سرمقاله
محمد عسلی
جنگ‌طلبان صلح‌گو
طرح خاورمیانه جدید دولت‌های آمریکا که با جنگ و خونریزی شروع شد با صلح تمام نمی‌شود زیرا قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد.
دولت کنونی آمریکا و دولت اسرائیل تمایلی به صلح در منطقه ندارند زیرا منافع آنها اعم از منافع سیاسی و اقتصادی با صلح تأمین نمی‌شود.
دولت آمریکا و انگلیس که در واقع یکدل و یک‌زبانند با ایران‌هراسی و اسلام‌ستیزی توانسته‌اند به اهداف زیر نائل آیند.
یکم ترغیب و ترساندن اعراب به ویژه کشورهای عربستان، امارات و بحرین از پیشرفت‌های نظامی و محبوبیت انقلاب ایران در کشورهای اسلامی به ویژه در میان ملت‌های مسلمان به منظور غارت و چپاول دارایی‌های آنان به بهانه فروش اسلحه و حمایت در مقابل ایران.
دوم طرح دوستی اسرائیل با اعراب با این استدلال که نفوذ و خطر ایران در منطقه امروز بیشتر از تجاوز و نفوذ اسرائیل است بدین منظور که کشورهای منطقه در صورت بروز جنگ پایگاه نظامی در اختیار اسرائیل قرار دهند و چه بسا که تاکنون به چنین توافقی رسیده باشند و یا برای تخریب اقتصاد ایران هزینه کنند.
سوم بی‌اعتبار کردن دولت‌های عربی در رابطه با عدم دفاع و حمایت از فلسطینیان که بالطبع کشورهای اسلامی را از حمایت عربستان در صورت لزوم دچار تردید و انفعال خواهد کرد.
و اما بعد: (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
بایست‌ها و نبایست‌ها
از جمله نشانه‌های بلوغ یک انقلاب وقوف مجریان و اداره‌کنندگان کشور به نقاط قوت و ضعف آن است تا همانگونه که دشمنان با دستاویز قرار دادن نقاط ضعف به تخطئه‌ی نقاط قوت می‌پردازند، مسئولین و مردم نیز با بهره‌گیری از نقاط قوت، نقاط ضعف را برطرف کنند چنین شناختی به تعیین جایگاه کشور روی محور زمان می‌انجامد و ضمن توانا ساختن مردم برای مقایسه‌ی حال با گذشته، به ترسیم دورنمای آینده نیز کمک می‌کند. نقاط قوت کشور ما پتانسیل‌هایی است که از آن برخورداریم. از فرهنگ کهن، منابع زیرزمینی، موقعیت ژئوپلتیک، تنوع فرهنگی و آب و هوایی گرفته تا نیروی انسانی مستعد که به اذعان صاحب‌نظران و مجریان منصف آنچنان که باید و شاید از آنها بهره نگرفته‌ایم و این بهره نگرفتن و یا غفلت از چنین امکاناتی تنها سر در آبشخور نتوانستن‌ها و نخواستن‌ها نداشته است بلکه گاه به دلیل این که از جهات گوناگون ما را در موضع دفاع قرار داده‌اند و تلاش کرده‌اند اولویت‌های ما را تغییر دهند، ناخواسته به راهی قدم گذاشته‌ایم که جایی در برنامه‌های ابتدایی ما نداشته است. بزرگترین دلیل بر این که دست یازیدن به برخی اقدامات جایی در دکترین اداره کشور نداشته، اجتناب از تکرار و یا تعدیل آن بوده است. انقلاب را باید به انسانی تشبیه کرد که دوران طفولیت، کودکی، نوجوانی و جوانی را پشت سر می‌گذارد تا به بلوغ و مرحله‌ی خود بسندگی می‌رسد. طبیعتاً زمانی که یک کودک و نوجوان از حمایتی همه‌جانبه برخوردار نباشد برای حراست از خود خصوصاً در بزنگاه‌هایی که مورد تهدید واقع می‌شود برای دور شدن از تیررس عوامل تهدیدکننده ناگزیر به اتخاذ تصمیماتی شتابزده است. ناگفته پیداست که چنین تصمیماتی اگر چه ممکن است از جهاتی در کوتاه مدت مصونیت بخش باشد اما نمی‌توان تأثیرات منفی درازمدت آن را انکار کرد. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
تفاوت کنفرانس ورشو و کنفرانس گوادلپ
عجب زمانه‌ای است ظرف ۴۰ سال در دنیا اتفاقاتی افتاده که آدم باید به عقل عقلا هم شک کند.
وقتی اکثریت قاطع مردم ایران فریاد زدند که ما شاه نمی‌خواهیم و برای راندن شاه از ایران در مقابل توپ و تانک و مسلسل سینه سپر کردند و شهدای پیشتازی را تقدیم انقلاب کردند هم شاه، هم آمریکا و هم اروپاییان به این نتیجه رسیدند که راهی جز خروج شاه از ایران نیست لذا در ژوئن ۱۹۷۹ و در محل گوادلپ رؤسای جمهور آمریکا، فرانسه، انگلیس و آلمان متحداً پذیرفتند که شاه ایران در وضعیتی قرار گرفته که قابل حمایت نیست و نمی‌توانند همانند گذشته او را به عنوان متحد و شریک خود در مسند شاهی ایران نگهدارند.
تیر خلاص را سولیوان سفیر آمریکا در کاخ سعدآباد به سمت شاه رها کرد و به وی نظر آمریکا را ابلاغ نمود که چاره‌ای جز فرار از ایران ندارد.
امام خمینی از فرانسه راهی ایران شد و دولت موقت را با نخست وزیری بازرگان تشکیل داد. (ادامه…)