سرمقاله
محمد عسلی
اگر آمریکا شورای نگهبان داشت!
انتخابات اخیر ریاست جمهوری آمریکا که منجر به انتخاب غیرمنتظره دونالد ترامپ شد از همان آغاز تبلیغات انتخاباتی با اما و اگرهایی مواجه بود و اینک با اعتراضات گسترده‌ای در سراسر آمریکا روبه‌رو است که آخرین خبرها حاکی از کشته شدن یک نفر در این تظاهرات است.
بعضی از مفسران و تحلیلگران مسایل سیاسی را عقیده بر این است که می‌شد در همان ابتدای کارزار انتخاباتی به گونه‌ای عمل کرد که ترامپ نتواند آراء لازم را کسب کند. مثلاً اعضای حزب جمهوری‌خواه آمریکا به یک اتفاق نظر برسند که ترامپ فاقد صلاحیت لازم است؛ لذا حمایت خود را از وی بردارند.
هر چند شفاهاً و در حین تبلیغات بعضی از اعضای حزب بر علیه ترامپ سخن‌ها گفتند و صلاحیت وی را زیر سؤال بردند و عدم حمایت خود را از وی اعلام نمودند؛ اما کافی نبود زیرا او قبل از شروع تبلیغات انتخاباتی از طرف حزب خود مجوز ورود داشت.
اما آنچه بدون اما و اگر پذیرفتنی است، این است که اگر در قانون آمریکا نهادی شبیه به شورای نگهبان وجود می‌داشت که به لحاظ اخلاقی خط قرمزهایی را داشته باشد، فردی مانند ترامپ با آن سابقه سوء اخلاقی اجازه ورود به میدان انتخابات ریاست جمهوری نمی‌یافت.
و اما بعد:
بحث اینکه عملکرد شورای نگهبان در ایران قابل قبول و یا غیرقابل قبول است در این نوشتار مطرح نیست. آنچه مهم است اینکه قانون انتخابات آمریکا به عنوان کشوری که مدعی دموکراسی و مردم‌سالاری است نواقصی دارد و فقدان قانونی که تعیین صلاحیت به هر شکل نماید تا افراد ذیصلاح و واجد شرایط بتوانند نامزد شوند کاملاً محرز است زیرا بارها از خبرگزاری‌های داخلی و خارجی شنیده‌ایم که ترامپ یک تاجر است و هیچ سابقه سیاسی ندارد و سمتی هم در ارگان‌ها و نهادهای دولتی نداشته است.
آزادی به معنای اینکه هر کس بتواند خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری کند زمانی پذیرفتنی است که شرایط لازم برای این پست مهم را به لحاظ توانایی‌های علمی، جسمی، اخلاقی و سوابق شغلی و یا حزبی داشته باشد. (ادامه…)

ها چیشم،  ها ببم
ننه  ی کوکب که پاورچین پاورچین قدم ورمی  دوشت،  یهویی مثل خرگوشی که چشمش به جمال هویج روشن شده باشه، خودش رو رسوند به سیما خانم که با اون قد و قوارش مثل باباکوهی از دور دیده می  شد و نفس زنون گفت: ای وای می  دونستی که عروسی دخترم به هم خورد؟ سیما خانم با تعجب گفت: زبونتو دندون بگیر ننه  ی کوکب همچی می  گی به هم خورد که انگاری آش نذری به هم خورده، مگه چند سال نامزد نبودن؟ ننه  ی کوکب که همیشه آرزوش بود همه رو غافلگیر کنه و خبر داغ به گوش این و اون حواله بده با بی خیالی گفت: مگه تو این دنیای واویلا نیستی بنده  ی خدا، همی  ترامپ نکبتی که بی پرس و طلب رضایت، زن و دخترا رو ماچ می  کرد و بی بی کلینتون طبلکش رو به باد داد حالو شده رئیس جمهور، میگن از وقتی سر خر آفتابی شده ۵۰ دلار رفته رو هر اونس طلا، با این وضع و اوضاع تکلیف دختر منم معلومه، سالی که نکوست از بهارش پیدان. این دوماد مفنگی نکبتی من که خیال می  کرد با فوق لیسانس به کسی کار میدن حالو با هزار تا التماس و سفارش رفته تو قنادی عمو جوادش نخودچی پاک می  کنه، اگه ایطو پیش بره  هاتون  هاتون به جویی نمیرسه که بخواد گردنبند طلای گرون گردن بچه  ی من بکنه، دختر منم که شرم خورده حیا قی کرده، هر چی بهش گفتم ننه فوق لیسانس برای کسی آب و نون نمیشه به خرجش نرفت که نرفت حالو سر به زانو رو به شیطون نشسته تف به در و دیوار میندازه و از زمین و زمون بونه میگیره، دندش نرم باید بیشینه کنج خونه تا گیسش هم مثل دندونش سفید بشه، خدا وقتی میخواد بابای کسی رو بسوزونه خودش رو میفرسته دنبال هیزم، به درک اسفل من النار، تا جونش در بره، اِقد این دست و اون دست کرد و ایراد بنی اسرائیلی گرفت تا این مرتیکه  ی بی چشم رو شد رئیس جمهور آمریکا، میگن باباش تو فیلم کابویی وسترن بازی میکرده و خودش هم اهل کشتی کج بوده، به همه دندون نشون داده، گفته سبیل همه  ی مکزیکی  ها رو دود میدم، نه گذوشته و نه وردوشته گفته به ما چه مربوط که باید از اروپا دفاع کنیم مگه خودشون ارتش ندارن، مثل این که میگن میخواد با استخون کله  ی سیاها بین آمریکا و مکزیک دیوار بکشه. حیوونکی کلینتون چقدر شب تا صبح با نتانیاهو بیدارخوابی کشیدن تا تونستن  یه مشتی آدم ریش دراز احمق به اسم داعش علم کنن بندازن به جون مسلمونا حالو ترامپ اومده میگه میخوام سر به نیستشون کنم همچی که انگار نه خانی اومده نه خانی رفته. چی چی بگم واللو خر ساخته حالو فیل میخواد خرابش کنه، بعضیا هم میگن اینا همش حرف مفت بوده که دمیدن تو بوق و کرنا فوت کردن تو گوش مردم آمریکا، میگن آنگلا مرکل شبا کابوس می  بینه، بی بی سی عزا گرفته، دماغ سوخته  های آمریکایی هم عین مور و ملخ ریختن تو خیابون و پرچم خودشونو آتیش میزنن، دوره  ی آخرالزمونه، هیشکی از فردای خودش خبر نداره، آخی بمیرم برای پادشاه عربستان که پول نفت سیاهو خرج روسفیدی کلینتون کرد، حالام ورداشته با دماغ سوخته و دهن دوخته زنگ زده به ترامپ که  یعنی مبارکت باشه، سیما خانوم! الهی هیچ تنابنده ای به درد چه کنم گرفتار نشه، من نمی  دونم میخواد چیطو بشه،  یی مشتی آدم نفهم از پایین و بالو خالی کردن رو سر مردم سوریه، چند کرور آدم بلاتکلیف رو آواره کوه و دشت و بیابون کردن حالو نه آفتابه دارن که خودشون رو بشورن نه دستشون از کمرشون می  افته که بگن غلط کردیم، به عراق هم ظن و گمون خوشی ندارن، داعش هم مثل شغالی که دنبالش گذوشته باشن از این تپه به اون تپه،  یی جا میخوره  یی جو خرابی میکنه، غربیا هم که پوتین رو به اندازه  ی  یی دمپایی قبول ندارن سازمان ملل هم مسابقه  ی طناب کشی راه انداخته،  یکی تصویب می  کنه،  یکی وتو، خاورمیانه هم شده مثل خشتک صدام که صد تا وصله بهش دوختن و بازم مثل ترش بالو سوراخ سوراخه و اسباب خجالت!! (ادامه…)

سرمقاله
محمد عسلی
چه کسی به مردم آمریکا راست گفت؟
نتیجه انتخابات آمریکا فقط یک پیام داشت و آن اینکه مردم آمریکا تشنه افشاگری بودند، استفاده از تریبون‌های آزاد برای بیان واقعیت‌هایی که گر چه برای بسیاری ملموس بود، اما از یک کانال رسمی باور مردم را راجع به فساد سیاسی، فساد اقتصادی و فساد اخلاقی قوت بخشید.
در واقع این ترامپ نبود که به لحاظ تشخیصی و توانمندی سیاسی رأی آورد بلکه کلینتون بود که به علت بداخلاقی‌های سیاسی و مفسده‌های دوران کاری‌اش آرای خود را از دست داد.
افشاگری که ترامپ در خصوص سیاست‌گذاری‌های مخرب مانند به وجود آوردن داعش توسط کلینتون، فساد اقتصادی، آمارهای غلط، فسادهای اخلاقی و مسایل درون‌حزبی دموکرات‌ها کرد به منزله طوفانی بود که خاکستر روی آتش را کنار زد تا مردم آمریکا شعله‌های خشم ناباوری‌ها را از نزدیک شاهد باشند هر چند ترامپ به لحاظ شخصیتی و اخلاقی کاملاً تخریب شد، اما آنچه مهم‌تر جلوه کرد افشاگری‌های ترامپ در خصوص فسادهای درون‌حزبی دموکرات‌ها بود و قولی که به کارگران داده شد.
اینکه تغییر باید کرد، تغییر باید داد و تغییر را باید پذیرفت.
و اما بعد:
اگر فرض بر این بگیریم که سیاست‌های خارجی آمریکا صرفاً توسط یک رئیس جمهور تبیین و اجرایی نمی‌شود و کنگره و سنا هم پشت داستان هستند پس فرقی نمی‌کند ترامپ رئیس جمهور باشد یا کلینتون، تجربه نشان داده است که صد درصد چنین نیست. مثلاً حضور ۸ ساله اوباما در کاخ سفید تحولات و تغییراتی را در سیاست‌های اقتصادی و سیاست خارجی رقم زد که خواص بیشتر از آن اطلاع دارند.
هر چند تمامی وعده‌های ترامپ به مردم آمریکا عملی نخواهد شد زیرا بسیاری از آنها نیاز به شرایط و ابزار و بودجه دارد. اما خواهیم دید که آمریکا در شرایطی قرار دارد که می‌باید در باره روابط خود با روسیه تجدید نظر کند، در سیاست خاورمیانه‌ای خود تأمل بیشتری داشته باشد و برای ترمیم زخم‌های آبرویی که آمریکا از درد آن ناله‌اش به آسمان رفته مرهمی پیدا شود تا از دست داده‌ها دوباره به دست آیند. (ادامه…)