سرمقاله
اسماعیل عسلی
ریاض، صادر کننده نفت و ترور
هر چند با گسترده تر شدن شعاع حوزه عملیات تروریستی توسط داعش انتظار می رود که شاهد همگرایی روزافزون بین المللی و خصوصاً منطقه ای برای مهار این سیل ویرانگر باشیم، اما متأسفانه نشانه هایی حاکی از وابستگی و همدستی تروریست ها با برخی از مدعیان مبارزه با تروریسم دیده می شود که دورنمای همگرایی کشورهای آسیب دیده از تروریسم را امیدوار کننده توصیف نمی کند.
اثبات وابستگی داعش به جریان های منطقه ای و برخی قدرت های غربی کار چندان دشواری نیست. این گروه مدعی برخورداری از پشتوانه ی ایدئولوژیک و دینی است، در حالی که نشانه های باورمندی نسبت به هیچ اصل دینی مشترک در بین ادیان توحیدی را نمی توان در اعمال و رفتار آنها مشاهده کرد. قتل عام غیرنظامیان و بی اعتنایی به مرزبندی های اخلاقی در منازعات مسلحانه، استفاده از کودکان و افراد نابالغ برای انجام عملیات انتحاری، همکاری افراد غیرمسلمان با آنها در تولید بمب و طراحی عملیات خرابکارانه و همچنین قساوت قلب و بیرحمی در نحوه ی به قتل رسانیدن مخالفان خود نظیر سوزانیدن، شکنجه دادن و خفه کردن تدریجی و بهره مندی از حمایت های مالی، لجستیکی و خدمات پزشکی دولت های تروریست پروری نظیر اسرائیل و آمریکا و… نشان می دهد که داعش متشکل از گروهی مزدور، وابسته و در خوشبینانه ترین حالت فریب خورده و احمق است که درک واقع بینانه ای از شرایط حاکم بر کشورهای اسلامی ندارد و موج اسلام هراسی که به دنبال ترورهای صورت گرفته توسط این گروه در جای جای جهان به راه می افتد بزرگترین دلیل وابستگی این گروه به کسانی است که اسلام حقیقی را مانع چپاول ها و انحصارطلبی های خود می دانند. (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
وقتی جنگل در آغوش آتش می¬میرد
در آن سال¬های کودکی و در نخستین روزهای درس خواندیم و نوشتیم آب، بابا، بار و بعد از آن مدام در این اندیشه به سر بردیم که بابا نان داد و هیچگاه نخواندیم و نگفتند: خدا هوا داد و درک نکردیم که گرسنگی را طاقتی بسیار افزون بر بی¬هوایی است چنانکه می¬توان چند روزی گرسنگی را تحمل کرد و تشنگی را نیز، اما دقیقه¬ای بدون هوا نتوان زنده ماند.
و نخواندیم که این موهبت خدادادی چگونه و چرا پیوسته در دسترس است تا آن زمان که به سموم نفس خودروها و کارخانجات آن را آلوده کردیم و آن آلودگی هم عادتمان شد. بعد از آن هر چند کم¬نفس شدیم و به مرور در مرگی تدریجی روزگارمان به سر رفت ما را از جنگ و کشتار ترساندند، از فقر و نداری ترسیدیم، از بیماری¬هایی چون وبا و طاعون ترسیدیم اما از بی¬هوایی نترسیدیم تا به وقتی که دیگر نفس نماند و مرگ از در جهالت وارد شد.
و اما بعد:
دیروز در خبرها آمد همانند سال¬های پیشین که صدها بل هزاران هکتار از اراضی جنگلی در آتش سوختند و پارک بمو هم از آن جمله بود.
و سال¬های آتی هم به هر تابستان مابقی درختان جنگلی بازمانده از خلقت هم خواهند سوخت و زمین لحظه به لحظه گرم¬تر خواهد شد تا زمانی برسد که دیگر هوایی در کار نباشد و یا آنکه هوای قابل تنفسی نباشد.
و ما هنوز هم غافلیم و به یاد نمی¬آوریم ۶۰ سال قبل را که هوایی داشتیم و حالی چنانکه به اندک بویی از سوخت¬های فسیلی حالت دل آشوب می¬داشتیم و تحمل استشمام بوی بنزین و گازوییل هم نداشتیم چنان که بوی یاس صد متر دورتر خانه همسایه را به مشام جان حس می¬کردیم اما اینک چنان بوی سوختنی¬ها هوا را اشباع کرده¬اند که کمتر بوی خوشی در مشام ما حس می¬شود. (ادامه…)

سرمقاله
اسماعیل عسلی
هرج و مرج بین المللی
مرور رویدادهای جهان در چند دهه ی اخیر به پژوهشگران این امکان را می دهد تا شاهد کلکسیونی از اعتراض ملت ها در برابر آنچه مناسبات بین المللی در چارچوب کنوانسیون های معطل مانده و بی فایده جهانی و منطقه ای است، باشند. بنابر این آنچه از دل دو جنگ جهانی اول و دوم بیرون آمد و به شکل گیری نهادهای بین المللی نظیر سازمان ملل متحد، شورای امنیت و برخی پیمان های نظامی انجامید به دلیل سمت و سوی جانبدارانه ای که داشت و بیشتر قواعد و اصول آن معطوف به تأمین منافع دول پیروز خصوصاً در جنگ جهانی دوم بود به چالش کشیده شده به گونه ای که چنین نهادها و سازمان هایی نه تنها قادر به تأمین صلح جهانی که فلسفه ی وجودی آنها اقتضای آن را دارد نیستند بلکه با اتخاذ سیاست های ضد صلح، بسترساز جنگ های منطقه ای، منازعات فرهنگی و چالش های اقتصادی هستند.
آنچه بیش از هر چیز مشروعیت برخی نهادهای بین المللی را زیر سؤال می برد عدم پایبندی کشورهای پیشگام در تأسیس چنین نهادهایی به مفاد آیین نامه هایی که توجیه کننده ی موجودیت آنهاست.
این که اکثر کشورهای عضو سازمان ملل متحد علیرغم تعهد به پرداخت حق عضویت در صورت مواجه شدن با تهدیدهای خارجی نمی توانند به اقدامات بازدارنده ی سازمان ملل متحد امیدوار باشند مگر این که گونه ای وابستگی سیاسی و اقتصادی و نظامی به کشورهای صاحب حق وتو داشته باشند، بیانگر این واقعیت است که افکار عمومی جهانی در عصر ارتباطات زیر بار مناسبات مبتنی بر رویکردهای نژادپرستانه و جانبدارانه نمی رود.
در حال حاضر با وجود صدها اصل و بند و تبصره گنجانیده شده در مانیفست سازمان ملل به دلیل اعمال نفوذ برخی قدرت های تمامیت خواه، هیچ معیار قابل اعتمادی برای ارزیابی رفتارهای ضد حقوق بشری وجود ندارد. به گونه ای که گاه شاهد محکومیت یک رفتار حقوق بشری در برخی کشورها هستیم در حالی که رواج رفتارهایی مشابه آن در کشورهای دیگر به دلیل وابستگی به قدرت ها با هیچ گونه واکنشی مواجه نمی شود. (ادامه…)