یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
در مکتب غدیر
متوقف کردن غیرمنتظره ی تمامی قبایل و شخصیت های به جا آورنده حج در آخرین سال حیات پیامبر(ص) و ایراد سخنرانی بر موضعی فراهم آمده از زین شتران با این هدف که شنوندگان سیمای پیامبر را در حین بیان یک موضوع ببینند و تردیدی در باره هویت گوینده آن نداشته باشند آن هم در شرایطی که کاروان ها برای جدا شدن از یکدیگر و قرار گرفتن در مسیر منتهی به مقصد خود شتاب داشتند و تعیین افرادی برای تکرار سخنان پیامبر (ص) با این هدف که تمامی حاضران در جریان محتوای سخنان ایشان قرار گیرند به زعم ما شیعیان معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که امر مهمی پیش آمده که به تأخیر انداختن آن و موکول کردنش به زمان دیگری امکان پذیر نبوده و اراده ای فوق اراده ی بشری برای ابلاغ چنین پیامی در کار بوده است. بررسی فحوای سخنان پیامبر (ص) و تحلیل جزء به جزء آن نیز مهر تأییدی است بر چنین باوری و آن این که هدف خداوند و پیامبر اکرم (ص) از تأکید بر چنین امر مهمی، یادآوری شرایط ویژه ای است که پیشوای مسلمانان باید داشته باشد.
تردیدی نیست که پیامبر اکرم (ص) از نوع مناسبات حاکم بر روابط قبیله ای آن زمان اطلاع کافی داشتند و می دانستند که متقاعد کردن سران قبایل برای پذیرش چنین امری کار چندان ساده ای نیست و قبایلی که سالها شیخوخیت، ثروت و قدرت را معیار برتری و نشانه ی صلاحیت افراد برای پیشوایی می دانستند به این سادگی زیر بار پذیرش پیشوایی یک جوان با وجود تمامی فضائلش نخواهند رفت، کما این که رفتاری مشابه در موارد متعدد از خود بروز داده بودند. از طرفی مناسبات توأم با احترام اصحاب پیامبر(ص) با یکدیگر و همکاری تنگاتنگی که برای پیشرفت کارها و ترویج آیین جدید داشتند موجب شده بود که فرصتی برای طرح اختلافات و تفاوت های تعیین کننده پیش نیاید، هر چند پیامبر اکرم (ص) در مناسبت ها و موقعیت ها و شرایط خاص تلاش وافر داشتند که در جریان تجلیل از اصحاب خود و تقدیر از فداکاری هایشان به تفاوت ها و امتیازات آنها نیز اشاره داشته باشند و به آنها تفهیم کنند که پیشوایی مردم آن هم به عنوان جانشین پیامبر موضوعی نیست که بتوان از طریق چانه زنی های معمول آنچنان که پیرامون امور دنیوی رایج است به آن رسید، اما قبیله محوری و ضعف قدرت تحلیل از یک سو و رقابت تنگاتنگ اصحاب پیامبر(ص) برای تقرب به ایشان بر مبنای معیارهای رایج در آن زمان و تأکیدی که از سوی ایشان برای تحکیم اخوت و برادری مطرح بود، از سوی دیگر فرصتی را فراهم نمی آورد تا صراحت لازم در این خصوص به کار گرفته شود تا این که این چنین مسأله ای در آخرین حج و آخرین سال عمر پر برکت پیامبر(ص) با روشی غیر معمول مطرح شد. هر چند بعدها برخی چنین تجمع و فراخوانی را محملی برای اظهار محبت پیامبر (ص) نسبت به علی (ع) به منظور کند کردن تیغ انتقام بازماندگان افراد کشته شده در جنگ ها توسط علی (ع) دانستند اما بهره گیری از قدرت رایزنی و قضاوت علی (ع) در تنگناهای حکومتی و بحران های اجتماعی ظرف چندین سال حاشیه نشینی ایشان ثابت کرد که جمع کردن مسلمانان در غدیر خم با شرایطی که ذکر آن رفت ریشه در مصلحتی الهی داشته است. باید اذعان داشت آنچه موجب گردید که خلأ وجود علی (ع) در زمان خلفای راشدین علی الظاهر محسوس نباشد، آمادگی کامل ایشان برای ارائه ی راهکار و رایزنی و قضاوت و موشکافی مسائل بغرنج بدون سهم خواهی از قدرت و دست اندازی به بیت المال بود و علی (ع) همواره مورد مشورت بودند و حتی در مواردی هم که احساس می کردند ممکن است به نظر و دیدگاهشان به هر دلیل توجهی نشود یا راهکار مورد نظر ایشان تحت الشعاع اجماع اصحاب یا رأی شخصی خلیفه قرار گیرد باز هم از بیان حقیقت ابایی نداشتند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آیندگان
جنگ، فریب، آتش‏سوزی جنگل‏ها، آب شدن یخ‏ها، تشدید خشونت‏ها، مهاجرت، تصادفات، سیل، زلزله، جنایات روزمره و پی‏درپی، بحران آب، طلاق و جدایی، بیکاری، اعتیاد، ولنگاری، تأثیرگذاری سریع شبکه‏های ماهواره‏ای و فضاهای مجازی و نهایتاً بیماری‏های نو به نو همه در پی نابودی انسان و سایر جانداران قد کشیده و قامت راست کرده‏اند…
به سرزمین‏های سوخته عراق، افغانستان، سوریه و یمن نگاه کنیم و به جنایات سعودی‏ها که با تشویق و تحریک آمریکایی‏ها انجام می‏شود و به کشتار کودکان، زنان و غیرنظامیان بی‏گناه که در آتش جهل و خودکامی دولت‏های دست نشانده می‏سوزند.
آیندگان به کدام گزینه‏ امیدافزای پیش رو دل خوش کنند؟
آیندگانی که در این فضای خشن، بیرحم و انتقام‏جو پرورش یافته و آموزش می‏بینند.
بشریت لجام گسیخته‏ای که دم از آزادی و حقوق بشر می‏زند، اما بیش از هر زمان دیگری برادر برادر را می‏کشد و سرش را همانند جاهلان متعصب قبل از بعثت برای خوش‏آمد اربابان در طبق می‏گذارد و در تصویرهای خشن و مشمئز کننده به تماشا می‏گذارد تا رعب و وحشت ایجاد کند که به او تعلیم کرده‏اند: «النصر فی الرعب» [پیروزی در ترساندن است]
این سلاح‏های مخوف گران‏قیمت که نان را از سفره فقرا می‏ربایند و پیراهن را از تن کودکان بیرون می‏آورند تا به لحظه‏ای شلیک شوند و هوا را به سموم نفس بیالایند، همان دست‏های آلوده به خونی را پر می‏کنند که به شگردهای عمروعاصی شریک دزدند و رفیق قافله.
آیندگان با کدام تن سالم و روح آرام سکاندار حیات کشتی‏های طوفان زده‏ای هستند که در امواج خروشان کسی را یارای نجات آنان نیست و همه چیز به قضا و قدر و تقدیر رقم می‏خورد؟
و اما بعد. (ادامه…)

12