سرمقاله
محمد عسلی
جناب استاندار بخوانند
بهترین جواب به آمریکا
امام جمعه کازرون در خطبه نماز جمعه اخیر گفت بهترین جواب به آمریکا حل مشکلات کشور است. بی¬شک این مهمترین موضوعی است که نجات کشور به آن وابسته است و مردم هم جز این نمی خواهند که مشکلاتشان حل شود.
سوال؟
ما چه مشکلی داریم؟
به نظر می رسد عمده مشکل کشور ما از دیرباز تاکنون مدیریت هرمی است. مدیریتی که ضابطه مند نیست و بیشتر رابطه مند است. مدیریتی که در آن خلاقیت، هوشمندی، دانش¬آوری و مسئولیت پذیری کم است. بیشتر مدیران بر این باورند که کار جهادی می کنند به واقع راست هم می گویند. از وقت خانواده و تفریح و استراحت هم برای رتق و فتق امور مردم استفاده می کنند اما آنچه مهم است نتیجه است نتیجه¬ای که نه چندان مقبول است و نه چندان مطلوب و بعضا پر از اشتباه است. ببینیم کدام مدیران را بیشتر تشویق کرده ایم مدیرانی که چراغ اتاق کارشان تا نیمه های شب روشن بوده و گاه پشت میز کار خوابشان برده! آیا مدیریت یعنی این؟ (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
گستره رونق تولید
همگامی مردم با برخی شعارها ریشه در پیوند آن با زیرساخت¬های زندگی و تاثیر مثبت تحقق آن بر حال و آینده¬ی کشور دارد اما مهمترین موضوع در رابطه با رونق تولید که به عنوان شعار سال مطرح گردیده درک صحیح و همه جانبه از آن است.
ما وقتی از رونق تولید سخن می¬گوییم باید توجه داشته باشیم که تولید به خودی خود رواج پیدا نمی¬کند مگر این که زیرساخت¬های آن فراهم باشد و فهم این مسئله باید بیش از همه مطمح¬نظر قانونگذاران در مجلس قرار گیرد به طوری که در همان ابتدای سال فراکسیون¬های مختلف که خروجی رایزنی¬ها و مصوبات آنها می¬تواند موانع قانونی رونق تولید را از سر راه بردارد زنگ حرکت به سمت تحقق شعار سال را به صدا درآورند.
به موازات آن دولت نیز که بهره¬های فراوانی از رونق تولید می¬برد و می-تواند مالیات بیشتری دریافت کند و عملکرد خود درخصوص رشد اقتصادی را ترمیم کند و با کاهش آمار بیکاری شاهد رضایتمندی مردم باشد به میدان بیاید. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
رهاورد سیل!
سیل آمد: سیل. سیلی کم سابقه که پیران روزگار گذشته و حال به یاد ندارند. خرابی¬های بسیار رساند، خانه¬ها را خراب کرد، راه¬ها را درهم پیچید، دکل¬های برق را از جا کند. مثل یک طوفان سهمگین. جادویی بود. گویی آسمان با زمین جنگی نابرابر داشت که پس از سالها عقده¬اش ترکید و گریست چنانکه همه را و همه چیز را آب برد. آبی که هم نعمت شد و هم زحمت افزود.
سیل آمد، سیل با باران و یا باران با سیل. فرقی نمی¬کند تا بالاخره آمد چنانکه برکه-ها را که هیچ دریاچه ها را هم سیراب کرد و سدها را در برابر حجم خود ناتوان ساخت. کارشناسان هواشناسی علت¬ها را به زعم خودعلمی بیان کردند تا بدانجا که گفته شد لکه های خورشیدی بعضاً محو شده¬اند و یا همه لکه¬ها در گوشه¬ای نجواگرند روی چشم خورشید و چشمه را بازگذاشته¬اند تا آب¬های اقیانوس¬ها را تبخیر کنند و بفرستند به سوی خاورمیانه
خاورمیانه بلازده از جنگ و خشکسالی و فقر…اما چشم شما چه پنهان که اینجا سیل¬ها علاوه بر آنکه ترسالی را به ارمغان آورد و امیدی در دل زمین¬های بایر انداخت بسیار اشک¬ها را نیز جاری کرد تا چشم روستائیان و کشاورزان مزرع سبز فلک را از یاد ببرند و به فلک تنبیهی آسمان بیاندیشند که کاسه و کوزه و فرش را هم آب با خود برده در چادری یا زیر سقف آسمان بارانی، تماشاچی اندوخته خود هستند که به دریا می رود.
و اما بعد؛ (ادامه…)