سرمقاله
محمد عسلی
غدیر و ماهیت حکومت امام علی(ع)
آبگیری که نام غدیر را در تاریخ اسلام ماندگار کرد نمی دانست که در آن صحرای برهوت وقتی در حجه الوداع بر سر راه پیامبر اسلام(ص) قرار می گیرد نقطه عطفی در تاریخ خواهد شد که هرگاه نامی و نشانی از عدالت و پرهیزکاری حاکمی به میان آید، آن جایگاه هم در اذهان مسلمانان تداعی خواهد شد و هر زمان اوراق تاریخ کینه ها، حسادت ها، مخالفت ها و جنگ های داخلی باز و بسته شوند با نام غدیر رقم می خورند.
عدالت و عدالت محوری در طول تاریخ پیوسته منشأ قیام ها، نهضت ها، انقلابات و اعتراضات بوده است زیرا سردمداران قدرت، هیچ وقت با عدالت و تقوی میانه خوبی نداشته اند، چون عدالت خواهی مهار قدرتمندان و مهمیز ستمگران بوده است.
ژان ژاک روسو در کتاب قراردادهای اجتماعی بر این باور است که: «قدرت فی نفسه فسادآور است، کسی که برای ولایتعهدی آماده می شود همه شرایط جمع است تا به فساد کشیده شود…»
راستی کدام قدرت فسادآور است؟ قدرتی که در یک فرد به نام شاه، یا رئیس جمهور و یا حاکم کشوری متمرکز است یا قدرتی که در آحاد مردم به نام قدرت ملی و مردمی نهادینه شده است؟
وقتی امام علی(ع) در رأس حکومت اسلامی قرار می گیرد و در پاسخ اصرار برادرش عقیل برای دریافت سهم بیشتری از بیت المال با سیخ داغ او را از آتش جهنم می ترساند تا دیگر اصرار نکند علی(ع) صاحب یک قدرت مادی نیست، بلکه او دارای قدرتی معنوی و عقلانیت اخلاقمداری است که حکومت را از عطسه بزی بی ارزش تر می داند و می گوید اگر خواست و اصرار مردم نبود که این بار سنگین بر دوش من باشد به آن تن نمی دادم. (ادامه…)

یک مسیر میانبر
طنز
جانم برایتان بگوید، تلاش برای فهم دلایل بسیاری از رخدادهای سیاسی ممکن است تا ده¬ها بلکه هزاران سال هم به نتیجه نرسد و صدها هیات تحقیق و تفحص هم پس از ده¬ها هزار جلسه و صرف چند تن چای و شیرینی و دریافت هزینه¬ی چانه¬زنی و حق سکوت و رایزنی به جایی نرسند، چرا که کار سیاسی مثل کارهای دیگر الکی نیست که شفاف و بی¬حساب و کتاب باشد. می¬گویید نه! بیایید جای امام موسی صدر را به من نشان بدهید و بگویید چه کسی به دستور چه کسانی قذافی را کشت!! آمریکایی¬ها گفتند که بن لادن را کوسه¬ها خورده¬اند ولی در فضولات هیچ کوسه¬ای تاکنون اثری از استخوان¬های این معمار فتنه¬ی قرن بیست و یکم یافت نشده است! چند تا از این کوسه¬ها هم که دهانشان بوی بن¬لادن می¬داد بعدها ضمن تاکید بر مخفی ماندن نام و هویتشان اعتراف کردند که وادار به جویدن آدامسی آغشته به ژن خریت شده¬اند؛ عقل هم می¬گوید بعید است لقمه¬ی گلوگیری چون بن لادن گوشت تن کوسه-ها شده باشد. چه کسی باور می¬کند استالین با آن همه قساوت قلب و درندگی روزگاری در آرزوی کشیش شدن بوده است، جالب اینجاست که هنوز برخی تصور می¬کنند انقلاب اکتبر روسیه را یهودی¬ها به راه انداخته¬اند. به حق چیزهای نشنیده! من آخر نفهمیدم نتیجه¬ی این همه بگیر و ببند و یقه پاره کردن¬ها و گریبان جر دادن¬ها در پاکستان چه بود و طالبان چه نسبتی با اسلام داشتند که از صغیر تا کبیر اهل سیاست از این گروه تبری می¬جویند و در عین حال در کمال پررویی به آنها اسلحه می¬فروشند و آنها نیز در کمال سلامت به کشتار خلق¬الله و خانه¬نشین کردن زنان مشغولند؟ (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
آزادگان و آزردگان
آزادی و حریت صفتی است که چون به باور در آید و در اندیشه و فعل آدمی نهادینه شود منشأ بسیاری از تحولات خواهد بود که شجاعت و پایمردی را سبب آزادگی خوانده‌اند.
امروز در افکار عمومی ملت ما، آزادگان به رزمندگانی اطلاق می‌شود که سالیانی چند با زجر و شکنجه و عذاب به اسارت سربازان بعثی عراق درآمدند و در شرایط بسیار سخت زندان مدت‌ها دوام آوردند و پس از خاتمه جنگ به کشور بازگشتند.
این آزادگان آزرده خاطر که جان بر کف در جنگ تحمیلی ۸ ساله مجاهدت‌ها و ایثارگری‌های بسیار از خود نشان دادند هر یک به سرمایه و قدرتی ماننده‌اند که گرچه بعضاً فراموش شده و آفتابی نمی‌شوند اما حقی بزرگ بر گردن ایران و ایرانی دارند زیرا متحمل بار سنگین اسارت شده و اینک بعضاً به درد خو کرده و نام دوا نمی‌پرسند.
گرچه در میادین شهرها کمتر نشانی از آنهاست و در کتاب‌ها نیز به ندرت نام و نشانی از آنها داریم اما هر وجب خاک میهن که توسط آنها و دیگر رزمندگان جانباز و شهدای سرافراز از چنگال دشمن رها شده باشد نقش پررنگ آنها را نمی‌توان از خاطره‌ها زدود. (ادامه…)