• print
سرمقاله “محمد عسلی” ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

سرمقاله محمد عسلی ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۹

بهره وری و بهینه سازی مصرف چگونه وچرا؟

برای نخستین بار لغت بهره وری را فردی به نام کویزنی در سال ۱۷۷۶ میلادی به کار برد بیش از یک قرن بعد یعنی در سال ۱۸۳۳ فردی به اسم لیتر بهره وری را قدرت و توانایی تولید کردن تعریف کرد و با گسترش انقلاب صنعتی بهره وری جهت افزایش سودمندی حاصل از نیروی کار، سرمایه و مواردی از این دست گسترش یافت و به نظر میرسد بهترین تعریف برای بهره وری به دست آوردن حداکثر سود ممکن و استفاده از نیروی بهینه در مقابل هزینه صرف شده باشد. بهره وری سطوح مختلفی دارد به گونهای که همه افراد در همه سطوح نقش دارند این سطوح را می    توان به شرح زیر دسته بندی کرد سطح فرد، سطح گروه آموزشی ،سطح گروه کاری ،سطح سازمانی، سطح رشته  های تجاری خدماتی صنعتی و کشاورزی .سطوح بخشهای اقتصادی ملی کشاورزی و جهانی
وا ما بعد: از این مقدمه که بگذریم طرح یک سوال در این موضوع بی مناسبت نیست
آیا در سطوح مختلف بهره وری ما توانستهایم به حداکثر سود ممکن در استفاده از نیروهای بهینه در مقابل هزینه  های مصرف شده برسیم؟
نخست موضوعات آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی را اجمالاً بررسی میکنیم، نتایج سرشماری عمومی    نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ نشان می    دهد طی سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۵ تعداد دانش آموختگان دانشگاه  ها و موسسات آموزش عالی ۵۱ و نیم درصد افزایش یافته است بر این اساس در سال ۱۳۹۵ تعداد ۹ میلیون و ۶۳۸ هزار و هشتصد و پنجاه و سه نفر دانش آموخته دانشگاهی داشتهایم که در مقاطع مختلف کاردانی ، کارشناسی ،کارشناسی ارشد و دکترا تحصیل کردهاند . مدیرکل ارتباط با صنعت وزارت علوم در مصاحبهای مطبوعاتی اعلام کرده است حداقل ۳۰ درصد کل فارغ التحصیلان از هر دو جنس جذب کار شده اند اگر درصد آمارهای اعلام شده بیکاران دانشگاهی را به بیکاران مدرسهای اضافه کنیم تقریباً بالای ۵۰ درصد از فارغ التحصیلان نتوانستهاند متناسب با رشته  های تحصیلی خود کار پیدا کنند و بسیاری از آنها در مشاغل دیگر و مشاغل دون پایه مشغول کارند و عدهای هم که نتوانستند کاری درخور شأن و منزلت دانشگاهی و خانوادگی پیدا کنند بیکارند و یا سربار خانواده شده اند. بدیهی است آموزش و پرورش و هم آموزش عالی ما نتوانسته اند فارغ التحصیلان خود را به گونه ای تربیت کنند و آموزش دهند که به نسبت هزینه  های صرف شده بهره وری آنها برای کشور و خانواده حداقل متناسب با نیازهای مالی و روانی آنها باشد از این رو میتوان گفت آموزش و پرورش و آموزش عالی ما نه تنها سود آور نیستند که ضررده هم شدهاند سایر رشتههای تخصصی مانند صنعت کشاورزی و خدماتی نیز وضعیت چندان بهتری از آموزش و پرورش و مراکز آموزش عالی ندارند زیرا صنایع تولیدی ما به ویژه صنعت خودروسازی به لحاظ کیفی افت داشته اند هرچند به علت نیاز بازار به لحاظ کمی    از رشد قابل ملاحظهای بر خوردارند.
عدم نیروی کار فنی و تخصصی که معمولاً پس از فراغت از تحصیلات آمادگی پذیرش مسئولیتهای شغلی صنعتی و فنی ندارند هزینه آموزش بعدی را بالا میبرند. بینظمیهای ناشی از روش  های کهنه و غلط آموزش  های اولیه نیز به این ضعف دامن میزنند به گونهای که عدم انضباط شغلی و عادت نداشتن به قانونمندی ، بخشی از سرمایه گذاری  های اشتغال زا را تحت تاثیر قرار می    دهد و کارخانجات را در شروع کار با تنگناهایی مواجه میکند اگر بهره وری را به بهره وری کار درست با روش درست تعریف کنیم میباید بساط بسیاری از اشتغالات کاذب را جمع و جور کنیم زیرا نه کار درستی انجام میشود و نه روش درستی برای آن به کار گرفته شده است. اگرمیزان کارمفید کارکنان اداری در بررسی  های آماری کارمندان ادارات حداکثر ۵۰ یا ۲۰ دقیقه در روز درست باشد طبیعتاً با کسر حداقل ۷ ساعت عدم بهره وری مواجه ایم .
تجربه نشان داده است که بخش  های خصوصی بیشتر و بهتر از بخش  های دولتی در رشتههای مختلف به بهره وری توجه دارند و به ندرت متحمل ضرر و زیان می    شوند از این روست که بسیاری از کشورها در بخشهای صنعت، کشاورزی و خدمات بخش خصوصی را فعال و تشویق به سرمایه گذاری میکنند برعکس ما که بیشتر خدمات اداری را به دوش دولت انداخته ایم، و بیش از ۱۲ میلیون نفر برای دولت حقوقبگیر درست کرده ایم بخش خصوصی با برنامهریزی اقتصادی و نظارت مستمر میزان بهره وری کارگران و کارمندان را بالا میبرد و سرمایه را به هدر نمیدهد اما متاسفانه در بخشهای دولتی چنین نیست یعنی نظارت مستمر یا نیست یا کمرنگ است و قوانین
دست و پاگیر استخدامی    هم به نحوی کارکنان را در هر شرایط تحمل میکند نتیجه آن که برای بالا بردن بهره وری نخست باید کیفیت کار را مقدم بر کمیت بدانیم و سعی کنیم خدمات دولتی را به بخشهای خصوصی انتقال دهیم تا دولت بیشتر به نتیجه و ماحصل کار توجه کند ومدام ورود به جزئیات نداشته باشد. در آموزش و پرورش هم باید دانش آموز محوری را بر معلم محوری مقدم کنیم و از روشهای نوین تدریس و وسایل
کمک آموزشی روز استفاده کنیم. نگاه  های بد بینانه و تنبیهی را به اعتماد سازی و بستههای تشویقی تغییر دهیم و عشق به زندگی را به نسبت منابع موجود با گذر از موانع برای امیدآفرینی تشویق کنیم و السلام

Comments are closed.