سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
عطا و لقای اتاق‌های فکر
اتاق فکر پدیده‌ی نوظهوری نیست و از گذشته‌های بسیار دور با هدف انتقال تجربیات و رایزنی و ارائه‌ی راهکار به فرمانروایانی که بعضاً در سنین پایین به قدرت می‌رسیدند کاربرد داشته است. هر چند در گذشته حفظ شئونات و شخصیت کاریزماتیک فرمانروایان ایجاب می‌کرد که خروجی نهایی نهادهای مشورتی برای آنها که خود را تافته‌ی جدا بافته و مصون از اشتباه می‌دانستند الزام‌آور نباشد اما فرمانرویان عاقل و باشعور سعی می‌کردند برای خالی نبودن عریضه و اظهار فضل با حذف و اضافه‌های بی‌خاصیتی به مصوبات و پیشنهادات مشورت‌دهندگان، ضمن حفظ ابهت و اقتدار خویش راهکارهای واقع‌بینانه و مؤثر برای اداره‌ی کشور را بر تشخیص و سلیقه‌ی خود ترجیح دهند و حوزه‌ی فرمانروایی خود را به مخاطره نیاندازند. در زمانه‌ی ما نیز در کنار مجلس شورای اسلامی و شوراهای شهر و روستا که در چارچوب قوانین مبادرت به رایزنی و بررسی طرح‌ها و لوایح و بحث و گفتگو پیرامون مسایل جاری کشور می‌کنند، اتاق فکرهایی هم راه افتاده که الزام‌آور نبودن خروجی آنها ایجاب می‌کند اعضای آن حتی در مواردی بتوانند برخی از اصول و بندهای قانون اساسی را هم به چالش بکشند و تابوشکنی‌هایی داشته باشند که راهگشای نمایندگان مجلس و شوراهای شهر برای گریز از تنگناهای قانونی و معضلات ساختاری باشد اما در مورد بامسمی بودن اتاق‌های فکر و اثر وجودی آنها تردیدهای زیادی وجود دارد. کسانی که با هدف عبور دادن کشور از بحران‌ها و یا تلاش برای پیشگیری از وقوع بحران، اتاق فکر تشکیل می‌دهند باید بدانند که اتاق فکر با نشست‌های محفلی، گردهمایی برای توجیه‌تراشی، هم‌عنانی با هدف لابیگری، تبانی برای نقشه‌کشی، ایجاد فرصت برای درددل، تلاش برای لاپوشانی، فرصت‌آفرینی و فرصت‌سوزی با هدف انتقام‌های جناحی، اظهار اطلاع از ماجراهای پشت پرده برای تعیین میزان حق سکوت خود و همچنین معامله برای تبادل امتیاز تفاوت اساسی دارد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
هر دم از این باغ کسی میرود
غلامحسن اولاد هم رفت، شاعری که شعر را زندگی کرد و عشق را با شعر به پایان برد. او که از پله های دفتر روزنامه با نفس تنگی بالا می آمد و با شوخ طبعی کلمات را به هنر می آراست، صیقل می داد، معنی می افزود و بر احساس می نشاند تا بگوید: من کیستم، به چه می اندیشم و چه چیزی را دوست دارم.
اولاد از آن دسته از شاعرانی بود که در پی نام و ننگ نبود هر چند خرسند می شد اگر در جمعی شعرش را می خواند و اشتیاقش را بدانچه خوانده است نشان می داد.
مرگ زودرس او که سالیانی رنج بیماریش را بر دوش داشت و دم برنمی آورد مرا در هاله ای از غم و اندوه فرو برد هر چند در این روزگار مرگ آفرین شاهد رفت و آمدهایی از این دست بوده ام.
زنده یادان حسن امداد، علی مزارعی، نصرالله مردانی، جمالی، جهانشاه سی سختی، صداقت کیش و شاپور بنیاد هر کدام در جایگاه خود نام آورانی از اقلیم فارس و شیراز بودند که خانه تکانی کردند و رخت از این جهان بربستند.
عزیزانی که جز آثار و یاد و خاطره ای از آنان باقی نمانده، اما زمانه و تاریخ ادبیات فارس آنان را از یاد نخواهند برد.
اولاد هم همانند دیگران با آن احساس ظریف و شکستنی درد دل های بسیار داشت که از آن همه، اندکی را به زبان شعر بیان کرد که مرد را اگر دردی نباشد بر مردی اش باید شک کرد.
به ویژه در این عالم وانفسا که به قول حافظ:
«از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود…» (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
در مکتب غدیر
متوقف کردن غیرمنتظره ی تمامی قبایل و شخصیت های به جا آورنده حج در آخرین سال حیات پیامبر(ص) و ایراد سخنرانی بر موضعی فراهم آمده از زین شتران با این هدف که شنوندگان سیمای پیامبر را در حین بیان یک موضوع ببینند و تردیدی در باره هویت گوینده آن نداشته باشند آن هم در شرایطی که کاروان ها برای جدا شدن از یکدیگر و قرار گرفتن در مسیر منتهی به مقصد خود شتاب داشتند و تعیین افرادی برای تکرار سخنان پیامبر (ص) با این هدف که تمامی حاضران در جریان محتوای سخنان ایشان قرار گیرند به زعم ما شیعیان معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که امر مهمی پیش آمده که به تأخیر انداختن آن و موکول کردنش به زمان دیگری امکان پذیر نبوده و اراده ای فوق اراده ی بشری برای ابلاغ چنین پیامی در کار بوده است. بررسی فحوای سخنان پیامبر (ص) و تحلیل جزء به جزء آن نیز مهر تأییدی است بر چنین باوری و آن این که هدف خداوند و پیامبر اکرم (ص) از تأکید بر چنین امر مهمی، یادآوری شرایط ویژه ای است که پیشوای مسلمانان باید داشته باشد.
تردیدی نیست که پیامبر اکرم (ص) از نوع مناسبات حاکم بر روابط قبیله ای آن زمان اطلاع کافی داشتند و می دانستند که متقاعد کردن سران قبایل برای پذیرش چنین امری کار چندان ساده ای نیست و قبایلی که سالها شیخوخیت، ثروت و قدرت را معیار برتری و نشانه ی صلاحیت افراد برای پیشوایی می دانستند به این سادگی زیر بار پذیرش پیشوایی یک جوان با وجود تمامی فضائلش نخواهند رفت، کما این که رفتاری مشابه در موارد متعدد از خود بروز داده بودند. از طرفی مناسبات توأم با احترام اصحاب پیامبر(ص) با یکدیگر و همکاری تنگاتنگی که برای پیشرفت کارها و ترویج آیین جدید داشتند موجب شده بود که فرصتی برای طرح اختلافات و تفاوت های تعیین کننده پیش نیاید، هر چند پیامبر اکرم (ص) در مناسبت ها و موقعیت ها و شرایط خاص تلاش وافر داشتند که در جریان تجلیل از اصحاب خود و تقدیر از فداکاری هایشان به تفاوت ها و امتیازات آنها نیز اشاره داشته باشند و به آنها تفهیم کنند که پیشوایی مردم آن هم به عنوان جانشین پیامبر موضوعی نیست که بتوان از طریق چانه زنی های معمول آنچنان که پیرامون امور دنیوی رایج است به آن رسید، اما قبیله محوری و ضعف قدرت تحلیل از یک سو و رقابت تنگاتنگ اصحاب پیامبر(ص) برای تقرب به ایشان بر مبنای معیارهای رایج در آن زمان و تأکیدی که از سوی ایشان برای تحکیم اخوت و برادری مطرح بود، از سوی دیگر فرصتی را فراهم نمی آورد تا صراحت لازم در این خصوص به کار گرفته شود تا این که این چنین مسأله ای در آخرین حج و آخرین سال عمر پر برکت پیامبر(ص) با روشی غیر معمول مطرح شد. هر چند بعدها برخی چنین تجمع و فراخوانی را محملی برای اظهار محبت پیامبر (ص) نسبت به علی (ع) به منظور کند کردن تیغ انتقام بازماندگان افراد کشته شده در جنگ ها توسط علی (ع) دانستند اما بهره گیری از قدرت رایزنی و قضاوت علی (ع) در تنگناهای حکومتی و بحران های اجتماعی ظرف چندین سال حاشیه نشینی ایشان ثابت کرد که جمع کردن مسلمانان در غدیر خم با شرایطی که ذکر آن رفت ریشه در مصلحتی الهی داشته است. باید اذعان داشت آنچه موجب گردید که خلأ وجود علی (ع) در زمان خلفای راشدین علی الظاهر محسوس نباشد، آمادگی کامل ایشان برای ارائه ی راهکار و رایزنی و قضاوت و موشکافی مسائل بغرنج بدون سهم خواهی از قدرت و دست اندازی به بیت المال بود و علی (ع) همواره مورد مشورت بودند و حتی در مواردی هم که احساس می کردند ممکن است به نظر و دیدگاهشان به هر دلیل توجهی نشود یا راهکار مورد نظر ایشان تحت الشعاع اجماع اصحاب یا رأی شخصی خلیفه قرار گیرد باز هم از بیان حقیقت ابایی نداشتند. (ادامه…)

123