سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دست بجنبانید
حرف و حدیث‌های تغییر نرخ بنزین ظرف دو دهه‌ی گذشته ماه‌های پایانی هر سال را در آستانه‌ی ارائه و تصویب بودجه به خود اختصاص می‌دهد و همواره بین برخی از دولتمردان و مجلسی‌ها و کارشناسان اقتصادی بر سر این که آیا اساساً یارانه دادن به بنزین و برخی از اقلام ضروری و استراتژیک کار درستی است یا نه شاهد بروز چالش‌هایی هستیم. امسال که این قضیه با افزایش نرخ دلار و تشدید تحریم‌ها گره خورده به حساسیت این موضوع افزوده شده است. وقتی از منظر اقتصادی خصوصاً اقتصاد آزاد که در آن پرداخت یارانه‌های دولتی به کالاهای مصرفی امری نکوهیده و مانع توسعه تلقی می‌شود به این موضوع نگاه می‌کنیم، ناگزیر می‌پذیریم که اساساً تخصیص یارانه شاید در شرایط جنگی برای عبور از بحران‌های ناشی از آن تا حدودی قابل توجیه باشد اما به طور کلی کار درستی نیست چرا که اولاً موجب می‌شود مردم درک واقع‌بینانه‌ای از ارزش واقعی کالاهای استراتژیک نداشته باشند و صرفه‌جویی برای آنها توجیهی نداشته باشد و ثانیاً کالایی که یارانه می‌گیرد کالایی رقابتی نیست که بتواند در بازار جهانی عرض اندام کند زیرا نرخ آن واقعی نیست مگر این که بخواهیم مانند پراید آن را به نصف قیمت واقعی برای پز دادن به همسایگان خود بفروشیم! از همه‌ی اینها گذشته وقتی به یک کالای ضروری یارانه تعلق می‌گیرد امکان قاچاق و سوءاستفاده از آن بسیار زیاد است کما این که بنزین و نان و گندم حتی گاه از مبادی رسمی قاچاق می‌شود. کارخانجات خودروسازی داخلی را در نظر بگیرید که اگر یارانه‌های دولتی را از آنها بگیریم حتی ۶ ماه هم نمی‌توانند دوام بیاورند. همین یارانه‌ها و تنگناهای گمرکی که بر واردات خوردوهای خارجی بسته‌اند سایپا و ایران خودرو را سر پا نگه داشته است و چنین کارخانجاتی نه از لحاظ کیفی و نه در بحث ارزآوری هرگز به جایی نمی‌رسند و به پیشرفت صنعت خودروسازی در ایران نیز کمکی نمی‌کنند زیرا بالای ۵۰ درصد از قطعات اصلی آنها وارداتی و مونتاژ است به طوری که سخن گفتن از خودرو ملی را گزافه‌گویی جلوه می‌دهد! از این مقوله که بگذریم تقسیم یارانه در ایران هیچ گاه عادلانه و هدفمند نبوده است. برای نمونه در شرایطی که نزدیک به ۶۰ درصد مردم فاقد خودرو هستند سهم این ۶۰ درصد از یارانه بنزین چیزی جز تولید آلودگی و تحمل ترافیک و اعصاب خردی و منابعی که نابود می‌شود نیست! ضمن این که سالانه میلیاردها تومان از طریق قاچاق و مصرف بی‌رویه بنزین به هدر می‌رود. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
فرهنگ درمانی به شیوه استاد ناصر امامی
هر چند بارها از ابراز لطف و محبت معاون فرهنگی بیمارستان قلب کوثر شیراز جناب استاد ناصر امامی اهالی فرهنگ و اینجانب برخوردار بوده‌ایم و بارها اتفاق افتاده راهی بیمارستان‌های مختلف شده‌ام اما در فرصتی کوتاه بر حسب اتفاق با جناب ایشان در محل معاونت فرهنگی بیمارستان کوثر ملاقاتی داشتم که سخن از فرهنگ درمانی رفت و اقداماتی که ظرف ۲۲ سال عمر بیمارستان کوثر در خصوص فرهنگ درمانی و نحوه ارتباط و برخورد با بیماران و همراهان ایشان توسط معاونت فرهنگی و ابواب جمعی آن صورت گرفته است که برایم جالب و تأثیرگذار بود.
و اما بعد:
استاد ناصر امامی شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار و ادیب که سالیان عمر را در مرکز دایره فرهنگ فارس گذرانده و در این راه پرفراز و نشیب موی سپید کرده است بعد از گذر از هشتاد سالگی هنوزا هنوز شور و شوق ادیبانه، او را در محور اقدامات انسان‌دوستانه فرهنگی قرار داده و در یکی از شلوغ‌ترین بیمارستان‌های قلب که کوثرش نامیده‌اند علاوه بر جذب خیرین به عنوان یکی از اعضای هیأت امنای بیمارستان حضوری جدی در عرصه‌ی فرهنگ درمانی دارد.
فرهنگ درمانی بدین معنی که توانسته در نحوه تعاملات و رفتار کارکنان بیمارستان با بیماران و همراهان آنها به منظور رضایتمندی آنها تأثیرگذار باشد. تشکیل نمایشگاه کتاب و فروش کتاب‌های مورد لزوم در اوقات فراغت با موضوعات راهنمایی‌های پزشکی، ایجاد فضای شاد و با نشاط از طریق ارتباط مهربانانه با بیماران، انتشار بروشورهای آسان فهم پزشکی در موضوعاتی که معمولاً بیماران با آنها مواجهند و در دسترس رایگان قرار دادن آنها در محل‌ها و جعبه‌های مناسب مقابل دید منتظرین.
تشکیل جلسات عدیده با کارکنان در جهت هدایت فرهنگی رفتارها و برخوردهای آنها با بیماران و همراهان آنها تنها بخشی از اقدامات التیام‌آوری است که به لحاظ روانی و رضامندی خاطر بیماران بسیار مؤثر است. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
روز توافق و هم افزایی
انسان موجود پیچیده‌ای است و زمانی که این پیچیدگی در رفتار او نمود پیدا می‌کند شاهد تناقض‌هایی عینی هستیم که کنار آمدن با آنها چندان آسان نیست. تصور این که تلفیق رفتارهای پیچیده انسان‌ها در جریان مناسبات اجتماعی و تعاملات سیاسی و اقتصادی منجر به شکل‌گیری معجونی درهم تنیده شود و در قالب باورها، نمادها، فرهنگ‌ها و آیین‌ها و رویدادها و خلاقیت‌ها و ساخت و سازها و حتی ویرانگری‌ها و جنگ‌ها خود را نشان دهد، دشواری گذران زندگی که برآیند رفتارهای بعضاً نامتجانس است آشکار می‌گردد. اینجاست که نمی‌توان با اطمینان کامل به انگیزه‌ها و اهداف اولیه شکل‌گیری نظام‌های خانوادگی و حکومتی و تشکل‌های منطقه‌ای و نهایتاً سازمان‌های برآمده از دل جامعه‌ی جهانی اعتماد کرد زیرا هیچ تضمینی وجود ندارد که بنیاد یک جامعه، نهاد و سازمان تحت تأثیر رفتارهای متناقض دچار فروپاشی و استحاله نشود و هزینه‌ها و نیروهای صرف شده برای رسیدن به یک مقصود یکدیگر را خنثی نکنند. همین سازمان ملل متحد را در نظر بگیرید که از ابتدا با هدف جلوگیری از جنگ و جنایت‌های غیرانسانی و نسل‌کشی و نقض حقوق بشر و نژادپرستی با عزمی بین‌المللی شکل گرفت اما به تدریج دستخوش سهم‌خواهی کشورهای قدرتمند شد به طوری که هم اکنون حتی پیشگامان شکل‌گیری این نهاد نیز به ناکارآمدی آن برای حل مسائل جهانی و منطقه‌ای اذعان دارند. وقتی از حال به گذشته برمی‌گردیم درمی‌یابیم که محصول تلاش‌های هدفمند مصلحان جهانی و شخصیت‌های آسمانی نیز به مرور زمان تحت تأثیر گرایش‌های قومی و قبیله‌ای و منافع فردی و گروهی و خرده فرهنگ‌ها و قدرت‌طلبی‌ها و تحریف‌ها و بدعت‌ها در معرض آسیب‌های فراوان قرار گرفته و به تجزیه و شکل‌گیری مذاهب و فرقه‌سازی‌ها منجر شده است به طوری که هیچ مذهب و زیرشاخه‌ی وابسته به ادیان گوناگون از افراط و تفریط در امان نیست و از اغلب آموزه‌ها و معیارهای دینی تنها نامی برجای مانده و اکثریت قریب به اتفاق پیروان ادیان آسمانی از دستاوردهای معنوی دین و ارمغانی که باید برای آنها داشته باشد سهم چندانی ندارند و در خوش‌بینانه‌ترین حالت رد پای حقیقت را باید در آثار مکتوب و روایات تاریخی آن هم در صورتی که به اغراق آغشته نشده باشد جستجو کرد در نتیجه مدعیان تبعیت از پیامبرانی که عمر عزیز خود را صرف بسترسازی برای همزیستی مسالمت‌آمیز انسان‌ها کردند هم اکنون باید شاهد جنگ و خونریزی زیر سایه پرچم‌های گوناگون باشند. (ادامه…)