سرمقاله

اسماعیل عسلی

تولید ملی، پرچمی که باید آن را برافرازیم

بالا رفتن بسامد بهره‌گیری از اصطلاح اقتصاد مقاومتی در شعار سال که به منزله‌ی نگاه راهبردی به سیاست‌های مؤثر در پیشبرد امور در جهت تحقق آرمان‌های ملی است بیانگر چربش سهم اقتصاد در تحلیل‌هایی است که سر در آبشخور گونه‌ای واقع‌بینی ناشی از درک شرایط خطیر کشور دارد.

بی‌گمان اگر به سهم قوای سه‌گانه و نهادها و سازمان‌های مستقل از دولت که هر کدام ایفاگر نقشی غیرقابل انکار در تدبیر امور کشور هستند وقوف کامل داشته باشیم درمی‌یابیم که دولت تنها یکی از مخاطبان توصیه‌هایی است که معطوف به اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال است و این مهم بدان معناست که نمی‌توان تنها دولت را در پیوند با این موضوع پاسخگو دانست. از این جهت نهادها و سازمان‌هایی که در عین برخورداری از بودجه‌های کلان، فعالیت‌های اقتصادی خارج از دایره‌ی تحت نظارت دولت دارند نیز باید سهمی در این پاسخگویی داشته باشند. اصولاً در قضیه‌ی ارزیابی عملکردها در راستای تحقق اقتصاد مقاومتی مطالبه‌گری را باید صرفاً به مردم و رسانه‌هایی که افکار عمومی را نمایندگی می‌کنند واگذار کرد. اصولاً اگر نهادهایی که باید پاسخگوی عملکرد خود باشند صرفاً به این دلیل که در عمل و بحث اختیارات تابع برنامه‌ریزی‌های دولتی نیستند و مستقل عمل می‌کنند بخواهند نقش مطالبه‌گر را در این زمینه ایفا کنند و دولت را طرف مقابل خود تلقی نمایند، در کماکان بر همان پاشنه خواهد چرخید زیرا دولت تنها زمانی می‌تواند پاسخگوی تمامی نتایج حاصل از فعالیت‌های اقتصادی باشد که حداقل شاهد برخی موازی کارها و رفتارهای خودسرانه‌ای که بر روند اقتصاد کشور تأثیرگذار است نباشیم. (ادامه…)

سرمقاله

محمد عسلی

شیراز را بهتر بشناسیم

شیراز را بالقوه توانایی‌هاست که بعضاً بالفعل نشده است. هر آنچه به ظاهر از میراث‌های باستانی، فرهنگی و علمی به جای مانده‌اند. بسیاری از گردشگران و مسافران، حتی ساکنان شیراز آنها را در طرح، رنگ، نقش و هنر معماری یا سایر هنرهای دیگر می‌بینند اما این‌ها همه‌ی شیراز نیستند.

شیراز را در گذشته‌های دور جانی بوده است و روان، سلیس، پاک و بی‌غل و غش که از آن میان سعدی، حافظ، ملاصدرا و بسیار نام‌آوران دیگر برخاسته‌اند به گونه‌ای که حتی سعدی و حافظ را به شیراز می‌شناختند و خود به شیرازی بودنشان افتخار می‌کردند.

همام تبریزی یکی از شاعران قرن هفتم خود به این امر اقرار کرده است که سروده:

«همام را سخن دلپذیر و شیرین است

ولی چه سود که بیچاره نیست شیرازی»

این سخن بدین معناست که شیرازی بودن در گذشته‌ها افتخاری بوده است که دیگر شهرهای ایران از آن محروم بوده‌اند.

یکی دیگر از شاعرانی که زاده شیراز بوده چنین سروده است:

«نازش سعدی به ملک خاک شیراز از چه بود

گر نمی‌دانست باشد مولد و مأوای من…»

در گذشته‌ها و هم اینک شیراز را به شعر بیشتر می‌شناسند تا به فعل. این خاک که مرکز و مدفن اولیاءالله و عرفای به نامی مانند بقلی شیرازی «روزبهان» و باباکوهی است و مدفن حضرت احمدابن موسی(ع) و علی‌ابن حمزه(ع) در آن قرار دارد امروز هم اندکی از روح عرفان و فلسفه و شعر برخوردار است و بیشتر نازش آن به بزرگانی است که در گذشته‌های دور و نزدیک در آن زیسته‌اند. (ادامه…)

سرمقاله

محمد عسلی

سال نو را چگونه آغاز کنیم؟

آفرینش بر مدار قانونمندی می‌چرخد. زمین را خاصیتی است که در آن رشد و نمو در مسیر کمال‌یابی جانداران از تولد تا مرگ دنبال می‌شود.

سرعت رشد جسمانی در آغاز تولد تا سنین نوجوانی از سرعت رشد قوای فکری بیشتر است تا قالب حرکت ظرفیت پذیرش روح ناآرام را به تناسب انتظاری که از آن می‌رود داشته باشد.

پس هر حرکتی که مخالف و در جهت عکس طبیعت و قانونمندی الهی باشد در رشد جسمی و روحی آدمی خلل ایجاد می‌کند و بیماری، ناتوانی، ضعف و سستی را سبب می‌شود. هر فصل از چهار فصل زمین حکایت‌هایی دارد و پیام‌هایی که فقدان یکی تزلزل دیگری را موجب می‌شود.

بهار آغاز شکوفایی، حرکت و رشد است که تأثیر عطر و رایحه شکوفه‌ها و گل‌ها و جانداران و به ویژه انسان‌، آنها را به پویایی، حرکت و اندیشه و تفکر اخلاق تشویق می‌کند.

در واقع بهار نیروی محرکه جسم و جانست که انگیزه حیات شاد و لذت احساس را در آدمی قوت می‌بخشد.

اگر این احساس تحریک شده راه عقل و خرد را باز کند و آنرا پالایش دهد آدمی هم همچون درختان و سایر موجودات زندگی جدیدی از سر می‌گیرد و بارقه شوق و امید در چشمانش مقابل زیبایی‌ها او را به زندگی امیدوار و سرزنده می‌کند. (ادامه…)