سرمقاله
محمد عسلی
«روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست…»
رمضان رو به پایان است و رمز آن هنوزا هنوز سربسته مانده که چرا و چگونه مسلمانان گرسنگی و تشنگی را بر خود تحمیل می‌کنند در ماهی که رمضانی نام نهاده‌اند به این بهانه که مهمان خدایند و به خدا نزدیکتر و روزه‌داران در انتظار سفره افطاری که هر چه پر و پیمان‌تر باشد خشنودی حاصل‌تر.
آری فلسفه روزه را درک وضع گرسنگان، همدردی با بیچارگان، استراحت دادن به جسم و پرورش روح دانسته‌اند تا بدانجا که در وصف این روزها نویسندگان و شاعران و وعاظ و مدیحه‌سرایان داد سخن داده و نکات ظریفی را بیان کرده‌اند.
از آن جمله این شعر که:
اندرون از طعام خالی دار
تا در او نور معرفت بینی
نور معرفت و یا دانایی راز و رمز رمضان خود حکایتی است غیرقابل وصف که در همه کس ظاهر نمی‌شود و هر روزه‌داری بدان نایل نمی‌گردد.
دلی باید و حالی و فراغتی در ایامی که بتوان از آنچه وابستگی و تعلقات است رها شد و در عبارت و فهم به خدا رسید و درک هستی و آفرینش را وجهه همت قرار داد. که خیر آن به خود و دیگران رسد به هر اثر و تغییر در رفتار که خود یادگیری به نهاد رفته است زیرا حافظ را عقیده بر آن است که:
«ثواب روزه و حج قبول آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد …» (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
دانشگاه، بودن یا نبودن
اگر ساعاتی را پای درد دل فارغ التحصیلان دانشگاهی بنشینیم و حرف های آنها را بشنویم هر چند بسیار متاسف می شویم اما همین احساس همدردی نیز اندکی از بار اندوه آنها را می کاهد. مشکل این جوانان از لحظه ورود به دانشگاه آغاز می شود. دانشگاه هایی که مثل قارچ روییده اند و هیچ پیوند و هماهنگی با کانون هایی که وظیفه ی آنها برنامه ریزی برای تعیین سقف پذیرش دانشجو در رشته های مورد نیاز کشور است ندارند چرا که هدف آنها اغلب ثروت اندوزی و مشغول سرگرم کردن جوانان است تا جایی که حتی در زمینه ی جذب دانشجو با یکدیگر رقابت می کنند و برخی از دانشگاه های دولتی را نیز به این میدان کشانیده اند و این در حالی است که با توجه به نیاز بازار اغلب دانشجویان حتی قبل از فارغ التحصیل شدن باید محل کار خود را جانمایی کرده باشند تا بین تحصیل و کار آنها وقفه ای ایجاد نشود مگر این که قصد گذراندن دوران خدمت زیر پرچم را داشته باشند که در آنجا نیز ترجیحاً باید با بکارگیری در رشته های مورد علاقه ی خود به کسب تجربه بپردازند.
اصولاً تعریفی که از دانشگاه در جامعه ی ما ارائه شده غلط است. دانشگاه قاعدتا محل تحصیل کسانی است که با علاقه و انگیزه و توانایی فهم دروس یک رشته خاص که در دوران ابتدایی و متوسطه استعدادهای آنها در آن رشته مورد تأیید مشاوران تحصیلی قرار گرفته تحصیلات عالی خود را دنبال کنند و طبیعتاً خروجی چنین دانشگاهی صاحبان ایده، کارآفرینان، مخترعین و مکتشفین و کارمندان شایسته و افراد متخصص و کارآمد است. در جوامع توسعه یافته معمولاً تناسبی بین دانشجویان جذب شده برای تحصیل در یک رشته و بستر و زمینه کار و فعالیت در بازار کار وجود دارد و صرف نظر از دانشجویان خارجی که به موطن خودشان می روند سایرین معمولا امیدی به جذب شدن در بازار کار دارند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
سخنی چند با امام جمعه جدید شیراز
اول سلام
و بعد از آن: فارس را از آن رو ایران دوم نامیده‌اند که اقلیمی است وسیع با ویژگی‌های کم‌نظیر و مردمانی هنرور. هنردوست و دارای سوابق کهن تمدن پارسی و اسلامی.
مردمانی که به لحاظ قومیتی، عشایری، مذهبی و دینی بسیار متنوعند و به لحاظ پراکندگی جمعیت در مناطق آب و هوایی متفاوتند و منحصر به فرد.
این کلیت متنازل و تراکیب متزاید که تمامی آثار برجسته دوران‌های مختلف تاریخی را در خود جای داده قبل از آنکه روح اقتصادی بر آن حاکم باشد از یک آبشخور فرهنگی و تمدنی والا و جوشنده‌ای برخوردار است که نه فقط فلاسفه، دانشمندان، نویسندگان و شاعران پرافتخاری را در دامان خود پرورش داده بلکه روحانیون مبارز، فهیم، صادق و مجاهدی را نیز در ازمنه مختلف به ویژه در دوران معاصر به ایرانیان و جهانیان شناسانده که نامشان در تاریخ مبارزات دینی و سیاسی ثبت است.
با این وصف در تضادی آشکار روح بالنده فارس در چم و خم معضل بیکاری، اعتیاد و بالا بودن نرخ طلاق نسبت به ازدواج در عذاب است.
که این نیز خود از نوعی آسیب‌پذیری به لحاظ موقعیت جغرافیایی و فرهنگی خبر می‌دهد که نیاز به توجه، تتبع و پژوهش و رسیدگی کارشناسانه برای رفع معضلات اجتماعی آن دارد.
و اما بعد؛ (ادامه…)