یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
دشواری قبول مسئولیت در عصر مطالبه گری
شادی های ناشی از بارندگی به اندازه ای مردم استان را ذوق زده کرد که خسارت های وارده ناشی از سیل را تحت الشعاع قرار داد. اصولاً تمامی رویدادهای طبیعی دو وجهی هستند از زلزله و سیل و آتشفشان گرفته تا کولاک و تگرگ و برف سنگین و رانش زمین و سوختن جنگل ها و توفان و گردباد و در واقع حکم “فرج بعد از شدت” را دارند. کیست که منکر تأثیر غبارهای آتشفشانی بر باروری ابرها و بارندگی باشد. تگرگ میوه های بی رمق و غیرمقاوم را می ریزد، برف با جذب تدریجی به زمین سفره های زیر زمینی را پر می کند و برخی آفات مضر برای روییدنی ها را از بین می برد. زلزله به زمین فرصت تنفس می دهد و سیل ضمن این که لایه های بالایی خاک را جابجا می کند به پر شدن تالاب ها و کاستن از درصد شوری آنها یاری می رساند. از این رو باید بگوییم که ما با طبیعت مشکلی نداریم و اگر مشکلی باشد به خودمان برمی گردد. وقتی تعداد محدودی از سکنه ی یک روستا که در معرض هجوم سیل قرار دارند هشدارها برای جابجایی سریع را نادیده می گیرند و همه را به زحمت می اندازند دیگر چه باید گفت؟ در جریان سیل اخیر پلی که ۷۰ سال پیش ساخته شده آسیبی ندیده اما دو پل که یکی پنج سال پیش ساخته شده و دیگری حدوداً بیست سال پیش احداث گردیده تخریب شده اند. تقریباً حدود یک ماه قبل از وقوع سیل از بارندگی های قابل ملاحظه در بهمن ماه خبرهایی به گوش می رسید و از جبران بارش های کم و ناچیز در طول پاییز حکایت داشت. کارشناسان و پژوهشگران حوزه هواشناسی با تحلیل عکس های ماهواره ای، جریان های جوی و قرائن و شواهدی که برای متخصصان این حوزه معنادار است سیل اخیر که اغلب استان های جنوبی کشور را در بر گرفت را پیش بینی کرده بودند. خوشبختانه هم صدا و سیما و رسانه های مکتوب و هم ادارات و سازمان های مرتبط ضمن اطلاع رسانی به موقع ذهنیت لازم برای مواجهه با چنین رویدادی را ایجاد کردند اما پر واضح است که ظرف مدت سه هفته تا یک ماه امکان بازسازی خانه های آسیب پذیر وجود نداشته و تعیین نقاط پر بارش نظیر قیر و کارزین و جهرم نیز از همان ابتدا آسان نبوده و یا امکان نداشته است. (ادامه…)

یادداشت سردبیر
اسماعیل عسلی
نقبی به شوراهای شهر و روستا
از آنجایی که برگزاری انتخابات مسکوت مانده شوراهای شهر و روستا در اسفندماه سال ۷۷ به عنوان مطالبه ای سیاسی مطرح شد که برخی از طیف های شناخته شده به دنبال آن بودند، رنگ و بوی جناحی آن بیش از حد متعارف، ملحوظ نظر قرار گرفت و نتیجتاً شوراهای شهر را به همان سمت و سویی برد که گریبانگیر مجلس شورای اسلامی شده بود. اصولاً میدان داری احزاب و گروه های سیاسی در انتخابات با توجه به این که احزاب و گروه های سیاسی از لحاظ ساختاری و سازمانی استاندارد نیستند و معمولاً در آستانه ی انتخابات فعال می شوند و اعلام موجودیت می کنند، چنگی به دل نمی زند زیرا از یک سو اتکای آنها به تشکل های نوین مردم نهاد و مراکز علمی و دانشگاهی چشمگیر نیست و از سوی دیگر نشانه های گونه ای دموکراسی بومی شده ی نابالغ را دارد؛ به همین دلیل اکثر اندیشمندان و صاحب نظران متخصص که از قدرت گفتمان سازی و ایده پردازی بالایی برخوردارند، از ترس این که در جریان رقابت های انتخاباتی با انگ های رنگارنگ تخطئه شوند، رغبت چندانی برای حضور در این کانون های مهم تصمیم گیری از خود نشان نمی دهند و بیشتر ترجیح می دهند که دیدگاه های خود پیرامون مسایل ملی و محلی را در اتاق های فکر که حواشی کمتری دارند مطرح نمایند. طبیعی است که در چنین شرایطی باید برای گرم شدن تنور انتخابات فکری کرد لذا تکیه بر قوم گرایی، محله محوری و به میدان آوردن برخی شخصیت های چهره شده با قابلیت بالای جذب عامه ملحوظ نظر قرار می گیرد و یا این که عده ای به موج سواری دست می زنند و با رصد حساسیت های ایجاد شده در افکار عمومی و چسبانیدن برچسب های مورد اقبال مردم بر پیشانی نامزدهایی خاص، بادبان کشتی بدون پارو و موتور محرکه ی خود را با جهت وزش بادهای فصلی هماهنگ می کنند. حاصل رویکردهایی از این دست شکل گیری شورایی است که از بدنه ی کارشنایی و تخصصی بالایی برخوردار نیست. در نتیجه اتخاذ مواضع انفعالی در مقاطع حساس و تأثیرپذیری از جریان های قدرت محور به تشکیل دایره ی بسته ای می انجامد که در کانون آن افرادی میان مایه نقش تعیین کننده ای ایفا می کنند و همواره این آمادگی وجود دارد که عده ای با بی اعتنایی به معضلات کلیدی حوزه ای که آن را نمایندگی می کنند فضای شوراهای محلی را به سمت مسایل سیاسی و جناحی محض بکشانند و با تکرار جملات شخصیت های سیاسی به مناسبت های گوناگون خلأ ایجاد شده ی ناشی از بی تخصصی و بی اعتباری خود را پر کنند و با متصل کردن خود به جریان های کنشگر بیرونی برای خود ایجاد موقعیت نمایند به طوری که اگر رابطه ی آنها با چنین جریان هایی قطع شود، خودشان فی نفسه حرفی برای گفتن ندارند! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
در گذرگاه سیل و حوادث ناگوار
باران¬های سیل¬آسای اخیر که هدیه بزرگ خداوند به زمین¬های تشنه و کشاورزان چشم-انتظار بود دو پیام مهم با خود آورد.
نخست اینکه در ناامیدی بسی امید است و خداوند دعای خستگان را اجابت می¬کند و زمانی که کمتر انتظار چنین باران¬های پررحمتی می¬رود شادی و امید به دل¬ها می¬آورد و شهر و روستا و کوه و در و دشت و بام و کوی و خیابان را شست¬وشو می¬دهد چنانکه خورشید تلألؤ خود را در آینه نگاه خیابان¬های شسته به تماشا می¬گذارد.
دوم، این پیام مهم که تمام شهرها و روستاهای ما در برابر سیل و باران¬های سیل¬آسا آسیب¬پذیرند.
و اما بعد:
سالیان درازی است که اجازه می¬دهیم در کنار و نزدیکی رودخانه¬ها ساختمان¬سازی شود. هر چند می¬دانیم اگر چنین باران¬های پرآبی ببارند آب وارد خانه¬ها می¬شود.
و می¬دانیم اگر در کنار رودخانه¬ها راه عبور اتومبیل¬ها را باز کنیم به هنگامه سیل رودخانه¬ها کشش لازم را ندارند و احتمال وقوع حوادث ناگوار برای بلعیدن اتومبیل¬ها و سرنشینانشان زیاد است. (ادامه…)