• print
سرمقاله سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۰ آذر ۱۳۹۸

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
زنده‌باد آشغال‌ها
ایرانی‌ها به کوری چشم شیطان در هر زمینه‌ای که به عقب‌ماندگی متهم شوند در میدان جهانی مسابقه تولید پسماند حرف اول را می‌زنند به طوری که اگر متوسط تولید روزانه زباله در جهان بی‌صاحب کنونی ۳۰۰ گرم باشد این میزان در ایران به ازای هر نفر ۷۰۰ گرم است. اما در بحث بازیافت پسماندها ما تعمداً و با لجاجتی توأم با قاطعیت برخلاف جهانیان عمل می‌کنیم یعنی اگر در دنیا ۷۰ درصد پسماندهای تولیدی بازیافت می‌شود در ایران تنها ۲۰ درصد پسماندها به افتخار بازیافت شدن نائل می‌شوند.
البته ناگفته نماند که شهری‌ها در تولید آشغال گوی سبقت را از روستاییان می‌ربایند. اگر بخواهیم به زبان آدمیزاد حرف بزنیم باید بگوییم ۸۰ درصد پسماند شهری کجا و ۲۰ درصد پسماند روستایی کجا. تصور نفرمایید که در روستاها ساز و کاری برای بهره‌مندی از پسماندها تدارک دیده شده و نظم و نسقی وجود دارد. همین‌طور دیمی گاوها و گوسفندها و سگ‌ها و گربه‌ها و کلاغ‌ها در پروسه‌ای شتر گاو پلنگی یکی پوست هندوانه و خربزه را به دندان می‌کشد و دیگری حساب استخوان‌ها را می‌رسد و آنچه می‌ماند همان ۲۰ درصدی است که ما از آن سخن می‌گوییم.
تهرانی‌ها که در تمامی عرصه‌ها حرف اول را می‌زنند سالانه ۶ برابر وزن خود زباله تولید می‌کنند البته تصور نفرمایید که شیرازی‌ها زیر بار این عقب‌ماندگی می‌روند همین روزها تهران را هم پشت سر می‌گذاریم.
حالا این زباله‌ای که ما از آن صحبت می‌کنیم چه ارزشی دارد؟ ظاهراً هیچ اما شنیده‌ام که چینی‌ها از آن سوی اقیانوس هند نفس‌زنان می‌آیند و پسماندهای الکترونیکی ایرانی‌ها را می‌خرند و با خود می‌برند. جل‌الخالق. گویا کاشف به عمل آمده که در سال ۲۰۱۷ مردم دنیا ۶۵ میلیون تن یعنی یازده برابر وزن اهرام مصر زباله تولید کرده‌اند. با توجه به اینکه از هر تن زباله الکترونیکی ۱۵۰ تا ۳۰۰ گرم طلا استخراج می‌شود که در مقایسه با استخراج ۲۰ تا ۳۰ گرمی طلا از هر تن سنگ معدن معلوم می‌شود که ما قدر زباله‌ها را نمی‌دانیم.
زیاد صدایش را در نیاورید که اگر بعضی‌ها بو ببرند می‌گویند مهریه ما را دو هزار تن زباله در نظر بگیرید. اما اگر خیال باطلی در سر می‌پرورانید که این بعضی‌ها خودشان به دست با کفایت خودشان طلای پسماندها را استخراج می‌کنند کور خوانده‌اید زیرا در این مملکت گل سنبلی همه به طلای خالص و پول نفت استخراج شده و شغل آماده پشت میزی خو گرفته‌اند و حتی اگر قرار باشد چیزی از خدا بخواهند نیز دعاخوان‌های حرفه‌ای این کار را می‌کنند و مردم فقط می‌گویند آمین. تازه خیلی‌ها هم نمی‌فهمند که دعاخوان چه می‌گوید.
همین گوشی‌های موبایل قدیمی که از دور خارج شده هر کدام ۳۰۰ گرم نقره و ۳۰ میلی‌گرم طلا در آنها تعبیه شده که اگر همه جهانیان بخواهند یک میلیارد موبایل اسقاطی خود را دور بریزند معادل ۵/۲ میلیارد دلار به باد فنا می‌رود.
حالا ما با دنیا کاری نداریم چون دنیا را سه طلاقه کرده‌ایم و ساز خودمان را می‌زنیم که خودی‌ها با آن می‌رقصند به همین دلیل باید در باره پسماندهای خودمان حرف بزنیم. به ایران هم کاری نداریم چرا که شیراز برای خود ابهت و شکوهی دارد که بیا و ببین.
به حول و قوه الهی و از نفس پاک شیرازی‌ها شهر ما در ردیف کلانشهرهای آلوده نیست چرا که نسیمی ملایم از غرب به شرق می‌وزد و آلودگی‌های آسمانی را با خود می‌برد. می‌ماند آلودگی‌های زمینی و پسمانها و دورریزها و شیرابه‌ها و پساب‌ها که نیازمند مدیریت است. خداوکیلی اگر ما زورمان به مشتی آشغال هم نرسد و نتوانیم آنها را مدیریت کنیم دیگر حسابمان با کرام‌الکاتبین است. حداقل باید حسابمان را با آشغال‌هایی که خودمان تولید کرده‌ایم تسویه کنیم.
شیراز از گل بهترو روزانه هزار تن زباله تولید می‌کند که تنها نزدیک به ۸۶ تن آن بازیافت می‌شود. البته کارتن‌خواب‌های هوشیار با شب‌زنده‌داری و سطل‌گردی فلزات و پلاستیک‌ها و کارتن‌ها را تا جایی که زورشان برسد تفکیک کرده و بقیه زباله‌ها را به حال خود رها می‌کنند.
شیرازی‌ها همیشه صاحب ایده بوده‌اند ولی نبود قوانین حمایت‌کننده از مالکیت معنوی موجب شده که جای خالی آنها در طرح‌های بزرگ احساس شود.
حالا که شیرازی‌ها کوس ناموس خود را بر کنگره‌ی عرش زده‌اند و به شهر شعر و شعور و شادی اشتهار یافته‌اند باید در زمینه‌ی بازیافت پسماندها نیز پیشگامی خود را به اثبات برسانند و سود حاصل از بازیافت روزانه یکهزار تن زباله را خرج زیبایی شهر کنند.
وقتی ژاپن حاضر است با سرمایه‌گذاری ۱۰۰ میلیون دلاری کارخانه‌ای برای بازیافت پسماندهای الکترونیکی راه بیندازد ما هم می‌توانیم برای بازیافت زباله‌های ساختمانی، الکترونیکی، چوبی، شیشه‌ای، پلاستیکی و فلزی برنامه‌ریزی کرده و سالانه چندین کیلو نقره و طلا و چند صد تن آهن و آلومینیوم استخراج کرده و چندین کارخانه بازیافت راه‌اندازی کنیم.
اگر شهرداری شیراز چندین کارخانه بزرگ بازیافتی با سرمایه کارکنان شهرداری راه‌اندازی کند و سود آن را نیز سالیانه به آنها بپردازد هم درآمدزایی می‌شود و هم محیط زیست تهدید نخواهد شد.
اولین قدم در این راستا توزیع سطل‌های پلاستیکی مخصوص تفکیک زباله است تا مردم زباله‌های خشک شامل فلز، شیشه، چوب، کاغذ و پلاستیک را در پنج سطل جداگانه بریزند که در آپارتمان‌ها قابل نصب و استفاده است و در محله‌های سنتی هم می‌توان مکان‌هایی را برای استقرار سطل‌های بزرگ پنجگانه در نظر گرفت چنین طرحی در ابتدا هزینه‌های قابل توجهی به شهرداری تحمیل می‌کند اما در درازمدت هم درآمدزایی دارد و هم فرهنگ‌سازی می‌شود.
باید قبول کنیم اگر قرار است شیراز یک شهر گردشگرپذیر باشد باید در چند موضوع در ایران و منطقه حرف اول را بزند. در فضای سبز، بازیافت پسماندها، پاکیزگی هوا، نبود ترافیک، سبک معماری، خدمات توریستی، حمل و نقل مناسب و راه‌های دسترسی و همه این تمهیدات اندیشیدنی است و فراهم‌آوردنی.
حتی شیراز می‌تواند به عنوان پایگاه پایلوت اجرای طرح بالای پنجاه درصدی بازیافت پسماندها خود را نامزد کند و همه را پای کار بیاورد. شاید آشغال‌ها به اقتصاد شیراز فاقد کارخانه‌های بزرگ، تکانی بدهند. زنده‌باد آشغال‌های قابل بازیافت.

Comments are closed.