سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
سرچشمه‌های احساس هم‌سرنوشتی
احساس هم‌سرنوشتی از جمله مؤلفه‌های اصلی وحدت و یکپارچگی ملی است به این معنا که تمامی کسانی که تابعیت یک کشور در شناسنامه‌ی آنها قید شده احساس کنند که برنامه‌ها، سیاستگذاری‌ها، موضع‌گیری‌ها، سیاست داخلی و خارجی و پروژه‌ها و نحوه‌ی تقسیم بودجه و همچنین مشارکت آنها در امور اجتماعی و سیاسی و اقتصادی، تنبیه‌ها و تشویق‌ها، واگذاری مسئولیت‌ها و تقسیم امکانات و … همه و همه در راستای حفظ منافع ملی و دفاع از حقوق آحاد شهروندان است. وقتی اتباع یک کشور احساس کنند که مسافر یک کشتی هستند انگیزه‌ی زیادی دارند که برای عبور بی‌خطر از اقیانوس فرصت‌ها و تهدیدها همکاری کنند. بدیهی است که نهادینه شدن فرهنگ مشارکت در گرو نهادینه شدن احساس هم‌سرنوشتی در تمامی افراد است. برای رسیدن به چنین حسی ساز و کارهای گوناگونی تعریف شده که بر اساس آن بحث تبعیت همگان از قانون اساسی، تفکیک قوا، انتخاب چهره‌های کلیدی مؤثر در اداره‌ی کشور از طریق انتخابات، به رسمیت شناخته شدن احزاب و گروه‌هایی که خاستگاه مردمی و جایگاه اجتماعی در خور اعتنایی دارند، استقبال از مشارکت اقلیت‌های دینی در تمامی امور، به کارگیری افراد متخصص و نخبه و در عین حال دلبسته به منافع ملی، توزیع عادلانه امکانات آموزشی، خدماتی، پزشکی و فرهنگی و امنیتی در جای‌جای کشور و … از لوازم ایجاد احساس هم‌سرنوشتی است. یکی از نشانه‌های عدم احساس هم‌سرنوشتی بی‌تفاوتی مردم نسبت به رویدادهایی است که با چاشنی فرصت و تهدید رخ می‌دهند. اینکه مردم در واکنش به یک فراخوان یا رویداد بگویند به ما مربوط نیست مفهومی جز این ندارد که خود را در منافع و مضرات آن شریک نمی‌دانند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
صلح مسلح یا جنگ
بعد از جنگ جهانی دوم که میلیون‌ها نفر از مردم بی‌گناه و با گناه از طرفین متحدین و متفقین کشته شدند و خانه‌ها، کارخانه‌ها، خیابان‌ها و بسیاری از مکان‌های شهری و روستایی بر اثر بمباران‌ها خراب شدند و شکست و پیروزی‌های دروغین امید حیات را از مردمان سلب نمود، متفقین بر آن شدند تا برای ایجاد صلح زمزمه محبت ساز کنند و کشورهای شکست‌خورده را مدیریت نمایند. آلمان دو پاره شد و هر یک تحت قیمومیت آمریکا و روسیه در آمد. ژاپن تحت سیطره آمریکا به میدان رقابت سرمایه‌گذاران و استعمار کارگران سختکوش ژاپنی تبدیل شد. ایتالیا پس از موسولینی نیز به گونه دیگری از محوریت سیاسی و اقتصادی باز ایستاد، امپراطوری عثمانی نیز که شیرازه‌ی آن در جنگ جهانی اول از هم پاشیده شده بود، تکه تکه شد و کشورهای نفت‌خیز خلیج فارس به جز عراق که تحت نفوذ روس‌ها قرار گرفت بقیه تسلیم کارتل‌ها و سرمایه‌گذاران آمریکایی شدند به گونه‌ای که پس از گذشت ۷۰ سال هنوز عربستان، امارات، کویت، قطر، عمان و حتی عراق قادر به دفاع از خود در برابر تهاجمات همسایگان و یا کشورهای غربی نیستند. (ادامه…)

طنز انتخاباتی
اسماعیل عسلی- سردبیر
آخر و عاقبت جر و بحث سیاسی
وعده یا همان قول، گونه‌ای برات لفظی است که مثل سایه‌ای آدمیزاد را دنبال می‌کند. از کجا معلوم شاید بابا آدم به ننه حوا وعده‌ی دو تا فرزند سالم داده ولی با تغییر شرایط یکی از آنها خط‌خطی از آب در آمد و دیگری را کشت! از آن زمان تاکنون همین‌طور وعده پشت وعده به خورد بنی آدم داده‌اند. بچه به امید شیر مادر به دنیا می‌آید اما پس از مدتی او را به شیر گاو می‌بندند! ما هر وعده غذا را به امید بزرگ شدن می‌خوریم اما ناگهان یک پراید ترمز بریده همه‌ی حساب و کتاب‌ها را به هم می‌ریزد و ما را در همان کوچکی آرزو به گور می‌کند. تمامی سیستم‌ها و دولت‌ها بر اساس وعده روی کار می‌آیند. صحن مجلس هم با وعده پر می‌شود نه با نماینده. تمامی نمایندگانی که رأی آورده‌اند مدیون مشکلات و کاستی‌های کشور هستند زیرا اگر مردم کم نداشتند به آنها برای رفع کمبودها رأی نمی‌دادند. خودمانیم، اگر کم و کاستی نباشد و همه چیز سر جای خودش باشد مگر ما دلمان درد می‌کند افراد درستکار را کنار بگذاریم و عده‌ای که حکم هندوانه‌ی سر نبریده دارند را جایگزین کنیم؟ اینجاست که باید گفت: کارتن‌خواب‌ها، مبتلایان به فقر و اعتیاد و حاشیه‌نشین‌ها در واقع هیزم تنور وعده‌های انتخاباتی هستند و اقشار آسیب‌پذیر برای کسانی که وعده‌ی روزهای بهتر را می‌دهند حکم گنج و زیرخاکی را دارند! لذا باید قدر زیر خط فقری‌ها را دانست. این مردم خصوصاً آنهایی که دستشان به جایی بند نیست برای بعضی‌ها حکم نردبان را دارند. (ادامه…)