• print
یادداشت طنز سردبیر “اسماعیل عسلی” ۱۲ آذر ۱۳۹۸

یادداشت طنز
اسماعیل عسلی- سردبیر
مشاوره رایگان
این روزها جدی سخن گفتن هزینه‌ی بالایی دارد چرا که برخی در حالت عدم تعادل به هذیان‌گویی می‌افتند و در عالم وانفسای بحران‌های زنجیره‌ای هنگام زیر ابرو برداشتن چشم را هم کور می‌کنند به همین دلیل هر کسی به اراجیف‌گویی افتاد و خزعبلاتی بلغور کرد که بعد فهمید دسته گلی به آب داده با صوت جلی بگوید شوخی کردم. شرایط کنونی اقتضا می‌کند که مسئولین همه دست به عصا راه بروند. به دو دلیل یکی اینکه سن و سالشان الی ماشاءالله بالاست و دوم این که از یک طرف مردم نازنازی شده‌اند و آستانه‌ی تحملشان در چاه ویل سقوط کرده و حوصله‌ی اراجیف شنیدن ندارند و از طرف دیگر عده‌ای نامزد انتخاباتی گوش خوابانیده‌اند ببینند چه کسی حرف مفت می‌زند تا به او بتازند و آن را در فضای مجازی منتشر کنند و انتقاد را به نام خود به ثبت برسانند و شهرتی به هم بزنند، بلکه راه گم کرده‌ای پیدا شود و به آنها رأی بدهد. اصولاً دم دستی‌ترین اشخاصی که می‌توان در موج خیز بحران‌ها مورد هجمه قرار داد کسانی هستند که آردشان را بیخته و الکشان را آویخته‌اند و خودشان هم بدشان نمی‌آید کیسه‌ی زمخت گلایه‌های مردمی به تنشان بخورد به همین دلیل با حرف‌های بی‌حساب و کتابی که بر زبان می‌آورند یک جورهایی به مردم خط و نشان می‌دهند که بیایید سر به سر من بگذارید. این بندگان خدا تازه فهمیده‌اند که رانندگی در جاده‌ای لغزنده و باریک و کوهستانی با این همه مسافر که هر کدام مقصدی متفاوت دارند و هر کس می‌خواهد در ایستگاهی پیاده شود و دنبال کار خودش برود، آخر و عاقبتی ندارد. اکنون دیگر پشیمانی از قبول مسئولیت سودی ندارد! بنده‌ی خدایی را می‌آورند وسط و دستش را در حنا می‌گذارند و می‌روند. البته کادر فنی هم راهی دیگر ندارد! حساب کنید تیم گل خورده‌ای با نیمکتی تقریباً بی‌مایه و خالی، آن هم در شرایطی که از رقیب عقب افتاده و طرفداران تیم هم نق می‌زدند چه کار می‌توانند بکنند. لذا ناگزیر می‌شوند در دقیقه‌ی ۹۲ وقت اضافه یک هافبک مصدوم را از زمین خارج کنند و شخصی را با سوت و هورا به میدان بفرستند و مأموریتش را جبران چندین گل خورده تعیین نمایند. معلوم است که در چنین شرایطی کاری از پیش نخواهند برد. بی‌گمان اگر چنین شخصی وارد میدان شود تنها چیزی که دستگیرش می‌شود همان چند ثانیه سوت و هورای طرفداران تیم است و هندوانه‌هایی که کادر فنی زیر بغلش می‌گذارد و بعد از آن باید پاسخگوی متن قرارداد باشد.
معلوم می‌شود ریزش‌ها و مصدومیت‌ها و دو کارته شدن‌ها تنها به مهره‌های داخل زمین محدود نمی‌شود بلکه وقتی خوب نگاه می‌کنی می‌بینی که روی سکوی تماشاگران نیز از جمعیت پرشور چندان خبری نیست. درست مثل حکایت مرغ و تخم‌مرغ. از یک طرف تماشاگر زمانی به ورزشگاه می‌آید که تیمش در جدول جایگاه خوبی داشته باشد و از طرفی دیگر تیم زمانی انگیزه پیدا می‌کند که از روی سکو مورد تشویق قرار گیرد و هر دو در گرو یکدیگر هستند. این حکایت مصداق وضعیت احزاب و گروه‌های سیاسی قبل از انتخابات مجلس آینده است که اغلب نامزدها ترجیح می‌دهند به عنوان کاندیدای مستقل پا به عرصه‌ی رقابت‌ها بگذارند و پایشان لای چرخ بدنامی احزاب گیر نکند و ناچار با کسانی رقابت می‌کنند که آنها نیز پرچم استقلال برافراشته‌اند. در واقع عملکرد مضحک گروه‌های سیاسی چنین شرایطی را رقم زده است. در این وضعیت شیرتوشیر که صدا به صدا نمی‌رسد و همه یکدیگر را متهم و تخطئه می‌کنند و با زبان بی‌زبانی می‌خواهند بگویند کاره‌ای نبوده‌اند و از وضع موجود ناراضی هستند، حنای منتقدین فصلی و انتخاباتی دیگر برای مردم رنگی ندارد و از خرد و کلان و زن و مرد کاسه‌ای لبریز از سئوال را به دست گرفته و توجیه و تبیین شرایط فعلی و ترسیم آینده‌ی پیش رو را گدایی می‌کنند و با کلی گویی هم نمی‌توان مردم را متقاعد کرد، لذا بهترین کار این است که هر کسی تقصیر را به گردن کسی دیگر بیندازد. از همه تشنه‌تر به انتقاد کردن همین کسانی هستند که برای ورود به مجلس ثبت‌نام کرده‌اند. اینها اگر چه خیلی دیر و به آخر این سفره‌ی گسترده رسیده‌اند اما باید امیدوار باشند که دوباره بازار نفت رونق بگیرد. چند توصیه‌ی ژورنالیستی برای این اشخاص دارم. اول اینکه به هیچ عنوان و تحت هیچ شرایطی به مردم قول بهبود اوضاع را ندهند که آمد نیامد دارد و دوم تا نفس دارند از مشکلات ساختاری حرف بزنند و برای جلب توجه مردم طوری دروغ بگویند که به راست شباهت داشته باشد، تا حداقل چند نفری دور آنها جمع شوند و تحویلشان بگیرند. سوم اینکه دور و بر دانشگاه آفتابی نشوند که معلوم نیست بتوانند به برخی پرسش‌ها پاسخ بگویند. چهارم اینکه چون بعضی‌ها کج رفته‌اند و مردم لج رفته‌اند و برعکس توصیه‌ها و پیشنهادها عمل می‌کنند با مد و تشدید و خواهش و التماس از مردم بخواهند که به آنها رأی ندهند و حتی برای محکم‌کاری بگویند اگر به من رأی بدهید خودم را می‌کشم تا شاید رأی بیاورند. ضمناً اگر در نهادهای نظارتی هم رفیق و آشنایی دارند از آنها بخواهند که چند روزی تأیید صلاحیت آنها را به تأخیر بیندازند و انواع اتهامات را متوجه آنها کنند که اگر رأی نیاوردند و زمانی خواستند از این خاک اهورایی هجرت بفرمایند دستاویزی قابل اعتنا برای اخذ ویزا داشته باشند. خرج انتخابات را هم به گردن قوم و خویش‌ها و دوست و آشنا بیندازند و قول‌هایی زیرپوستی بدهند. اگر رأی آوردند که حتما می‌توانند به قول خود وفا کنند و اگر رأی نیاوردند حداقل دلشان خوش باشد که از کیسه خرج نکرده‌اند. کسانی که تاکنون به ستاد انتخابات برای ثبت‌نام مراجعه نکرده‌اند می‌توانند در خانه بنشینند و چند نفر را وادار کنند تا جمعیتی را تدارک ببینند و با سلام و صلوات به در خانه‌ی او بروند و ملتمسانه از او بخواهند که در موسم قحط‌الرجالی به داد مردم برسد و از برخی هم حکم تکلیف بگیرند و همزمان عده‌ای هم برای محکم‌کاری به دست و پایش بیفتند و از این صحنه‌های مهیج عکس و فیلم و مستند و کلیپ تهیه کنند تا اگر به مجلس رفتند و چنان که افتد و دانی کاری از پیش نبردند بتوانند بگویند من که رغبتی به نمایندگی نداشتم خودتان به زور مرا نماینده کردید و حتی برای بدهکار کردن مردم پا را از این حد هم فراتر گذاشته بگویند شما مرا گروگان گرفتید و بابت هر روز حضور در مجلس مثل برخی گروگان‌ها چند هزار دلار خسارت بگیرید. البته نامزدهای نمایندگی مجلس بدانند که عجالتاً این مشاوره را رایگان انجام دادم تا مشتری شوند ولی از این به بعد به ازای هر مشاوره‌ای باید از طریق ثبت‌نام الکترونیکی اقدام کرده و با استفاده از رمز دوم یکبار مصرف حق مشاوره بپردازند. تا بعد

Comments are closed.