• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۲۱ بهمن ۱۳۹۸

سرمقاله
محمد عسلی
۲۲ بهمن گناهکار نیست
۲۲ بهمن حاصل قیام یکپارچه مردمی عدالتخواه است که به انقلابی بی‌نظیر و عظیم منجر شد. انقلابی برای رهایی از استبداد داخلی و استعمار خارجی. انقلابی برای راندن بیگانگان از کشور که ایران را ملک طلق خود برای ترکتازی‌ها و به یغما بردن منابع ملی می‌دانستند.
انقلابی برای تحقق آرمان‌ها و آرزوهای ملتی که بیش از ۲۵۰۰ سال شاهان بر جان، مال و ناموس آنان حکمرانی کردند.
انقلابی برای داشتن حق انتخاب، برای داشتن حق آزادی، برای داشتن حق دفاع و برای ابراز وجود در مصاف با دزدان، جاسوسان، فرصت‌طلبان، خودفروختگان، خیانتکاران و بی‌وطنانی که امروز هم بعد از گذشت ۴۱ سال بعضاً در لباس خدمت خیانت می‌کنند.
۲۲ بهمن عصاره تلاش و مجاهدت‌های ملتی است که فرزندان شجاع و مدافع آنان سال‌ها در دخمه‌ها و تاریک‌خانه‌های مخوف ساواک شاه شکنجه شده و یا به چوبه دار آویخته شدند.
۲۲ بهمن یک واقعیت تاریخی بود که همه ملت ایران یکدل و یکپارچه در اتحادی غیرقابل پیش‌بینی پوزه شاه آمریکایی را به خاک مالیدند و بت آمریکا را شکستند.
۲۲ بهمن بیشتر به یک معجزه شبیه بود. معجزه‌ای که رهبر کبیر آن پیشاپیش صفوف فشرده میلیون‌ها انسان مصمم با تأسی و توکل به خدا از آغاز تا پایان ایستاد و از هیچ قدرت و نیروی نظامی و انتظامی هراس به دل راه نداد و توانست فقط با افشاگری از کیلومترها راه دور هوشیاری و هوشمندی ملت ایران را تحریک و تهییج کند و آنان را به اعتراض و مبارزه فرا خواند. به گونه‌ای که حکومت نظامی و کشتار مردم بی‌دفاع تبریز، تهران، شیراز، قم، کرمان و بسیار شهرها و جمعیت‌های دیگر در اقصی نقاط ایران نتواند بر اراده ملی تأثیر منجر به توقف بگذارد.
۲۲ بهمن نویدبخش آینده‌ای بود که ایرانیان بتوانند بدون حمایت و وابستگی به خارج صنایع و کشاورزی را خودکفا نمایند و اجازه دخالت در سرنوشت سیاسی، نظامی، فرهنگی و اقتصادی خود را به هیچ مدعی خارجی ندهند حتی اگر ۴۱ سال در تحریم همه‌جانبه باشند.
۲۲ بهمن یادآور حماسه‌ها، ازخودگذشتگی‌ها، فداکاری‌ها و جان در طبق اخلاص گذاشتن‌های مردم انقلابی و جوانانی بود که از فاصله طبقاتی، فقر، بیکاری، فحشا رسمی و غرب‌زدگی در رنج بودند و به دنبال عدالت و آزادی، حق طلب شدند و به مطالبه‌گری پرداختند در حوزه‌های علمیه، دانشگاه‌ها، مدارس و مساجد و در هر نقطه‌ای که چراغی از نور هدایت روشن بود.
۲۲ بهمن گناهکار نیست و مردمی که آن روز را در تاریخ رقم زدند و سرفصل و نقطه آغاز یک پیروزی بزرگ قلمداد کردند آنقدر دارای آگاهی، هوش و فهم سیاسی بودند که بدانند چه کار می‌کنند.
اگر امروز با گذشت ۴۱ سال از کسانی گله داریم و به وضعیتی معترضیم که معیشت ما را هدف قرار داده‌اند و اگر شاهد ظهور و خروج اختلاسگرانی هستیم که از فرصت‌های به دست آمده سوءاستفاده کرده و بیت‌المال را به غارت برده‌اند، نه انقلابیون و نه انقلاب گناهی ندارند.
گناه از آن دزدان داخلی و خیانتکاران خارجی است که فرصت خدمت بیشتر را از دولتمردان انقلابی و مخلص ما گرفتند.
گناه از کج‌سلیقگی و بدفهمی مدیرانی است که انقلاب را به نااهلان سپردند. گناه و تقصیر متوجه گرگ‌های در لباس میش و ریاکارانی است که از اعتماد و نجابت مردم ما سوءاستفاده کردند.
انقلاب ما یک سرمایه عظیم ملی است که متعلق به همه مردم آن زمان و این زمان است. درختی است که با خون شهدا آبیاری شد و میوه‌های آن هنوز نارس است هر چند کرم‌هایی در تنه آن لانه کرده‌اند اما ریشه‌های ستبر آن از اعماق تغذیه می‌شوند که جنگ آفات و بادها و طوفان‌های موسمی بر آن اثر نخواهند داشت.
انقلاب اسلامی ما رابطه دل و دلبری را سالیانی است به منصه ظهور رسانده و الفت و مهر مردم ما با انقلابشان به مثابه خون در رگ‌هاست برای قلب تپنده‌ای که ایستایی ندارد.
از این رو است که مردم ما چونان پرندگان به هر بهار بر سر شاخه‌های سبز و شکوفه‌های رنگارنگ آن بال و پر می‌گشایند و دست نوازش بر آن می‌کشند و با هر پرچمی که برمی‌افرازند هویت ایرانی و انقلابی خود را در کسوت اسلامی نشان می‌دهند و به جهانیان این پیام را می‌دهند که:
«چو ایران نباشد تن من مباد
بر این بوم و بر زنده یک تن مباد»
با مشاهده سخنان نویسندگان و تحلیلگران سیاسی در باره انقلاب اسلامی بیشتر به عظمت و اعتبار آن پی می‌بریم.
الوین تافلر جامعه‌شناس و نویسنده نامدار آمریکایی در کتاب موج سوم خود و در بخش پایانی آن در باره پدیده انقلاب اسلامی و شخصیت اثرگذار امام خمینی(ره) می‌نویسد:
«این پرسش که کدام کشور بر قرن بیست و یکم مسلط خواهد شد، بازی هیجان‌انگیزی است اما در واقع طرح این پرسش غلط است یا حداقل به شکل درستی مطرح نمی‌شود. زیرا بزرگترین تحول امور جهانی از پیدایش دولت ملی به این سو یعنی ظهور گلادیاتورهای جهانی را نادیده می‌گیرد. گروه جدیدی خود را به صحنه جهانی پرتاب می‌کنند و بخش‌های قابل توجهی از اقتداری را که روزگاری تنها در کنترل کشورها بود به چنگ می‌آورند. وقتی آیت‌ا… خمینی حکم اعدام سلمان رشدی را صادر کرد و کتاب آیات شیطانی‌اش را کفرآمیز اعلام نمود، برای همه حکومت‌های جهان پیامی تاریخی فرستاد، در واقع به جهانیان می‌گفت که دولت ملی دیگر تنها نیست یا حتی مهمترین بازیگر صحنه جهانی به شمار نمی‌آید.
آنچه آیت‌ا… خمینی واقعاً به ما می‌گفت این بود که دولت‌های «دارای حاکمیت» به هیچ‌وجه حق حاکمیتی ندارند. بلکه در معرض حق حاکمیت عالی‌تر شیعه قرار دارند که او خودش آن را تعریف می‌کرد. وی در واقع تمامی ساختار قانون و رسوم بین‌المللی را به منازعه خواند.
آبراهامیان استاد تاریخ در کالج باروک دانشگاه نیویورک کتابی دارد به نام ایران بین دو انقلاب وی در پایان این کتاب بر این باور تأکید دارد که: «در تاریخ معاصر جهان، انقلاب اسلامی پدیده بی‌همتایی است. زیرا نه یک گروه اجتماعی جدید مجهز به احزاب سیاسی و ایدئولوژی‌های غیردینی، بلکه روحانیون سنتی مجهز به منبر و مدعی حق الهی در نظارت بر عملکرد همه مقامات غیرروحانی، حتی عالی‌ترین نهاد متشکل از نمایندگان منتخب ملت را به قدرت رساند.
آبراهامیان در ادامه دیدگاه‌های خود اشاره‌ای دارد به شخصیت و زندگی امام خمینی. او می‌گوید دو عامل، نقش تعیین‌کننده و محبوبیت گسترده آیت‌ا… خمینی را روشن می‌کند.
عامل نخست شخصیت، به ویژه زندگی ساده آیت‌ا… خمینی و خودداری او از سازش با حاکمیت فاسد زمان بود در کشوری که بیشتر سیاستمدارانش در رفاه و آسایش به سر می‌بردند آیت‌ا… خمینی زندگی ریاضت منشانه‌ای داشت و مانند توده مردم رفاه مادی چندانی نداشت…
دومین عامل تعیین‌کننده جایگاه برجسته آیت‌ا… خمینی، هوشیاری او به ویژه در رهبری طیف گسترده‌ای از نیروهای سیاسی و اجتماعی است.
جان. ال. اسپوزیتو در کتاب انقلاب ایران و بازتاب جهانی آن می‌گوید: «دوست و دشمن معتقدند انقلاب ایران تأثیر بسزایی بر جهان اسلام و غرب داشته است. این انقلاب برای برخی منبع الهام و انگیزش بوده است…
آنتونی بلک در کتاب تاریخ اندیشه‌های اسلام به پدیده انقلاب اسلامی و اهمیت و آثار آن اشاره کرده و در فرازی از سخنان خود اعلام نموده: «اندیشه سیاسی آیت‌ا… خمینی از نظر اصرار بر حکومت اشخاص یا شخص درستکار، با دیگر انقلابیون کاملاً متفاوت است و شاید در دنیای معاصر بی‌نظیر بود…»
نویسندگان و صاحبنظران بسیار دیگری مانند پیتر آوری، میشل فوکو، حسنین هیکل، ویلیام شوکراس نیز کتاب‌ها و مطالب مهمی در باره انقلاب ایران و اهمیت و اثرات آن به رشته تحریر در آورده‌اند که ذکر بخش‌های اندکی از آن مطالب نیز در حوصله این کوتاه نوشتار نیست. به نظر می‌رسد بیش از همه ، این ملت و رهبر ایران هستند که با گوشت و پوست و استخوان انقلاب اسلامی خود را درک کرده و برای حفظ ارزش‌های آن از جان مایه می‌گذارند.
والسلام

Comments are closed.