• print
سرمقاله “اسماعیل عسلی” ۱ خرداد ۱۳۹۹

سرمقاله اسماعیل عسلی ۱ خرداد ۱۳۹۹
من که نفهمیدم

تا پیش از ریشه کن شدن بیماری  های مسری و خطرناک توسط کاشفان واکسن  ها و پزشکان حاذق و قانونمند شدن پروسه  های بهداشتی و درمانی و اعتقاد به اصل پیشگیری در بحث تندرستی و با توجه به باورهایی که فرزند آوری را یک امتیاز می    دانست ، دغدغه ای تحت عنوان مهار جمعیت یا تلاش برای افزونی آن وجود نداشت چرا که این وظیفه بر عهده ی بیماری  ها ، سوانح طبیعی ، جنگ و مهاجرت بود . در گذشته  های نه چندان دور مراجعات مردم به پزشکان و مراکز درمانی صرفا پس از حادث شدن بیماری صورت می    گرفت اما هم اکنون یک فرد از بدو تولد تا زمان سالمندی و مرگ می    تواند تحت نظر پزشک و در سایه ی مراقبت  های کلینیکی به منظور رصد حال عمومی    از طریق انواع آزمایش  ها قرار گیرد.
از این موضوع که بگذریم هم اینک رواج شیوه  های گوناگون جلوگیری از حاملگی توسط زن و مرد از یک سو و تاثیر سبک زندگی و همچنین در نظر گرفتن امکاناتی نظیر مسکن ، بهداشت و آموزش بر تصمیم زوج  ها برای فرزند آوری ، روند زاد و ولد ، خصوصا در جامعه ایرانی اعم از شهری و روستایی به چالش پیری جمعیت دامن زده است . بالا رفتن سن ازدواج و تنوع نیاز فرزندان از دوران نوزادی تا پایان تحصیلات دانشگاهی موجب گردیده که زوج  ها رغبت چندانی برای فرزند آوری نداشته باشند .
هر چند از منظر جامعه شناسان بین توسعه ی اقتصادی و نرخ رشد جمعیت رابطه ی معکوس وجود دارد اما در جامعه ی ایران بدون این که شاهد توسعه ی اقتصادی باشیم شاهد کاهش نرخ رشد جمعیت هستیم و برخی دغدغه ی پیری کشور را دارند !
تا تقریبا دو دهه پیش بی رغبتی برای فرزند آوری میل به تک فرزندی و اکتفا کردن به دو فرزند بیشتر در میان زوج  های تحصیل کرده و متعلق به طبقات برخوردار و شاغل در بیرون از خانه رایج بود اما هم اکنون این رویکرد به روستاها و شهرستان  ها و حاشیه  های کلان شهرها که ساکنان آن در گذشته از شیوه  های سنتی در امر فرزند آوری پیروی میکردند نیز سرایت کرده است . بر اساس آمار سال ۷۳ نرخ رشد جمعیت در خانواده  های بیسواد ۷/۴ و خانواده  های بالاتر از دیپلم ۷/۱ بوده است اما به نظر می    رسد این قاعده به هم خورده به طوری که هم اکنون در خانواده  های کم سواد نیز شاهد کاهش فرزند آوری هستیم .جالب اینجاست که همسایه شرقی ما یعنی افغانستان با نرخ رشد ۸۵/۳ جمعیت بهترین سند برای اثبات ارتباط بیسوادی و فقر فرهنگی با افزایش جمعیت است و کشورهای قطر، پاکستان ، عراق و بحرین در رتبه  های بعدی قرار می    گیرند.
حتی زمانی می    گفتند غلظت باورهای دینی و مذهبی با فرزند آوری رابطه ی مستقیم دارد اما هم اکنون این قاعده نیز دستخوش تغییرات شده به طوری که در برخی از خانواده  های مذهبی نیز با تک فرزندی مواجه هستیم .
فی الواقع کاهش آهنگ نرخ جمعیت در ایران دیگر نه به آن معنا پیوندی با توسعه ی اقتصادی دارد نه تابع جدول فقر است و نه می    توان با دنبال کردن تاثیر روند مهاجرت نوسانات آن را تفسیر و تبیین کرد .
عوامل تهدید کننده ی نرخ رشد جمعیت عبارتند از : افزایش سن ازدواج خصوصا در دختران ، طولانی شدن دوران ماه عسل با این تصور که وجود فرزند مانع سفر ، ادامه ی تحصیل ، مهاجرت و خوشباشی می    شود. ضمن این که با توجه به افزایش ازدواج  های غیرفامیلی برخی از زوج  ها ترجیح می    دهند قبل از اقدام به فرزند آوری از یکدیگر شناخت لازم را به دست آورند و به اصطلاح مانع بدبختی فرزند در اثر طلاق شوند ! جالب اینجاست که یکی ازدلایل طلاق نیز نبود فرزند در زندگی است که موجب یکنواختی آن می    شود !
مشکلات معیشتی و مسکن و شغل نیز مزید بر علت است . ضمن این که رواج ازدواج سفید به عنوان بزرگترین نقطه ضعف نظام اسلامی    در بعد اجتماعی در انواع و اقسام گوناگون سد بزرگی در برابر فرزند آوری است . متاسفانه نهادهای متولی سمت دهی به رفتارهای اجتماعی ، ازدواج سفید و تبعات ویرانگر آن را جدی نگرفتند در حالی که بخشی از دلایل کندی رشد جمعیت به همین نوع از ازدواج برمی    گردد که حتی برخی از خانواده  های سنتی نیز با سکوتی رقت انگیز و دردمندانه عملا آن را پذیرفته اند .
نکته ی قابل تامل این است که تمامی    این اتفاقات در کشوری رخ می    دهد که اداره کنندگان آن به دنبال ارائه ی الگوی جامعه ای ایده آل در دنیا هستند و سالانه میلیاردها تومان صرف تبلیغات فرهنگی ، تولید فیلم ، برگزاری انواع مسابقات و چاپ و نشر کتاب  هایی با مضامین اخلاقی و دینی در میلیون  ها تیراژ می    کنند . کافی است سهم کانون  های تبلیغاتی در بودجه عمومی    کشور را با نتایج و دستاوردهای ناچیز آن در نظر بگیریم تا به مفهوم هرز روی بودجه پی ببریم !!
دلایل این همه گنگی و عدول از استانداردهای جهانی و مغایرت نوسانات جمعیتی با فرمول  های شناخته شده را در کجا باید جستجو کرد و چرا هشدارهای جامعه شناسان و مذهبیون در خصوص اثرات منفی پیری جمعیت توسط مردم به چیزی گرفته نمی    شود؟ آیا می    توان گفت بالا رفتن سطح سواد و افزایش توسعه ی اقتصادی به اندازه ای بوده که بر مبنای فرمول  های شناخته شده روی نرخ رشد جمعیت تاثیر منفی گذاشته است اگر چنین است چرا برخی از کارشناسان از فقر فرهنگی عموم مردم سخن می    گویند و اهل اطلاع اذعان می    دارند که خبری از توسعه ی اقتصادی نیست .
جای شگفتی است که نرخ رشد جمعیت در ایران با نرخ رشد جمعیت در کشوری مانند ایالات متحده و کانادا حدودا ۱۰ صدم درصد تفاوت دارد و خیلی به هم نزدیک هستند در حالی که سطح سواد و رفاه اجتماعی در کانادا و آمریکا بسیار بیشتر از ایران است . من که نفهمیدم

Comments are closed.