سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
دورنمای مجلس آینده
مشکلات ساختاری، کلاف در هم پیچیده‌ی اقتصاد، چالش‌های فرهنگی، گسیختگی و نقایص پازل مناسبات منطقه‌ای و جهانی با ایران، سیاست‌های منجر به سرمایه‌گریزی، روند رو به رشد مهاجرت نخبگان و تحصیلکرده‌های بیکار، تقابل عملکرد دولت با بازار و بخش خصوصی، رفتار غیرمتعارف بانک‌ها، وابستگی نسبی بودجه به نفت در شرایط تحریم و بسیاری از کاستی‌های اجتماعی اگر چه می‌تواند دستاویزی قابل اعتنا و میدانی وسیع برای جولان نامزدهای نمایندگی مجلس و قالب کردن شعارهایی معطوف به بهبود اوضاع و حواله دادن آن به اذهان آشفته‌ی مردم باشد اما ارتقای سطح درک عمومی و روند رو به رشد مطالبات ساختاری از یک سو و کاهش اعتماد عمومی به شعارها و وعده‌ها، شیوه‌های تجربه شده‌ی گرم کردن تنور انتخابات را کم اثر می‌کند و نتایج دور یازدهم رقابت نامزدهای ورود به مجلس را در هاله‌ای از ابهام فرو می‌برد به طوری که بیشترین تلاش‌ها باید معطوف به حضور حداکثری مردم در انتخابات باشد زیرا وجه تمایز ایران نسبت به بسیاری از کشورهای خاورمیانه در بحث مردم‌سالاری نباید آسیب ببیند! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
یادکردی به رسم قدردانی از زنده‌یاد ناصر امامی
اهل فرهنگ، ادب، شعر و سخن باشی و در مجالس و محافل تو را بشناسند و به تعریف و تمجیدت بپردازند می‌شوی مثل خیلی از کسانی که تاکنون از دری آمده‌اند و از در دیگری رفته‌اند بی‌آنکه تأثیری بر ادبیات مردم و ذهن و زبانشان گذاشته باشند اما اگر سالیانی رفتار فرهنگی و عشق به زندگی دیگران در تو نهادینه شده باشد و جدای از تفاخر به شعر و شاعری و ادب و سخن‌های صواب و ناصواب به خدمت خلق در آیی و از تو خیری به دیگران رسد بی‌آنکه انتظار جبرانی، گوشه چشمی، عنایتی از این و آن داشته باشی آن وقت می‌شوی استاد ناصر امامی که قبل از آنکه شنیدن نامش تداعی‌کننده‌ی حرف و سخن و شعر و آثارش باشد، اخلاق حمیده، تواضع و قصد کمک‌رسانی و خدمتش تداعی می‌شود.
و اما بعد:
ناصر امامی را اینگونه شناختم که واقعاً ناصر بود. برای همه، خوب و بد نمی‌کرد. غریبه و خویش برایش فرقی نداشت. در سمت معاونت فرهنگی بیمارستان کوثر در جامه خدمت بود و به قول خودش فرهنگ‌درمانی می‌کرد. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی- سردبیر
پاسخی مشترک به یک پرسش
بسیاری از مردم تجربه همه جانبه‌ای از تأثیر دین‌باوری و گرایش به معنویت بر مناسبات اجتماعی آشنایی ندارند، در حالی که دستاوردهای سازنده و عینی و این جهانی باورمندی به ارزش‌های الهی به اندازه‌ای چشمگیر و غیر قابل انکار است که حتی برخی از جامعه‌شناسان سکولار نیز به قدرت نظام‌بخشی و هماهنگ‌کنندگی رویکرد عمومی به دین اذعان دارند و تأکید می‌کنند که بهره‌گیری از باور دینی عامه‌ی مردم برای القای احساس هم‌سرنوشتی و تشویق آنها به نوعدوستی، هزینه‌ی اداره‌ی جامعه را به نحو معجزه‌آسایی کاهش می‌دهد.
اگر چنین است که هست می‌توان این پرسش را مطرح کرد که مگر دین با روح انسان چه می‌کند؟ پاسخ ساده و سهل‌الوصول آن این است که دین با معرفی خدا به عنوان ناظر بر گفتار و رفتار و حتی پندار انسان، در وجود هر شخص باورمند به این حقیقت، یک نگهبان و ناظر می‌گمارد تا در نهان و آشکار خود را در محضر خدا ببیند.
هر چند هدف متعالی باورمندان به دستورات الهی درک بهشت و ثواب اخروی است اما با نهادینه شدن رفتارهای درست و امکان مشاهده‌ی نتایج عینی آن در همین جهان، هر انسان باورمندی احساس خواهد کرد همان بهشتی که در جهان آخرت به او وعده داده شده را می‌تواند در دنیا ایجاد کند. اینجاست که باید اعتراف کنیم این همه پولی که صرف خرید و نصب دوربین‌های مداربسته، گماشتن نگهبانان مسلح حقوق‌بگیر، حصارهای فلزی، دزدگیرهای خودکار الکترونیک، قفل و بندها و انواع گشت‌ها و مراقبت‌های انتظامی و بازرسی‌ها و… می‌شود در واقع هزینه‌ای است که جامعه بابت بی‌دینی می‌پردازد. اصولاً برای جامعه‌ای که ساز و کارهای دینی بودن آن در ابعاد قانونی، اجرایی و قضایی بخش قابل توجهی از بودجه کشور را می‌بلعد قابل قبول نیست که با وجود اینکه عنوان جامعه‌ی دینی را یدک می‌کشد بهره‌ی چندانی از نتایج عینی دین‌باوری نداشته باشد. (ادامه…)