌داد. انقلاب اسلامی ایران که بت آمریکا را شکست موجب تحریک و هوشیاری مردم مسلمان کشورهای منطقه شد به گونه‌ای که نهضت‌های رهایی از استبداد داخلی و استعمار خارجی در حال اوج گرفتن بود. در چنین شرایطی تاریخ مصرف رؤسای کشورهایی مانند مصر، لیبی، عراق، تونس و … تمام شده بود و آنها به دلیل ثروت‌اندوزی و خوشگذرانی توان پاسخگویی به نیازهای مردم خود را نداشتند و بیم آن می‌رفت که اعتراضات گسترده شود و مدیریت افکار عمومی از دست آمریکا و کشورهای غربی خارج شود.
یکی از کارآمدترین شیوه‌هایی که غربی‌ها به ویژه آمریکایی‌ها می‌توانستند به آن دست بزنند انقلاب و قیام‌های زودرس بود که از طریق فضاهای مجازی و با استفاده از فیس‌بوک آن را به خوبی هدایت کردند و بر امواج سیاسی نوظهور آن سوار شدند که نمونه‌های آن را می‌توان در لیبی، مصر و سوریه مثال زد هر چند تونس و سودان هم از این سیاست‌ها و برنامه‌ریزی‌ها به دور نماندند.
دخالت‌های نظامی مستقیم و غیرمستقیم آمریکا در ایران، عراق، افغانستان، سوریه، یمن، لبنان و تشویق کودتاگران ترک برای کودتایی که عقیم ماند در ترکیه نمونه‌هایی هستند که همگان کم و بیش از آن اطلاع دارند. این دخالت‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و حتی فرهنگی چند هدف عمده را دنبال کردند. یکم فعال کردن زرادخانه‌های آمریکا و کشورهای اروپایی و بعضاً اسرائیل برای گریز از ورشکستگی اقتصادی به منظور تخریب زیرساخت‌های حیاتی کشورهای هدف تا فرصت نفوذ استعماری و ایجاد اشتغال را برای سرمایه‌داران غربی فراهم نمایند که تقریباً در کشورهای عربستان، عراق، کویت، قطر، بحرین و مصر به آن دست یافتند.
هدف بعدی راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی با اختلاف‌افکنی بین اقشار مختلف مردم و احزاب و گروه‌هایی بود که در جنگ قدرت دست به اسلحه بردند و مقابل یکدیگر ایستادند مانند آنچه در سوریه، افغانستان، یمن، فلسطین و لبنان اتفاق افتاد و اینک لیبی هم مدتی است درگیر آن است.
آمریکایی‌ها نخست طالبان را در پاکستان آموزش دادند و حمایت تسلیحاتی کردند و برای مقابله با روس به داخل افغانستان نفوذ دادند و سپس برای مقابله با قدرت‌طلبی آنها داعش را با طراحی و حمایت و برنامه‌ریزی اسرائیلی‌ها به جان مردم سوریه، عراق، یمن، نیجریه و افغانستان انداختند که ذکر مصیبت آن را کتاب‌ها باید و اینک آخرین بازمانده کشورهای هدف عربستان و ترکیه‌اند که باید به جنگی خانمانسوز وارد شوند تا در سرزمین‌های سوخته بار دیگر استعمارگران جولان دهند و بر منابع و مراکز اقتصادی تسلط یابند.
اینک از دل خاورمیانه جدید منطقه نفت‌خیز خلیج فارس به انبارهای متراکم بمب‌ها و اسلحه‌هایی تبدیل شده که با یک جرقه کل منطقه را به آتش جنگ می‌سوزاند.
اما ورود ترامپ به عرصه سیاسی غرب و به دست گرفتن سکان ریاست جمهوری آمریکا خاورمیانه جدید برای دولتمردان آمریکا به معضل بزرگ سیاسی- اقتصادی تبدیل شده به گونه‌ای که حیثیت و توانمندی ترامپ را زیر سؤال برده و او را رئیس جمهوری ناتوان و بی‌سیاست به جهانیان شناسانده است.
ترامپ که با اراده‌ای سست و رفتاری ملون مدام در پی تغییر موضع سیاسی و اقتصادی است پشت هم‌پیمانان خود را خالی نموده با خروج از برجام بی‌اعتمادی گروه ۱+۵ را تشدید نموده و قادر نیست علی‌رغم تحریم‌های همه جانبه، دولتمردان ایران را به میز مذاکره بکشاند. از طرفی با خروج از شمال روسیه کردها را مانند طعمه‌ای چرب برای نظامیان ترکیه رها کرده به نحوی که کردها عملکرد ترامپ را خنجری از پشت عنوان می‌کنند.
آنچه مسلم است هر چند خاورمیانه جدید توانست میزان قابل توجهی از دلارهای نفتی را به خزانه آمریکا واریز کند اما اعتبار آمریکا برای متحدانش را به طور کلی از بین برد و مردم و دولتمردان جهان امروز سخن رهبر ایران را که آمریکا قابل اعتماد نیست پذیرفته و به آن رسیده‌اند هر چند مناسبات اقتصادی و سیاسی کشورهای جهان با آمریکا به گونه‌ای است که گریز و فرار از آن خسارات و تحریم‌های زیادی را به دنبال دارد و عنقریب این شبکه اختاپوسی و مافیایی اقتصادی درهم شکسته خواهد شد و کشورهای جهان برای خروج از آن چاره‌اندیشی خواهند نمود. در شرایطی که انگلیس برای خروج از اتحادیه اروپا در خوان اول گیر افتاده‌اند اسرائیلی‌ها جای خالی انگلیسی‌ها را برای خط دادن به آمریکایی‌ها و طراحی برنامه‌های تخریبی پر کرده‌اند هر چند نردبام اسرائیلی‌ها آنقدر بلند بوده است که ترامپ را از آن بالا سرنگون کند و خاورمیانه جدید به پایان عمر خود نزدیک شود.
والسلام

Comments are closed.