سرمقاله
محمد عسلی
رابطه توسعه سیاسی و عمرانی و نیازهای انسانی
بر اساس یافته‌های تاریخی و آثار به جای مانده از انسان‌ها در دوره‌های مختلف تاریخی تمدن‌های آغازین نخست در کنار رودها بنا شده‌اند. نهرها و رودخانه‌هایی که نیاز انسان‌ها را برای دسترسی به آب آسان می‌کردند. تمدن‌های کهن، از جمله تمدن مصر، هند، ایران، چین، بین‌النهرین و بابل و … همه در کنار و یا در نزدیکی رودهای بزرگ بنا شده‌اند.
پس آب نیاز اولیه انسان‌ها و هر موجود زنده دیگر است و از آب، نان حاصل می‌شود. بهداشت و ساخت و ساز پدید می‌آید و هوا برای نفس کشیدن و ابر و باران برای امید بستن به آسمان و زمین.
و اما بعد:
وقتی با نیروی برق آب از اعماق زمین به داخل لوله‌ها سرازیر شد و دورترین نقاط در هر خانه و مأوایی به یک چشمه همیشه جوشان تبدیل گشت با خود نیازهای دیگر را رفته رفته ایجاد نمود تا روستاها به راه صاف و مهندسی دسترسی داشته باشند و برق خانه‌های آنان را روشن کند و چون برق می‌تواند یخچال و تلویزیون و گیرنده‌های پیام‌ها را راه‌اندازی کند گذشته از شهرها، روستاها هم نیاز خود را در آن می‌بینند که در پشت‌بام خانه‌هایشان آنتن ماهواره و تلویزیون نصب کنند و روی فرش‌های ماشینی که ارزان‌تر است بنشینند و از ظروف پلاستیکی استفاده کنند و به نوعی زندگی شهرنشینی را در روستاها تجربه کنند.
پس به هر میزان که توسعه اقتصادی و عمرانی اتفاق بیافتد و رشد داشته باشد به همان نسبت نیازها افزون می‌شود و سطح توقعات و خواسته‌ها بالا می‌رود. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
اگر سر بچرخانیم
لذت زندگی در فهم مقتصدانه و مبتنی بر بهره‌وری که به کیفی‌سازی آن منجر می‌شود نهفته است. برای نزدیک شدن به مفهوم این گزاره‌ی کوتاه کافی است نقبی بزنیم به خاطرات کسانی که از گذشته‌های نه چندان دور سخن می‌گویند و با آنچنان احساس رضایتمندانه‌ای از خوردن غذایی ساده حرف می‌زنند که هر کس نداند فکر می‌کند بر سر سفره‌ای می‌نشسته‌اند که انواع اطعمه و اشربه و حبوبات و بقولات و میوه‌جات به وفور در سفره بوده و خوانی سرشار از لذیذترین خوردنی‌ها را پیش رو داشته داشته‌اند اما وقتی دقیق می‌شوی می‌بینی که نان و ماست و خرما یا نان پنیر یا ترید کشکی بیشتر بر سر سفره نداشته‌اند اما همین خوردنی‌های مختصر و ساده را با نشاط و احساس رضایتمندی و سرخوشی نوش جان می‌کرده و سپس با انگیزه‌ای بالا به کار و تلاش و فعالیت می‌پرداختند و از چربی بالا و دیابت و گرفتگی عروق و نقرس و ام‌اس و هزار کوفت و زهر مار دیگر هم بی‌خبر بوده‌اند و آسوده خاطر!!
به راستی که تمام لذت دنیا در همین احساس خرسندی و رضایتمندی از داشته‌ها پنهان است. گاهی چنین احساس و برداشتی از زندگی با کمترین امکانات حاصل می‌شود و در اغلب اوقات نیز افزون‌خواهی و آزمندی، مانع بزرگی بر سر راه احساس خشنودی از زندگی است. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
بهزیستی و اما و اگرها
اگر بعد از هزاران سال بتوان در یکی از کرات آسمانی شرایط زندگی را برای بشر و سایر حیوانات مناسب تشخیص داد، آن وقت سیاره‌ای را کشف کرده‌ایم که شرایط زمین را دارد.
یعنی آب، هوا، خاک و هر آنچه در آن است می‌تواند ما را راضی کند که در آنجا نفس بکشیم رشد کنیم، تغذیه مناسب داشته باشیم، استراحت کنیم و نهایتاً عشق بورزیم. پس به قول حافظ عزیز: «آنچه خود داریم ز بیگانه طلب می‌کنیم…»
و اما بعد:
هر چند تضمینی برای تلاش‌های بشر در راه یافتن به سیاره‌ای مانند زمین نیست در صورتی که چنین توفیقی دست دهد، بعد از طی کردن فاصله‌های نوری شاید یکی یا چند نفر بتوانند پای به چنین سرزمینی بگذارند.
همین اندیشه و نتیجه‌گیری از آن کافی است تا قدر زمین را بدانیم و قبل از آنکه با هزینه‌های بسیار به دنبال سیاره دیگری بگردیم که در آن آب و هوای مناسب حالمان باشد در اندیشه حفظ زمین از آلودگی‌ها، کند و کوب‌ها و خرابی‌های ناشی از ترکش بمب‌ها و خمپاره‌ها باشیم که اگر چنین کنیم اول قدم را در راه بهزیستی برداشته‌ایم. زندگی در مکانی ممکن است که آب و هوا و خاک آن آلوده نباشد. (ادامه…)