سرمقاله
محمد عسلی
بهای امنیت
از پس میلیون‌ها سال اندیشه و عمل و سختی‌های بسیار، از جنگل‌خواری تا غارنشینی و از روستانشینی تا شهرآوری و مدنیت از آن زمان که توانستیم روی دو پا راه برویم و از حیوانات بیاموزیم که برای دسترسی بیشتر به آب و غذا چه باید بکنیم تا به اینک که فضا را تسخیر کردیم و با سرعت ماشین خود را و جهان را متحول کردیم آنچه برایمان اهمیت داشته در مرحله نخست امنیت بوده است. امنیت در اذهان عموم مردم یک تصور کلی است که همه چیز را شامل می‌شود.
امنیت جسمانی که سلامت تن را تضمین می‌کند و ما نام آن را بهداشت و درمان گذاشته‌ایم.
امنیت روانی که دربرگیرنده نیازهای بسیاری است تا از دغدغه و اضطراب خلاص شویم و به اصطلاح به خیال راحت برسیم. مانند امنیت شغلی، امنیت غذایی، امنیت مکانی، امنیت تحصیلی، امنیت سرمایه‌گذاری، امنیت سفر و بسیار موارد دیگر که ذکر تمامی آنها در این کوتاه نوشتار نمی‌گنجد… (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
هویتی که کشور را می‌سازد
از جمله دلایل بیکاری، تعریف غلطی است که در جامعه‌ی ما از کار در اذهان جا افتاده و اغلب تصور می‌کنند که کار یا باید اداری باشد که مستلزم استخدام و به کار گرفته شدن در چارچوب خاصی است و یا اینکه فرد باید مغازه یا شرکتی داشته باشد و یا اینکه به عنوان کارگر و متخصص در کارگاه‌ها یا کارخانجات به کار گرفته شود. یا به کشاورزی و دامداری مشغول باشد. کسانی هم از طریق واسطه‌گری و خرید و فروش قاچاق امرار معاش می‌کنند تا بیکار نباشند. در حالی که اگر عموم مردم با تعریف علمی و منطقی کار آشنا باشند می‌توانند با توجه به تبحر، علاقه و سرمایه‌ی اندکی که دارند مثل بعضی از افراد خودشان را مشغول کنند. از منظر اقتصادی کار یعنی ایجاد ارزش افزوده. فرضاً وقتی شخصی یک قطعه چوب را به مجسمه تبدیل می‌کند ارزش چوب را افزایش داده هر چند از حجم و وزن آن کاسته است. وقتی چرم به کفش و پشم به قالی تبدیل می‌شود شاهد ایجاد ارزش افزوده هستیم. مسئله‌ی دیگری که در پیوند با کار خیلی مهم است اینکه مردم بدانند می‌توانند سهمی هر چند اندک در ایجاد ارزش افزوده داشته باشند. زمانی که هر قطعه‌ای از یک ساعت در خانه‌ای ساخته می‌شود نیز کاری صورت گرفته است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آه از آن مست که با مردم هشیار چه کرد
خشم ناشی از عقده‌های فرو خورده در دل کینه‌توزانه وقتی سر وا می‌کند به عملیات کوری منجر می‌شود که چونان رعد و برق، تر و خشک را می‌سوزاند و حاصل آن آسیب‌های روانی و دفاع مسلحانه‌ای است که جامعه را به واکنش و عکس‌العمل ترغیب می‌کند.
ترور با انگیزه‌های انتقامجویانه در ذهن تروریست شکل می‌گیرد و آنها را تحریک می‌کند تا در فرصت مناسب چونان تیر از چله کمان رها شوند و به هدف اصابت نمایند.
تروریسم در هر نقطه از جهان و به هر دلیل و با هر هدفی باشد از دیدگاه اخلاق طبیعی و اسلام مقبول و پسندیده نیست. زیرا اولاً وضعیت دفاع را از انسان مورد هدف سلب می‌کند.
ثانیاً فرصت گریز و دفاع را نمی‌دهد.
ثالثاً چه بسا افراد بی‌گناهی هدف قرار می‌گیرند که حتی مورد نظر تروریست هم نیستند. (ادامه…)